آدم بعضی وقتها تو یه شرایطی قرار میگیره که از یه سری چیزا که تاحالا بدش میومده کلی خوشش میاد براش لذت بخش میشه. از جمله:
1. جلسات سخنرانی طولانی که توی مسجدی یا جایی که میشه راحت نشست برگزار میشه.
2. کلاس های درس طولانی و متعدد.
3. شبها زود خوابیدن.
4. اتلاف وقت.
به قول بچه ها گفتنی چون می گذرد غمی نیست!


اين جلسات مسجدي ساندويج هم ميدن؟
ميكم شام هم ميدن؟
استاد! غلط نکنم این نشانی ها که دادی از پادگان و جامه مقدس سربازی سخن میگوید. آخ که گفتی و آتش زدی بر جانم! ...بخواهی نخواهی میگذره پس سعی کن باهاش کنار بیایی.
من یک چیز بگم؟
قبل از خواب سه کار معروف رو می کنی ؟
جیش بوس لالا :D
تا یه چشم بهم بزنی تموم شده:)
bemiram bemiram :((
حتما خبریه !
کیوان درست کفته ؟
تازه به جاي نوشابه آب جوش هم ميدن :D
فقط مواظب باش اين وسط مسطا بلا نيارن سرت. حيفه به خدا از دست بری و بلا بشی در اوج جوانی و توانايی!
اگه نگذره هم غمی نیس حاجی.هس؟
سلام احسان جان. این چیزایی که تو میگی صد در صد از سربازخونه است. تازه فکر کنم که نیروی زمینی ارتش هم باشی . من هم اعزامی 2 دی 83 هستم . دهنم تو اون پادگان سرویس شد. ولی میگذره بالاخره . به قول خودت چون میگذرد غمی نیست.
خواهد گذشت ...
نگذشته ها رو بچسب ...
خوش باشي !
سربازي رو عشق است !
قدرش رو بدون که مثل برق و باد ميگذره و حسرتش به دلت ميمونه.
من که آموزشيم 2 ماه وسط بيابون هاي سيرجان بود بهت ميگم ها. نه اون سوسولايي که صبح با ماشين ميرفتن پادگان و عصر ميومدن خونه خودشون.
قدر بدون حسابي ...