December 2004 Archives
تاحالا این همه دری وری نوشتیم یه کم لطافت لازمه! از این مطلب خیلی خوشم اومد!
یکی بود، یکی نبود
توی دریا، بر آبادی نور
پشت کوه های بلند، یه جای دور
یه پری آتیشپاره، قد نخود
دس به کمر، سرتق و قد
یه خوشگلک، گوله نمک
همش پی دوز و کلک
تپل مپل، نون بربری
دستاش کثیف و جوهری
دمش هوا، سرش فکل
یه دختر حسابی خل
ته تغاری، بچه ننه
انگار طلبکار از همه
قهر و حسود،
کنج خونه اش نشسته بود...
این اصلشه، بقیه اش رو ندارم، ولی همین یه تیکه هم منظور خودش رو میرسونه!!!
" يكي از چيزايي كه ميگن در سوخت چربي خيلي موثره شويده (فكر كنم همين طوري مي نويسنش!) سعي كنيد موقع خوردن ناهار يا
خدايي نكرده شام (!) كمي شويد رو خورد كنيد و با ماست بخوريد. "
باز هم از عجایب دنیای وبلاگها، یه وبلاگ گروهی به نام رژیم گروهی که میخوان تا عید لاغر بشن. باز بگین وبلاگ بده!
راستی با خودشون تماس بگیرین شاید عضو جدید گرفتن!
تصمیم گرفتم برم درس دکتری بخونم... میخوام جراح مغز بشم.
جایی هست که آدم فوری یاد بگیره؟ لازم دارم. باید یه تیکه از مخ یه نفر رو در بیارم بیرون. خلاصه کمک کنید. ثواب داره!
البته از درس خوندن متنفر شدم... کسی قرصش یا آمپولش رو سراغ داره؟ سوالات کنکورش هم با پاسخنامه خریداریم.
کارتون شرک 2 رو دیشب دیدم. خیلی حال کردم. تو این کارتونها با بعضی شخصیتهای حاشیه ای خیلی حال میکنم. مثلا تو همین شرک 2 با اون موشهای کوچیکی که کور بودن و عصا داشتن خیلی حال میکردم. حرکاتشون عالی بود. یا اون صحنه که نشسته بودن و تلویزیون نگاه میکردن و وسطش تبلیغ نشون میداد. یا نحوه وایستادن گربه جلوی سربازا که خودشو لوس میکرد...
اگر این کارتون رو هنوز ندیدید، بشتابید.
برادران عزیز...! اینقدر نزنید تو سر وبلاگ. ببینید چه وبلاگهایی که پیدا نمیشه. این یکی دیگه آخر موضوع رو داره. یه سری بهش بزنید و تکنیکها و رموز دختربازی بهره مند شوید: راز و رمز دختربازی و اغواگری خودش تو عنوان وبلاگش نوشته اسراری که اکثر مردها هرگز نخواهند آموخت! اگه فردا دیدین یه وبلاگ زدن واسه آموزش پسربازی و نکات و رموز آن، بدونید که یه جنبش فمینیستی بوده!
من همیشه این ماجراها و بحثهای وبلاگی رو دوست داشتم. بحثهایی که توی وبلاگستان و بین وبلاگ نویسها پیش میاد. به دو دلیل... یکی اینکه خب هیجان میده به جو وبلاگستان، دلیل دیگه هم اینکه فقط کسی از این بحثها سر در میاره که خودش توی وبلاگها حضورداشته باشه و خلاصه به هیچ کجای این دنیا و ایران و دین و سیاست و اینا مربوط نیست! این موضوع مال دو روز پیشه ولی من تازه خوندمشون!
حسین اومده یه جا یه سوتی داده، کلاغ سیاه (یه مدت مرده بود ولی خب عمر کلاغ مثل اینکه خیلی زیاده) مطلب جالبی در موردش نوشته. تا حدودی هم باهاش موافقم. چون آدم هرچی هم گرفتار باشه ولی بعضی مسایل فنی یا غیر فنی که باهاش در ارتباطه بعیده جلب توجه نکنه.
نوید از وبلاگ نویسان خوبیه که مطالب آموزنده و کاربردی در مورد مووبل تایپ و مسایل مرتبط با وبلاگ مینویسه. بگذریم...
این کلاغ سیاه هرچقدر هم مرده باشه ولی بعضی وقتها حرفهای جالبی مینویسه:
اين پوست کلفتي تنها آس و برگ برنده سردبير در سرزمين کيبرد و کامپيوتر است که طبق يکي از اصول جبر به موفقيت ختم خواهد شد
متاسفانه زیاد با کلاغ هنوز بی ریا نشدم که بتونم بهش یه کم تیکه بندازم تا قوه پوست کلفتیش رو چک کنم!
نمیدونم به قول خودش حسین درخشان آدم مهمی بود یا کلاغ سیاه که بخاطرش این همه روی کیبرد تلق تلق ضربه بزنم ولی اگه راستشو بخواین من از جفتشون خوشم میاد پس نتیجه میگیریم آدمهای مهمی هستن! (یکی منو بگیره!)
دوستان عزیزی که Laptop دارن از این به بعد Laptop رو روی پاهاشون نذارن موقع کار... حالا عرض میکنم چرا!
طبق آخرین تحقیقات به نقل از Wired ، چون زیر Laptop معمولا خیلی گرم میشه، و این حرارت رو به سمت پایین منتقل می کنه باعث گرم شدن تخم ها میشه(شرمنده کلمه دیگه ای به ذهنم نرسید!) و این حرارت مثل اینکه تاثیر منفی داره و ممکنه حتی آدم بچه دار نشه!
قابل توجه بعضیها که علاقه خاصی به چت کردن روی تخت و گذاشتن Laptop روی پاهاشون دارن، از ما گفتن بود فردا نندازن تقصیر همسرشون!
ولی خدا رو شکر که Laptop نداریم و هنوز مردونگیمون سر جاشه!


Recent Comments