من امروز تصميم داشتم

| 9 Comments

 من امروز تصميم داشتم که کل قيافه اينجا رو عوض کنم و از اون ظاهري که ديروز گفتم استفاده کنم. ولي يه سري از دوستان از طريق نظرخواهي و جاهاي ديگه نکات خوبي رو ياد آور شدن که مهمترينش ناخوانا بودن مطالب اصلي بود. واسه همين يکي دو رو ز ديگه روش کار ميکنم. تا بلکه چيز خوبي در بياد. Anonymspy تو نظرش نوشته که ظاهر وبلاگ بايد ساده باشه. منم باهاش موافقم ولي خوب آخه اين همه من زور زدم اينو درست کردم ، حالا اگه نخوام ازش استفاده کنم که خيلي زور به فشارم مياد!! حالا بايد روش فکر کنم!

امير ديوونه ديگه نمينويسه! همين امروز در وبلاگشو تخته کرد و به من هم يه
Mail زده بود و يه سري چيزا گفته بود. (خيلي جالبه ما شايد روز چند ساعت با هم هستيم ولي بعضي وقتها يه سري چيزا رو به هم Mail ميکنيم! شايد خوب دليلي داره! البته شکر خدا ما با هم رودربايسي(رودروايسي؟) نداريم) من يکي که ناراحت شدم. نه به خاطر اينکه واسه وبلاگش کلي زور زده بودم. به خاطر اينکه اولا خوب مينوشت دوما آدم وقتي يه دوستش مينويسه خوب خيلي خوشش مياد ، چون از دوستش شناخت نسبتا کاملي داره و بهتر نوشته هاشو ميفهمه. من و امير با هم زياد بوديم واسه همين شايد بهتر از بقيه وبلاگ نويسها ميشناختمش. البته اين امير آقاي ما يه سري منطقهاي عجيب غريب داره که من هنوز بعد از حدود 9 سال دوستي واسم عجيبه! و خيلي هاشو تازه دارم ميفهمم. خوب شايد داره بزرگ ميشه و من هنوز کوچيکم. البته از نظر من خيلي هاش غلطه! خوب به هر حال نميشه که دو نفر مثل هم فکر کنن. از نظر خود امير ، چيزايي که مينوشت چرت و پرت بود! من کاري به کيفيت مطالبش نداشتم ولي از اينکه اون مينوشت و من ميخوندم لذت ميبردم. نوشته که وقتي واسه خودش خري شد مياد مينويسه! خيلي از اينايي که به قول امير الان واسه خودشون خري شدن ، متاسفانه حرفي واسه گفتن ندارن. چون خيلي تو زندگي غرق شدن. به هر حال آدم وقتي از يه کاري لذت نبره دليلي نداره که ادامه بده... شايد اگه خود منم احساس امير رو داشتم ، ادامه نميدادم. ولي قبلا صد بار گفتم بازم ميگم ، اگه هيچکي هم اينجا رو نخونه من از نوشتن اين چيزا خودم به شخصه لذت ميبرم. خوب شايد مريضم يا خود درگيري دارم. شما واسه شفاي ما دعا کنين. بعضي رفتارهاي امير غير خطي است! يعني تغييراتش قابل پيش بيني نيست. البته نميدونم الان که اينا رو ميخونه چقدر شرمنده عمه ما شده ولي خوب ما از اين عمه ها زياد داريم و خيالمون نيست. ... صلاح مملکت خويش خسروان دانند ...
من از بعضي نوشته هاي اين نازبانو خيلي خوشم مياد. از جمله اين مطلب يکي مونده به آخر. يه جورايي انگار داشت حرفهاي منو تکرار ميکرد. البته من برعکس ايشون از تحول خيلي خوشم مياد. ولي با اون جملاتش در مورد نگاه حال کردم:

" ... (فريب، برگرداندن صورت است هنگامي كه غرق تماشاي كسي هستي و وقتي نگاهش با نگاهت گره مي خورد و تو لو مي روي، جهت ديدت را عوض مي كني تا بگويي كه اشتباه مي كند...).
جدا هين نازبانوي ما داره خودشو گول مي زنه...گاهي اوقات براي به دست آوردن يه حس تمام تلاششو مي كنه و بعد هم ازش فرار مي كنه... مي خواستم يه سري تحولات در خودم ايجاد كنم، در احساسم، در روابطم و در طرز تفكرم...اما حالم بهم مي خوره از هرچي تحوله..! ... "


 نميدونم تاحالا واسه شما هم يه همچين حالتي پيش اومده يا نه؟ که نگاهتون آگاهانه تو نگاه يه نفر ديگه (البته از جنس مخالف) گره بخوره و بعد سعي کنين يه جوري خودتون رو بي تفاوت نشون بدين. واسه من يکي خيلي پيش اومده. خيلي بده که آدم يه چيزي تو فکرش باشه و واسه تبديل به احساس کردن اون فکر تلاش کنه ولي آخرش در مهمترين لحظه به قول ايشون خودشو فريب بده! بارها بوده که من اتفاقي تا اومدم به يکي نگاه کنم يهو متوجه شدم که اونم داره به من نگاه ميکنه! البته منظورم از همين نگاههاي معني داره! يه مدت بي تفاوت بودم. ولي يه مدت بدجوري دلم ميخواست که بفهمم اوني که يهو به من خيره شده چي تو کلش ميگذره! چون مطمئن بودم داره در مورد من فکر ميکنه! والا هيچوقت اينجوري تو بحر من نميرفت. شايد اين دوره زمونه بين ما عرف شده که ميگيم طرف داره آمار ميده يا يه سري اصطلاحات جالب ديگه! واسه همينه که ميگم اين نگاهها الکي نيست. ولي چه خوب ميشد بعد از نگاه دو طرف افکار همديگرو ميفهميدن. البته خوب شايد خيلي وقتها آبروريزي هم ميشد! چون دليلي نداره که من در مورد يه سري که بهشون خيره ميشم فکرهاي بد هم نکنم!! دلم ميخواد در اين باره بيشتر بنويسم ولي الان نه. بذارين يه کم بزرگتر بشم!! (از اين بزرگتر؟)

