August 2008 Archives

آدرس

| 2 Comments
addresses.jpgاین عکس را یکی از دوستان در خیابان بهار گرفته. یه جورایی اوج عصبانیت و خستگی صاحب مغازه را نشون میده. طفلی چقدر هم دقیق متر کرده.

کنسرت گروه شمس

| 2 Comments
shams_86.jpgخیلی اهل کنسرت و تئاتر نیستم ولی خب پیش میاد گاهی. پارسال به لطف یکی از آشنایان رفتیم کنسرت گروه شمس. خیلی جذاب و جالب بود برام. مخصوصا برنامه رقص سماع گران قونیه. امسال هم با همون اشتیاق پارسال رفتیم ولی مثل اینکه دو ساعت قبل از شروع برنامه مجوز رقصشون لغو شده بود. برنامه امسالشون هم در سعدآباد و در همان جای قبلی بود ولی دکور پارسال زیباتر بود.
در حین برنامه آرش را دیدم که مشغول گرفتن عکس بود و قرار شد یک عکس اختصاصی برای ما (من و گلناز)‌ بفرسته. که البته هنوز چیزی به دستم نرسیده. خلاصه این عکس مربوط به شهریور پارساله.
از تمام موارد و ظرایف هنری برنامه بگذریم، یک سری مسایل حاشیه ای این کنسرت نظر من را به خودش جلب کرد.
دو تا از این نمایشگرهای بزرگ توی محوطه بود که اون بنده خداهایی که ردیفهای عقب هستن بتونن نتایج فیلم برداری ۶ دوربینه این مراسم را ببینند. ولی جالب اینکه همون اول برنامه روی یکی از این نمایشگرها پیغام Add new hardware معروف ویندوز اومد و خلاصه انگار کارت مربوطه را سیستم نشناخته. اون یکی هم حدود ١۰ دقیقه از برنامه نگذشته بود که گیر کرد و تصویر به اصطلاح فریز شد. حالا اون وسط مسوول مربوطه مجبور بود لابد سیستم را restart کند و خلاصه در کمال خونسری بدون اینکه کابل تصویر را بکشه،‌ روی صفحه به اون بزرگی نمایی از shutdown شدن ویندوز قابل تشخیص بود. تا اینکه ویندوز دوباره اومد بالا و خلاصه به هر ترتیبی بود تصویر رسید. در طول برنامه هم مرتبا بخشی از تصویر سیاه میشد و ناهماهنگیهای نرم افزاری و سخت افزاری کاملا مشخص بود. ناگفته نماند که مانیتور سمت چپی تا پایان مراسم خاموش بود. جالب اینکه فاصله این مانیتور سمت راست با ردیف اول صندلی ها حدودا ۲ متر بود و خلاصه ببینید اون ردیفهای اول (از جمله ما) در طول برنامه چه نوری تو چشماشون بود! قیمت بلیط برنامه هم از ١۰ تا ۵۰ هزار تومان با توجه به محل صندلی متغیر بود. (البته منظور از صندلی،‌ همینهاییست که در چلوکبابیهای بین راه میبینید!)
بروشور برنامه گروه هم ظاهرا آخر برنامه آماده شده بود و موقع خروج دادن که تو راه برگشت سرگرم باشیم.
مدیریت و کنترل چنین برنامه هایی واقعا کار سختی است و در این شکی نیست. ولی خب می شد خیلی بهتر اجرا کرد.

بازی

| 1 Comment
از موقعی که کامپیوتر را شناختم،‌ باهاش بازی هم می کردم. البته قبل از کامپیوتر یادمه TVGame بود. با اون بازیهای مسخره اش! یه دونه از اونا داشتم و کلی اون موقع باهاش حال می کردم. یک کم که گذشت commodore 64 خریدم. البته اون موقع بابام برام می خرید! خودم که پول نداشتم. بازیهاش روی نوار کاست بود و عین دیوونه ها مینشستم پاش تا بازی لود بشه!
هیچ موقع آتاری یا سگا نداشتم و همیشه خونه دوستان و آشنایان بازی می کردم. یه دوره ای هم که برای بعضی از بازیهای سگا که خیلی دوستشون داشتم میرفتم یه کلوپ بازی نزدیک خونمون و پول خرج می کردم.
بعد از اینا هم کم کم کنسولهای بازی پیشرفته تری اومد. من اون موقع ها کامپیوتر داشتم و با بازیهای اون حال می کردم. سالهای آخر دبیرستان و اوایل دوران دانشگاه اوج دوران بازیهای کامپیوتری من بود. هیچ موقع درس مانع بازی کردن من نبود. انواع اقسام بازیهای فکری و استراتژی و RPG را مشغول می شدم. معمولا هم یک دور بازی را با بدبختی تموم می کردم و بعدش رمز های مخفی اون بازی را پیدا می کردم و دو باره از اول ولی با قدرت بیشتری مشغول می شدم.
تا اینکه رفتم سر کار! دیگه یادم نمیاد تونسته باشم درست و حسابی بازی کرده باشم. بعضی وقتها به این قضیه افسوس می خورم. البته خب خرید لپ تاپ هم از عوامل موثر در کمتر بازی کردن بود. چند هفته پیش به سرم زد که یکی از این کنسولهای پیشرفته امروزی (یک xbox 360 )را بخرم و با تلویزیون LCD HD حال کنم‌(!) ولی خب اولش به شدت از بالا مخالفت شد. از طرفی حدس هم می زدم که فرصت بازی نداشته باشم. با خودم قرار گذاشتم که مدت زمانهایی که میتونم بازی کنم را یادداشت کنم. تقریبا یک ماه از اون موقع گذشته و حدودا ۲ ساعت زمان یادداشت کردم که فرصت بازی بوده. مثل اینکه بازی کردن هم سن و دوره ای داره.

لینکدونی

Software tracking
Powered by Movable Type 4.21-en