خيلي دلم ميخواد هر

خيلي دلم ميخواد هر روز بنويسم. اصلا هم اينجور که يه سري ميگن مطلب کم نمياد و هميشه چيزهاي خوب واسه نوشتن هست. در طول روز کلي چيز باحال اتفاق ميوفته و ميشه در موردش نوشت ولي فقط يه مشکل دارم و اونم اينکه حدود 30 روز ديگه اين امتحان لعنتي رو دارم و يه عالمه درس. واسه همينه که يه کم بي نظم شده. خيلي وقت بکنم بتونم روزي چند تا از مطالب قسمت رفع اشکال سايت ابزاهاي فارسي رو بخونم. البته از چند نفر از دوستام خواهش کردم که کمکم کنن. خلاصه هم کلي مطلب واسه نوشتن دارم هم کلي انرژي و فکر توي اين کله پوکم که الان فعلا داره پر ميشه از محفوظاتي که شايد بعد از امتحان فوق هيچ وقت به دردم نخوره. اما فعلا شرمنده.

حسن داره عين يه خبرگزاري مرتب از عراق مينويسه. البته مثل اينکه سوغاتي که به من قول داده بود (زن کُردي) دودر شده و دبه در آورده که نميشه بيارم!

عکس امروز رو خسرو برام فرستاده. عکس دستکاري و اين حرفها نشده و يه عکاس باحال يهو گرفته. از مراسم Golden Globe. آدمهاي توي عکس رو هم بايد همه بشناسين ديگه. حالا واسه اينکه جالبتر بشه هرکي هر مدل ميتونه اين عکس رو توصيف کنه. فکر کنم نتيجه جالبي بده. پس: به نظر شما تو اين عکس چي ميگذره!؟

خيلي قديمها يه داستان از وبلاگ مستانه گذاشتم اينجا. وبلاگ خوبي که تقريبا يک ماهي ميشه که ننوشته. اون موقع که اينو نوشت تازه نتيجه کنکور فوق رو گرفته بود. در مورد رشته دانشگاهي " اژدها کشي " توي يه کشور دور مثل چين. الان دلم خواست دوباره بذارمش. شايد يه کم دلم خنک شه:
" ميگن تو كشور چين يه رشته دانشگاهي ميذارن بنام رشته‌ي اژدها‌ كشي. ملت ميان كنكور ميدن و قبول ميشن و درس ميخونن و زحمت ميكشن تا ليسانس ميگيرن. بالاخره يه روزاز دانشگاه ميان بيرون و ميگن خوب كو اژدها تا بكشيمش؟
امپراطور كه از اول ميدونست اژدهايي در كار نيست ترس ورِش ميداره كه اين جووناي پُرانرژي وقتي بفهمن از اژدها خبري نيست و چند سال سرِكار بودن، شورش كنن و آشوب به پا شه. اينه كه با مشاورهاش صحبت ميكنه و آخر سر اعلام ميكنن براي رشته اژدها كشي فوق ليسانس گذاشته شده!
جوونا، دوباره تو سر وكله‌ي خودشونو بقيه ميزنن و كنكور ميدن و قبول ميشن و ... خلاصه بعد از دو سه سال از دانشگاه ميان بيرون و ميگن هرچه زودتر اژدها رو به ما نشون بدين كه ميخوايم بكشيمش.
امپراطور كبير ميبينه هيچ چاره‌اي نيست جز اينكه براي اين رشته دكترا بذارن و ...
چند سال بعد يه عده متخصص اژدها كشي از دانشگاه‌ها بيرون ميان. ولي اين بار امپراطور هيچ نگراني نداره، آخه اونا ديگه جوون نيستن؛ پس زورشون به هيچ اژدهايي نميرسه ! "

