July 2005 Archives

| 26 Comments

خاله جان بنده طی یک تماس تلفنی روز زن و مادر رو به اینجانب تبریک گفتن! منم جا داره از همینجا این مناسبت نیکو رو به همه لطائف و ظرایفی که ممکنه هنوز زن یا مادر هم نشده باشن تبریک بگم!

راستی دارم الان فیلم Wedding Crashers رو میبینم... تقریبا نیم ساعت از فیلم گذشته و دو نفر نقش اصلی فیلم (Owen Wilson و Vince Vaughn ) مخ 100 تا دختر رو تا الان زدن و به نتیجه هم رسوندن!!! فیلم جالبی به نظر میرسه. کلی هم دختر خوشگل داره! حالا صرف نظر از فرهنگ آمریکایی و این جور مسایل، اینم یه مدل زندگی کردنه ولی به قول معروف آیا چرا!؟

| 9 Comments

راستی! دوربینی ابتیاع کرده ایم شیکان و رفته روی قیمتمان فراوان! خریداران محترم در جریان باشند...!

| 3 Comments

خب قلیان هم آزاد شد. دیگه چی میخواین؟ مشکلی داشتین ایمیل بزنید حل می کنند. توی اصل خبر نوشته که "عرضه سیگار و سایر مواد دخانی" حالا منظور از سایر مواد دخانی چی میتونه باشه.

تمپلیت جدید وبلاگ پرستو رو ببینید. ضمن تشکر از خانواده رجبی و شیخ اجل حافظ که ما را در این مهم یاری کردند، امیدواریم این تمپلیت زیبا روزهای خوب اون وبلاگ رو بیشتر کنه! (چی گفتم!) آخه ما واسه یکی کامنتهاشو درست کردیم ولی به جایی حساب نکردند و خلاصه چون کاربری این اصلاحات پایین بود میخوایم برش گردونیم حالت اول! (اخطار)

| 16 Comments

تو خواب هم شانس نیاوردم. ملت خواب سکسی و ماه پری و پول و پله و حال و حول میبینن و کلی لذت میبرن. اونوقت من بعد از عمری...

خواب دیدم که فرمانده جدید نیروی انتظامی، تمام بنزهای پلیس رو جمع کرده و یه مدل بنز خوف جاشون گذاشته و جالب این بود که توی خواب از دیدن این ماشینهای جدید کلی هیجان زده شده بودم.
حالا اینکه من اصلا چه ربطی به این قضیه دارم و این خواب چی بود خدا میدونه. فقط امیدوارم تعبیرش به خیر باشه!

معمولا اینقدر دیر و خسته می خوابم که تا صبح یه کله میرم و چیزی یادم نمیمونه. احتمالا این خواب به سفارش روابط عمومی ناجا تهیه شده بوده!

رفقای بنده رو دریابید که پروژه ای دارن تحویل میدن از برای کارشناسی ارشد MBA با موضوعی تو مایه های سفارش غذای آنلاین. خلاصه پرسشنامه ای آماده کردن. ضمن چشم پوشی از نقایص پرسشنامه و سوالات و این حرفها، دو سه دقیقه از وقت گرانبهاتون رو در راه اعتلای علم و دانش صرف کنید! (چی شد!)
فرم نظرسنجی


اون زمانها که ما پروژه تحویل میدادیم اونقدر علم پیشرفت نکرده بود که از اینترنت هم بشه کمک گرفت. یاد دانشگاه که میوفتم حالم بد میشه!

| 5 Comments

من الان فهمیدم که اگه مثلا یه فیلمی یا تئاتری یه کم ضایع بود اصلا نباید در موردش نوشت. چون اون شب تئاتر 7-8 نفر بودیم و تقریبا همشون وبلاگی بودن و هیچی ننوشتن. پس معلوم میشه چقدر من تازه کارم! این دنیای هنر عجب پیچیده است آقا!