به من امروز از طرف شرکت ويژه نشر (نمايندگي يه سري انتشارات خارجي هم هست) زنگ زدن که براي نمايشگاه کتاب امسال هم باهاشون همکاري کنم. الان يک ساله که با اينا همکاري ميکنم. ولي امسال فکر نکنم بتونم. چون هم يکي دو تا امتحان دارم هم شايد با بر و بچ(!) بريم شمال. ولي خودمونيم ها! وقتي ميگم هر کاري مکنم بيخود نميگم! آخه يه دانشجوي رشته مهندسي عمران رو چه به کارهاي نشر و انتشارات و کتاب!؟ دروغ چرا ... آقا اگه به من بگن پول تو جمع کردن پروانه يا پرورش گياهان درياييه ، من از فردا يا دارم پروانه جمع ميکنم يا اينکه رفتم و در مورد گياهان دريايي (و به قول داداشم آبياري قطره اي گياهان دريايي!) دارم تحقيق ميکنم. چي کار کنم آخه اين چند وقته بد مدل به پول احتياج دارم... اين شدت نياز به استقلال مالي داره منو ميکشه! ... امروز زياد نوشتم ، شرمنده.

9 Comments

بيچاره اين يارو هم فکر کنم داشته از اون نگاهها که در موردش امروز صحبت کردم ، ميکرده که يهو چشماش چپ شده!

akse jalebiye.zahran ke in agha savare balame va touye neyzar dare parou mizane va az ye chizi ke tou asemoune be shedat ham tajob karde va ham tarside.Hala inke oun chiye man kari nadaram vali cheshmaye in aghahe kheyli jalebe yekish rafte tarafe mashregh yaki maghreb maloum nist oun chizi ke azash tarside invare ounvare kojast.kholase kheyli bamazast.Dar zemn man nagoftam az oun tarh estefadeh nakonid vali shayad ba ye meghdar tagheer dar rangha va font va karhaee az in dast ouno khanatar konin ke jazabiate site ham be ham nakhore.Doroste ke har chize golmangoli avalesh jazabtare vali bad khastekonande mishe chizaye sade modat zaman toulani adamo khaste nemikonan.

سلام احسان
مینویسم که بدونی وبلاگ رو میخونن!دلیل ننوشتن "کون گشادی"ما هست.به قول معروف ایراد از فرستنده هست.شما به گیرنده دست نزنید.همینقدر که اینکار خودت را راضی میکنه.میتونه و باید لذت بخش باشه.

سلام احسان جان
اميدوار بودم اينبار که آدرس صفحه ات رو ميزنم ، با صفحه جديدت روبرو بشم ، ولی بدلايلی که گفتی هنوز ازش استفاده نکردی.
در مورد عکس امروزت نظری ندارم ، هرچی فکر کردم چيزی به ذهنم نرسيد که بنويسم
تا بعد . . .

salam again agha ehsan
an inrooza inja ziad miam engar;)
man dar morede aks nazari nadaram yani agaram dashtam ba avalin negahi ke behesh andakhtam az zehnam kharej shod:D
amma fek konam aghaye mohandes inja ro mikhoonan age hich jaye dige ro nakhoonan va ina
be har hal aghaye mohandes ishala ke movafagh bashin....
felan
parisa banoo

rasti ye chizi yadam raft agha ehsan in matne oonnaz banoo kheili bamaze va ziba bood koli keif kardam bazam az in matna benevis khoobe:)
dige bye:)

salam ehsaan jooN!!
khooby azizam?! agha kolly sharmandamoon kardy ba in hame cheezy ke dar mored in hagheer dar webloget neveshte boody! ghosse amme jon ro ham nakhor ke man chizy nagoftam valaaa!
dar mored weblog... LAZEM bood ke oono bebandam! ba neveshtan oonaaa ye halaty behem dast dade bood ke avalesh khoshayand bood va bad chendesh avar shod! shayad nashy az hamoon gheir khaty boodany ast ke khodet goftee! be har hall dar mored eeny ham ke gofte gereftar zendegy misham!! azizam man felan korre khar hastam va mibiny ke gereftaar nashodam!! ishallaa khare kamel ke shodam ham gereftaar nemisham.
dar mored aks emrooz ham nazar nadaram :) deege zeere bare ta'ahody ham nistam ke alaky nazar bedam :P
movafagh bashy hamishe azizam va bye bye bye :X:X:X

اون منم كه دارم ميخوانم اونم خواهرم هست داره خوب گوش ميكنه.

سلام
دمت خيلي گرم.--------وحيد.

لینکدونی

وبلاگهای دوستان

Software tracking
Powered by Movable Type 4.3-en