راستي کاپوچينوي 34 هم ببينيد و بخونيد. زياد وقت نکردم خودم بخونمش. يه ستون جديد به اسم ورزش اضافه کرديم. علي لطفي توي اين ستون مينويسه. خلاصه تريپ ورزشيمون هم تکميل شد و قراره يه تيم فوتبال هم واسه ليک دسته يک بديم به اسم استقلالِ کاپوچينو! ستون عکس نفيسه هم از پشت صحنه اين سريال من چيکاره بيدمه! جالبه. اونايي که خارج هستن برن عکسهاش رو ببينن بلکه به ذره بفهمن که چي به چيه. ستون اينترنت هم اينبار احسان خودمون نوشته. مطلبي در مورد مدرک تخصصی شرکت پروسافت

در مورد فرهنگ واژه ها هم چون نميخوام کلمات مسخره از خودم بگم ميخوام از خودتون بخوام که بگين در مورد چه کلمه اي بنويسيم. فقط يه کم فکر کنيد که هم باحال باشه و هم اصطلاح با اون کلمه زياد باشه. يه فمينيست ميگفت که در مورد " گوز " بنويس. ولي گفتم بذار از خود ملت بپرسيم که دفعه بعد در مورد چي بنويسيم. در ضمن نشينين دنبال اون کلمه اصطلاحاتش هم بنويسين ها. فقط يکي دو تا کلمه بنويسين که دفعه بعد با چي سر کار باشيم!!؟ البته شايد بگن اين پسره ملت رو گرفته سر کار. اما به نظرم کار باحاليه و حداقل از چرت و پرتهاي من که وقت ندارم بنويسم بهتره.

January 31, 2003 | 73 Comments

قيافه اين بچه به

قيافه اين بچه به نظرم خيلي باحال اومد! خوراک قزوينيهاي خوش سليقه است! هم ميخندن هم به کارشون ميرسن!
کاپوچينوي اين شماره توي مصاحبه اصلي خودش ، با آقاي ابطحي ، معاون رييس جمهور صحبت کرده. شخصي که شايد در نگاه اول کسي به فکرش نرسه که ايشون حتي با کامپيوتر کار بکنه! ولي وقتي فهميديم که هم کاپوچينو ميخونه و هم وبلاگ ، خيلي جالب بود. مصاحبه رو بخونيد. نظرات مردم هم زير مصاحبه بخونيد. توي وبلاگ حسين هم در موردش بحث شده. من خودم توي مصاحبه نبودم و تازه ديروز خوندمش. کار اديت مصاحبه با خسرو بوده و در يکي از باحالترين لحظه ها ، ادامه مصاحبه رو به هفته بعد موکول کرده! کلي حال کردم با اين کارش! راستي همون اول مصاحبه ابطحي در مورد عضويت خودش در خبرنامه کاپوچينو نوشته. بين خودمون باشه ولي تا الان دقيقا 3114 نفر عضو اين خبرنامه هستن که به نظر خودم زيادي زياده!
محمدرضا ، توي ستون اينترنت يه مطلب خيلي خوب با عنوان تبليغات اينترنتي در ايران نوشته. اگه علاقه مند هستين حتما بخونيد که حرفهاي خيلي خوبي زده. تقريبا دست گذاشته روي يکي از بزرگترين مشکلات فعاليتهاي اينترنتي در ايران.
ستون عکس اين هفته نفيسه در مورد عشاير قصر شيرين است. اين ستون رو من خيلي دوست دارم و دلم ميخواست از همون اول تو کاپوچينو راه بيوفته. از همين هفته پيش کلي از طرف سايتهاي ديگه بهش لينک دادن و براشون جالب بوده.
(راستي قبل از اينکه کسي باز تو نظرخواهي به تعريفهاي من از کاپوچينو بد و بيراه بگه ، ناسلامتي خودم از اعضاي اين سايت هستم. اگه من از اين سايت تعريف نکنم پس کي بکنه!؟)