تکمیل:
مثل اینکه هنوز جای امیدواری هست. + نتیجه میگیریم هنرمندها از هنر پیچیده ترن!

| 3 Comments

لطافت خونم شدید زده بالا...! به دعوت یکی از دوستان رفتیم فیلم اشکها و لبخندها رو دیدیم. یه فیلم رومانتیک و موزیکال. با دوبله فارسی که میگن از افتخارات دوبله ایرانه. جالب بود که متن شعرهایی هم که خونده میشد به صورت موزیکال دوبله کرده بودن.
سیستم فیلمهای یاهو جدیدا باحال شده و از روی rating هایی که میکنی میفهمه چه مدل فیلمهایی رو دوست داری. وقتی رفتم توی صفحه یاهو این فیلم دیدم با یه علامت ورود ممنوع قرمز نوشته که
Based on your 25 ratings, we predict: You might not like this movie
ولی من که خوشم اومد! به قول حمیدرضا زدم good و حال سیستم پیشبینی یاهو رو گرفتم.
من نمیدونم چیکار کنم با این همه لطافت فیلم!

| 1 Comment

دیروز رفتیم تئاتر! اسمش به اختصار میشه استاد ماکان، سه مرد پالتوپوش و منشی دکتر!. من تا به حال تئاتر نرفته بودم و این بار اولم بود و کلی حال کردم. محیط باحال و آدمهای باحالتری داره! خلاصه به دست اندرکاران شورای برنامه ریزی فعالیتهای فرهنگی گفتم که اسم من رو به عنوان پای ثابت برنامه های بعدی اضافه کنن. خلاصه اگه فردای روزگار ریش گذاشتم و مو بلند کردم دلیلش اینه.
راستی منشی دکتر خیلی شبیه یکی از دوستان بود. هم صداش و هم ادا و اصولش! البته از اون فاصله که ما نشسته بودیم. چون بعدش که عکسش رو از نزدیک دیدم نظرم عوض شد.
خوب شد دوربین نداشتم مگرنه دم در میگرفتن ازم!

| 14 Comments

این اصطلاح " #$ موش چال کردن " از کجا اومده؟!
مراد از این سوال یافتن شان نزول این اصطلاح است والا معنی آن عیان است! لطفا مودب بنویسید.

- لطفا هر آنگونه که صلاح میدانید بنویسید.

در همین لحظه البته ما رو که کشتن...! از راه دور! این مدلی نمرده بودم تاحالا و تجربه جالبی بود. بعضی وقتها خیلی از خودم حرصم میگیره. الان فکر کنم یکی از اون بعضی وقتهای درست حسابی بود!
اینقدر دوست داشتم الان توی سواحل نیلگون ایتالیا قایق سواری می کردم و از دور به مردم نگاه می کردم... حس خوبی داره وقتی از اون بعضی وقتهای درست حسابی باشه. چقدر آدمها ممکنه عوض بشن، لابد من آدم نیستم دیگه!

| 15 Comments

اخیرا تعدادی دوست آتش نشان پیدا کردم! البته خودم هم یکیشون. ما قبلا آتش نشان نبودیم، بعدا هم نخواهیم بود ولی امان از روزگار. بعضی وقتها میایم روی چمن و جدولهای محوطه میشینیم و دری وری میگیم و وقت میگذرونیم و بعضی از دوستان اقدام به مبادرت میکنند! سخت ترین کارمون وقت گذروندنه! چون بقیه مسولیتها اونقدرا سخت نیست.
یه روز صحبت از عشق و دل شد. یکی برگشت گفت که اصلا عشق یعنی اینکه آدم بهش نرسه. اگه برسه که دیگه فایده نداره.
جالب میگفت! ولی خب اگه آدم میدونه که نمیرسه پس چرا اصلا بره دنبالش؟

- مبادرت کردن در اصطلاح یه جور سیگار کشیدنه که با هیجان همراهه!
- پریروز درخواست نوشتم بهم یه دونه خودکار بیک آبی دادن! حس بسیار جالبی بود...

!!!

| 3 Comments

بالاخره یه چیزایی داره یادم میاد!

یار غار

| 3 Comments

دیر بازی بود که دغدغه اتصال به اینترنت در مخیله ما نمی گنجید، ولی امروز پس از مدتها قطعمان کردند و بازگشتیم به دوران دایل آپ! ولی بازم وفای این یار قدیمی ما را از خماری نیمه شب رهایی بخشید. بغل دوستان هم با استتوس های خود ما را نوازش می دادند. شب سختی در پیش است!

- مراد از ما در جملات بالا من است! صنعت خود تحویل گیری از صنایع کهن ادبیات پارسی است.
- بغل دوستان اصطلاح جدیدیست از صنعت ماسمالی.

جووونم!

| 8 Comments

محمد خرمن بيز مربي تيم كشتي آزاد نوجوانان قزوين گفت: برگزاري مسابقه‌هاي بين‌المللي روز جهاني كودك خون تازه‌اي در رگهاي كشتي استان قزوين جاري كرد.

اینم اصل خبر

لینکدونی

Software tracking
Powered by Movable Type 4.21-en