خیلی اهل کنسرت و تئاتر نیستم ولی خب پیش میاد گاهی. پارسال به لطف یکی از آشنایان رفتیم کنسرت گروه شمس. خیلی جذاب و جالب بود برام. مخصوصا برنامه رقص سماع گران قونیه. امسال هم با همون اشتیاق پارسال رفتیم ولی مثل اینکه دو ساعت قبل از شروع برنامه مجوز رقصشون لغو شده بود. برنامه امسالشون هم در سعدآباد و در همان جای قبلی بود ولی دکور پارسال زیباتر بود.در حین برنامه آرش را دیدم که مشغول گرفتن عکس بود و قرار شد یک عکس اختصاصی برای ما (من و گلناز) بفرسته. که البته هنوز چیزی به دستم نرسیده. خلاصه این عکس مربوط به شهریور پارساله.
از تمام موارد و ظرایف هنری برنامه بگذریم، یک سری مسایل حاشیه ای این کنسرت نظر من را به خودش جلب کرد.
دو تا از این نمایشگرهای بزرگ توی محوطه بود که اون بنده خداهایی که ردیفهای عقب هستن بتونن نتایج فیلم برداری ۶ دوربینه این مراسم را ببینند. ولی جالب اینکه همون اول برنامه روی یکی از این نمایشگرها پیغام Add new hardware معروف ویندوز اومد و خلاصه انگار کارت مربوطه را سیستم نشناخته. اون یکی هم حدود ١۰ دقیقه از برنامه نگذشته بود که گیر کرد و تصویر به اصطلاح فریز شد. حالا اون وسط مسوول مربوطه مجبور بود لابد سیستم را restart کند و خلاصه در کمال خونسری بدون اینکه کابل تصویر را بکشه، روی صفحه به اون بزرگی نمایی از shutdown شدن ویندوز قابل تشخیص بود. تا اینکه ویندوز دوباره اومد بالا و خلاصه به هر ترتیبی بود تصویر رسید. در طول برنامه هم مرتبا بخشی از تصویر سیاه میشد و ناهماهنگیهای نرم افزاری و سخت افزاری کاملا مشخص بود. ناگفته نماند که مانیتور سمت چپی تا پایان مراسم خاموش بود. جالب اینکه فاصله این مانیتور سمت راست با ردیف اول صندلی ها حدودا ۲ متر بود و خلاصه ببینید اون ردیفهای اول (از جمله ما) در طول برنامه چه نوری تو چشماشون بود! قیمت بلیط برنامه هم از ١۰ تا ۵۰ هزار تومان با توجه به محل صندلی متغیر بود. (البته منظور از صندلی، همینهاییست که در چلوکبابیهای بین راه میبینید!)
بروشور برنامه گروه هم ظاهرا آخر برنامه آماده شده بود و موقع خروج دادن که تو راه برگشت سرگرم باشیم.
مدیریت و کنترل چنین برنامه هایی واقعا کار سختی است و در این شکی نیست. ولی خب می شد خیلی بهتر اجرا کرد.


استاد توی اورکات محل سکونت رو مینویسی کانادا اونوقت میایی اینجا میگی رفتی کنسرت شمس؟! ما کدوم حرفت رو قبول کنیم؟!
میدونی، لامصب نمیدونم چی میتونه احساس مسؤولیت رو زنده کنه توی وجود آدما. اگه هر کس برای کاری که داره انجام میده ارزش قائل بشه، خیلی از این حاشیهها اساسا به وجود نمیان. (دارم زر میزنم، میدونم.)