وبلاگ در رکاب اينترنت رو ميخوندم. يه اشاره به يه مطلب خيلي جالب از سايت IT-Iran کرده. ميزان استفاده نمايندگان مجلس از اينترنت. اين مطلب رو تا آخر بخونيد! تقريبا هيچ کدوم از نمايندگان در پاسخ به سوال خبرنگار مبني بر اينکه آدرس ايميلتون چيه جوابي ندادن! در انتهاي مطلب هم در مورد مرکز پژوهشهاي مجلس نوشته. اتفاقا من امروز صبح اونجا بودم. (البته کارمون اونجا تموم شده). باور کنيد اگه من خودم اين تجهيزات و نيروي انساني رو که براي گرداندن يه روزنامه الکترونيکي تلاش ميکنن از نزديک نديده بودم هيچ وقت باورم نميشد! حيفه که با اين همه امکانات و هزينه ، هنوز نماينده هاي مجلس در مورد کار با اينترنت ضعيف هستن. کاش همه مثل آقاي ابطحي بودن. فکر ميکنيد در اونصورت وضع اينترنت تو مملکت اينجوري عقب ميموند!؟ حيف...

بازيکده يه وبلاگ خيلي خوب از يه عشق بازي در مورد بازيهاي کامپيوتري. من از الان قول ميدم امتحانم رو که دادم يه کاري بکنم... نا سلامتي منم عشقِ بازي کامپيوتري هستم!
راستي اينو ديدين؟ Notes of an Iranian girl
يه وبلاگ خيلي خوب البته واسه اونا که دنبال اين چيزا باشن: ادامه تحصيل در كشور هلند، دانشگاه واخنينگن
گزارش BBC در مورد دستگيري باند زنان وبلاگ نويس در تهران!!

بالاخره تا مرحله 39 اون بازي لعنتي رفتم. ولي ديگه نتونستم جلوتر برم و واسه اينکه وسوسه نشم برم طرفش ، Temprory Internet Files رو خالي کردم. راحت! ولي همونجور که يکي از دوستان گفت يه مورد مسخره تو مرحله 36 داشت و اونم اينکه يکي از مستطيلها از روي بقيه رد ميشد!

خب نوبتي هم باشه نوبت اين فرهنگ اصطلاحات کذاييه! از اين بيشتر من يادم نيومد!
2. خر
کرّه خر - [...] خر! - خرخون - خرزن (کسی که زیاد درس میخونه) - خرفهم - خرزور - خر در چمن - خر تو خر - خرشانس - خرمهره - ...
عجب خری سواریم (وقتی مخاطب آدم خنگی باشه) - خر بیار و باقالی بار کن - طرف خر شد (طرف رو خر کردیم) - ...

عليرضا: اشک(با تشديد روي شين و کسره زير الف) - معني : اي خره.( اون بار معنايي که اين اٍشٌک تو زيون ترکي داره هيچ زبون ديگه اي نداره.
hy :  مغز خر خورده - خرباز (کسي که با آدمهاي نفهم زياد ميپره)
بهار: خر خودتي - از خر شيطون بيا پايين
مسعود: خرت به چند؟
پيام: خر: مخففِ خداداد رضاخاني (ارزيابي شتابزده)
بشير:  خر کيف
پرستو: خرچسونه - خرکار - خر بازي ! (وقتي خواهرزاده هام از سر و کولم بالا مي رن و به کشتي و اينا مي رسه، بهش مي گيم خربازي ) - خر کون برهنه ( به آدم ضايع گفته مي شه )
آوا: خر زهره
FreD: خرپول - نره خر - خر هست و ذکرش (!) - خرکي - خرمگس (يه آدم باحال با يه وبلاگ باحال)
نيلوفر: خرچنگ - خربزه - گورخر
بن بست: خرخاکي
ناني: خرمذهب
سياوش: خر غلت يا قلت (تو خواب شلنگ تخته انداختن يا تو بيداري غلت زدن)
پروين: ياسين به گوش خر خوندن - خر که شاخ و دم نداره
بهار: شرخر (آدمي که دنبال دردسر ميگرده و ميخواد شر درست کنه)
بهنام: اصلا تو خر کي باشي؟! (وقتي کسي تو يه کاري که نبايد دخالت کنه ، فضولي بکنه اينو بهش ميگن)
گيگيلي: خري که خراط نباشه قاطره! (فکر کنم ضرب المثله!)
پژمان: دست خر کوتاه - مثل خر خنديدن - (کلي اصطلاحات بسيار مصطلح نوشته که من چون تاحالا توي وبلاگم مستقيما از اين کلمات استفاده نکردم نميتونم بنويسم. ولي توي نظرخواهي رو بخونيد که بيشتر از همه اينا که گفتين استفاده ميشه!!)
سهيل: پاليکار! (اسم يه خر توي يه کارتون)
من: خر پر نميزنه - فلاني خرش خوب ميره (يعني فلان جا کلي رابطه و پارتي داره)

January 25, 2003 | 112 Comments

بابام امروز يه دونه

بابام امروز يه دونه روزنامه جمهوري اسلامي آورد خونه با خودش. يکي دو بار قبلا اين روزنامه رو خونده بودم ولي از وقتي اين روزنامه هاي رنگي اومده ديگه اينا هيچ جلوه اي نداره. اما هنوز هم مطالب خوندني توش پيدا ميشه!! اينا رو ببينيد شايد از فردا هر روز خريدمش!
جمهوري اسلامي - چهارشنبه 2 بهمن 81 - صفحه 5 - ستون نامه هاي شما:
حرمت نان را نگه داريد
" از مسوولين ذيربط تقاضا ميشود اجازه ندهند برخي از کارگاههاي نان فانتزي محصولات خود را به شکل حيوانات مختلف توليد کنند. نان برکت خداست و نبايد اينگونه مورد حرمت قرار گيرد. "
همان روزنامه - صفحه 10 - اخبار شهرستان:
" مردم ، نداشتن حسن شهرت برخي از رانندگان تاکسي ، چند نرخي بودن کرايه تاکسيها ، پخش موسيقي غربي در برخي از تاکسيها و فقدان دفترچه تاکسيراني بعضيها را از مشکلات تاکسيراني بندرگز عنوان کرده اند "

خدا رو هزار مرتبه شکر که اين روزنامه ها به انگليسي نيست و خارجيها چيزي از اينا نميفهمن! نظر شما چيه!؟

Gulf War 2
يه Flash جالب پيدا کردم. اين يکي نه خنده داره نه کسي رو لخت ميکنه... در مورد جنگهاي خاورميانه و نقش آمريکا و اطلاع رساني آمريکا براي مردم و اين چيزاست... يه کم طولانيه و يه جوري جنگها رو به بازي تشبيه کرده. اگه ديدينش به يه سري جملات که در مورد ايران و نيروهاي ايراني ميگه دقت کنيد! تقريبا هر گوشه يه چيزي در مورد ايران نوشته و حرفهاي جالبي ميزنه که واقعا جاي فکر داره. مثلا يه جا که نيروهايي ايراني رو اول بازي معرفي ميکنه ميگه:
 Eager to die, just as eager to kill you
يا در معرفي موشکهاي بالستيک و کروز نوشته:
Cruise Missle: Iran & Iraq have their own versions, the silkworm
Balistiq Missle: they come in many forms, e.g. Iraq's Scud $ Irans' Shahab
Aircraft carrier: very difficult to attack, Vulnerable to silkworm Missles and Iranian Subs
(يعني ايران اينقدر ترسناک و قدرتمنده!؟)
يه جا هم هست که آمريکا اعلام جنگ به ايران ميکنه و نيروهاي ايراني يهو زياد ميشن. پيغام نظامي ميده که:
Iran Pasdaran and Basij suicide battalions are ready to repeat the human wave attacks from iran-iraq war
يه جا هم يه تيکه باحال ميندازه! ميگه:
Iran fired one of their Shahab missles at our carrier. It missed by half a mile
آخرش نميدونم چرا کم ميارن و ميگن:
We can't afford a war with Iran. Let's arrange a ceasefire so that things calm down a bit
آخرش هم ايران و عربها و سوريه و پاکستان همه با هم متحد ميشن. ايران هم يه موشک اتمي از پاکستان ميخره! آخرش هم يه سري صحبتهاي باحال ميکنن و به ملت اعلام ميکنن که ما برديم!!
حتما ببينيد! من کارشناس نيستم نظر بدم ولي کسي اگه نظري داشت بنويسه!

حالا که بحث از ايران و ديد خارجيها در مورد کشورمون شد ، حسين پريروز در مورد وبلاگ حسن توي متافيلتر نوشت و خلاصه اين سايت حسن افتاد توي وبلاگها و سايتهاي خارجي... اکثرشون از ديدن عکسهاي حسن حال کردن و خلاصه نظرات جالبي دادن. جالب اينکه اين عکس حسن که يه دختر در حال قليون کشيدنه بيشتر توجه رو جلب کرده و دو سه تا وبلاگ در موردش نوشته بودن. اين و اين رو ببينيد.

در مورد اون مشکل با IP و راهي براي پنهان کردن IP ، کاوه و هومن برنامه هاي خوبي معرفي کردن. MultiProxy و Stealther که هنوز فرصت نکردم باهاشون ور برم. بعدا در موردشون مينويسم.
ممنون از اين دوستان.

January 22, 2003 | 46 Comments

این عکس از نمایشگاه

این عکس از نمایشگاه عکس ترافیکه. میدونم دیگه قدیمی شده ولی حتما همشون ببینید که یه دنیا حرف دارن.
انصافا رفيق به اين حسن سربخشيان ميگن! يه کم ازش معرفت ياد بگيرين! قرار شده چند تا زن کردي از کردستان عراق برام بياره! (به اصطلاح بِستونه!) خلاصه اينکه تاحالا اين مدلي سوغاتي نگرفته بوديم! راستي وبلاگش رو هم سربزنيد که از عراق حرفهاي جالبي مينويسه.
حالا که بحث از دوست و رفيق شد بذارين پز يکي ديگشون هم بدم. يه رفيقي داريم ما گل! ولي نخواسته ازش اسمي ببرم! خلاصه اينکه اين آقاي اسمشو نبر يه دونه Credit Card به اسم من برام گرفته و بالاخره به يکي از آرزوهام يعني داشتم Credit Card رسيدم! دروغ چرا کلي هم ذوق کردم! خلاصه از فردا هي فرت و فرت خريد ميکنم تو اينترنت! فقط يه مشکل کوچيک داره اونم اينکه پول نداره توش! (اسمشو نبر! نميشد خودتم پول رو ميريختي توش!؟) حالا بيخيال خلاصه اينکه اگه از فردا ديدين يکي داره توي اين حراجي هاي آمازون و eBay چيزاي گنده گنده مثل شهر و هواپيما و اين چيزا خريد و فروش ميکنه بدونين که من هستم! يه سوال ، کسي ميدونه آسونترين راه واسه پول ريختن تو اين حساب چيه!؟

يه نکته بد!
ما هنوز تو کف اين کرديت کاردمون بوديم که بدجوري خورد تو حالم! نميدونم سايت PayPal رو ميشناسين يا نه. واسه نقل و انتقالات پولي تو اينترنت و اين چيزا استفاده ميشه و خلاصه کلي فايده داره (البته کلي حرف هم پشتشه ها!) حالا نکته جالب اينکه وقتي با ISP هاي معتبر مثل ندا يا پارس آنلاين که IP هاي معتبر دارن ميري تو سايتشون ، چون ميفهمه از ايران هستي اين پيغام رو که بيشتر شبيه فحش خواهر مادره به آدم ميده!

Error 3029. Due to US economic sanctions you are not authorized to access the PayPal system. You can obtain further information from PayPal at 1-888-221-1161 or 402-935-7733 or from the Office of Foreign Assets Control at www.treas.gov/ofac

و جالبتر اينکه من يه اينترنت در پيت داشتم که سرعتش هم خوب نبود ولي با اون چون IP درست حسابي نداشت و نميفهميد از ايران هستم خلاصه راحت ميذاشت Login کنم و کارم رو انجام بدم. خلاصه اينکه الان به چند ميليون دلار پولي که توي PayPal سرمايه گذاري کردم دسترسي ندارم! متاسفانه اين سايتهاي Anonymizer هم کمکي نميکنه! تو رو خدا اگه کسي راهي ميدونه بگه. چه جوري ميشه IP رو از اين سايتهاي لعنتي مخفي کرد؟ يا احيانا ميدونه که کدوم اينترنتها توي ايران IP شناخته شده ندارن که برم کارت اينترنتشون رو بخرم. که بدجوري کارم گيره و اعصابمو خورد کرده. راستي اگه خواستين اينو تست کنيد کافيه برين يه account توي همين paypal باز کنيد. اگه مشکل منو داشته باشين نميذاره برين تو!

اين آمريکا هم يه چيزي ميدونسته که تحريم اقتصادي کرده ها! بعضي هاش واقعا فشار مياره. هواپيماهاي Boeing که ديگه نميتونن ديگه تعميرشون کنن و مجبورا از کشورهاي اروپايي بخرن ، کلي لوازم يدکي که نميذارن وارد بشه و قاچاقي مياد و کلي گرونه. حالا اينا زياد به من مربوط نيست. تيکه اينترنتش بدجوري ماتحت آدم رو ميسوزونه! تو هر ليستي که ميري سواحل عاج و بوگينافاسو هست ولي ايران نيست! تازه يه سري سايتها هم مثل اين PayPal که اصلا راه نميدن آدم رو! آخه اين چه وضعشه!؟

من یه نیم ساعت دیگه روی اون بازی زور زدم. ولی از مرحله 26 جلوتر نتونستم برم! اینایی که نوشتن تمومش کردم اگه راست بگن که واقعا دمتون گرم! من که کم آوردم! خود احمد مثل اینکه تا مرحله 33 رفته!
راستی اين Flash هم تو سايتش ديدم: خيلی باحاله! با ماوس ملت رو لخت ميکنيد و همينجور اونا توضيح ميدن که اولين بار چجوری لخت شدن! از من به شما نصيحت برين سراغ دختر خوشگلهاش. چون مردها و پيرزنهاش اصلا ديدن نداره! بعد از انتخاب آدم ، یه فلش سمت راست هرکی رو به پايين هست! مرحله به مرحله مشغول بشين! راستی کيفيت صدا رو هم پايين انتخاب کنید. خيلی باحاله!! فقط اگه خوشتون نيومد بد و بيراه نگين لطفا!
When was the first time you got naked in front of someone

در مورد فرهنگ و اصطلاحات هم بگم چون ممکنه کلمه کم بيارم و چون الان بايد برم بخوابم که صبح زود بيدار بشم و چون فکرم زياد کار نميکنه و چون دلم ميخواد بيشتر به اين سوال در مورد IP جواب بدين و خلاصه هزار و يک دليل ديگه باشه فردا... ولي تجربه باحالي بود. مطلب قبلي رو ببينيد. اونايي رو که نوشتين آخرش اضافه کردم. ولي لطفا اونايي رو بنويسين که من خودم ننوشتم و در ضمن مورد استفاده و مصطلح هم باشه. ممنون.

January 20, 2003 | 52 Comments

از وقتي اين وبلاگ

از وقتي اين وبلاگ رو ساختم خيلي بدقول شدم! هي ميام توش قول ميدم و ميرم واسه يه سال ديگه که قول رو اجرا کنم! اين Comment هاي مسعود و نگار و بقيه در مورد رفتن و اين چيزا بدجوري آدم رو ميترسونه! آقا من غلط بکنم بخوام از ايران برم!
کاپوچينوي اين هفته رو از دست ندين. يه ستون جديد به اسم عکس راه انداختيم که نفيسه مسوولش شده و هفته اول عکسها کار خودشه. اين عکس هم يکي از عکسهاي اين ستونه با عنوان مرغ کُشون! توي قسمت پانوراما هم شاني شريف کلي زحمت کشيده در آوازهاي عشاير لرستان نوشته و اين بار مولتي مديا کار کرده و يه سري آهنگ هم گذاشته. البته اون Flash  که کنار صفحه هست کار خودمه و من چون زياد وارد نيستم يه کم اشکالات داره. ولي آهنگهاي جالبي داره!! بقيه ستونها رو از دست ندين.
اين فلش نبرد آيکونها رو حتما ببينيد. جالبه!
بياين يه کل کل راه بندازيم... اولين برين اين بازي رو ببينين. يه بازي Flash کوچيک 40 مرحله اي ولي فکري! اينو تو وبلاگ احمد ديدم ولي خودش نوشته بود که معتاد اين بازي نشين! من با يه بار بازي کردم تا مرحله 23 رفتم ولي ديگه رسما کم آوردم و خسته شدم. حدود 1 ساعتي طول کشيد. بستم و بيخيال شدم. الان که دوباره بازش کردم ديدم اگه Offline باز کنيد و خلاصه از رو history بخونه مرحله ها رو به اصطلاح save ميکنه... حالا اگه ادامه دادم باز هم ميگم. کسي رکورد ميزنه!؟ فقط اگه کلي درس و زندگي دارين شروع نکنيد که مثل من بدبخت ميشين ها! آخه ظاهرا ايام امتحانهاست!
وبلاگ چخوف منو نديدي رو از دست ندين که کلي نکات رياضي هم توش داره. دم شما گرم آقا پيمان! وقتي رفتم قسمت نظرخواهي وبلاگش و ديدم اين همه چپ و راست هست و بهم ريخته دست به کار شدم. سيستم نظرخواهي HaloScan رو قبلا معرفي کردم... ولي تاحالا خودم سراغش نرفته بودم... ديروز يه کم باهاش ور رفتم و ديدم بر اساس CSS کار ميکنه و فعلا نميذاره Template درست کنيد. (توي Forum سايتش نوشته که قراره سيستم template هم به زودي راه بندازن) خلاصه اينکه تنها کاري که از دست من بر ميومد اين بود که به دونه CSS مناسب فارسي درست کنم که مطالب مرتب بشه. فعلا نميشه مثل Yaccs يا enetation واسش فارسي با جاوا راه انداخت. ولي همين هم الان خيلي خوب شده. حالا براي استفاده از اون دو راه دارين. يا اينکه برين توي HaloScan و بعد از ثبت نام و اين چيزا توس قسمت Template Gallery و يه تمپليت که تقريبا توي صفحه هاي آخرشه به اسم Persian Template پيدا کنيد و واسه خودتون کپي کنيد. يا اينکه اگه پيدا نکردين و ميخواستين آب و رنگش رو عوض کنيد ، اين فايل CSS رو از قسمت Download سايت ابزارهاي فارسي بگيرين. اگه عضو نيستين مستقيم از اينجا بگيرين. توي قسمت رفع اشکال هم توي بخش سيستمهاي نظرخواهي ، اشکالات و سوالاتتون رو در مورد اين سيستم بپرسيد.
به نظر من سرويس اين سايت HaloScan خيلي بهتر از enetation است. اگه حال دارين مهاجرت کنيد. (ببين آقاي هوشمندزاده اين وبلاگ شما آدم رو به چه کارهايي که مجبور نميکنه!)

قول داده بودم بشينيم و اصطلاحات رو جمع کنيم. اگه باحال شد ادامه ميديم اگه نه که بيخيال. من فعلا اينا به ذهنم ميرسه. بقيه رو هم شما توي نظرخواهي بنويسين. اگه احيانا توضيحي ميخواد بنويسين. لطفا خجالت هم نکشين!
1- سگ:
کلمات:
توله سگ (سگ توله) - پدرسگ (سگ پدر) - - تخم سگ - سگ صاحاب - سگ مصَّب - ...
جملات:
يارو خيلي سگه - عين سگ پاچه ميگيره - سگ صاحابش رو نميشناسه - ميزنم تو سرت صداي سگ بدي - اي خدا سگم به درگاهت - مثل سگ داره دروغ ميگه - عين سگ و گربه افتادن به جون هم - تو خيابون سگ پر نميزد - تو اين هوا سگ از خونش بيرون نمياد - تا بوق سگ بيدار بودم - سگ خورد - مثل سگ ميترسه - از سرما سگ لرز ميزديم - طرف خيلي سگ مرامه -  ...
يارو با سگش اومده (اين اصطلاح زياد معروف نيست ولي وقتي يه عده پسر يه دختر خيلي خوشگل رو ببينن که با يه پسر اومده جايي از روي ناراحتي اينو ميگن!)

اينا رو شما اضافه کردين:
گل کاغذي: چشمهاش سگ داره (يعني چشمهاش آدم رو ميگيره!)
پرستو:  سگستاني (اصطلاحي هست بين من و خواهرم. وقتي مثلا من بداخلاق و عصباني هستم، بهم مي گه!) - از بس شلوغ بود سگ صاحبش رو نميشناخت!
همه با هم: سگتم (نوکرتم ، چاکرتم!)
بشير: سگ آقاي پتي بل!!!
مريم گلي: تو سگ کي باشي از اين کارها بکني!؟
انتگرال: عرق سگي! - سگ تو ضرر - Dogy Style (اين خيلي خدا بود!)
حميدرضا: سگ دو زدن!
پژمان: سگ صفت
عليرضا: هوا مثل سگ سرده - ما ترکها يه مثل داريم اينکه مي گن « فلان چيز مثل سنگي که به سگ مي چسبه بهم چسبيد»
يک بسيجي: ياد اصغر کپک افتادم! (اين اسم فخيم زاده توي يه سريال ايرانيه. کپک هم به ترکي يعني سگ. والا من (احسان) با اين اصطلاح خيلي حال کردم!)
Negar: اون روي سگ منو بالا نيار!
دوست بيلي کلينتون: سگ تو روحت! (والا معمولا ميگن يه چيز ديگه تو روحت!)
کندو: عجب سگ دوني بود! (يعني خيلي کثيف بود!)
FreD: سگ کشي (يعني لت و پار کردن يه آدم بي همه چيز و پول پرست)
شبح عزیز هم زحمت اینا رو کشیدن ولی اگه میشه بیشتر اونایی رو که مصطلح هست بنویسین:
روی نون کنی سگ نمی‌خوره! - سنگ‌ها را بسته‌اند و سگ‌ها را رها کرده‌اند.(سعدی) سگ اخته کردن! - سگ بريند به قبر... - سگش می‌ارزه به...
سگ مسب(اين جوري درسته چون يک لغت فارسیه)
مثل سگ پاسوخته - صد تا سگ صورتش رو ليس بزنن سير مي‌شن!
سگ که مي خواد استخوان بخورد به‌زير دمش نگاه می‌کند! يعني به اندازه مگشادي مقعدش استخوان مي‌خورد!

January 18, 2003 | 68 Comments

امشب يکي از دوستام

امشب يکي از دوستام داره ميره خارجه. البته قرار نيست زياد بمونه ولي هنوز نرفته دلم تنگ شده! خدايا کي ميشه ما هم بريم خارجه و ملت بيان فرودگاه بدرقه مون. شبش همه خونتون جمع ميشن ، بعدش يه عده باهات ميان فرودگاه ، يکي اشک ميريزه که معمولا مادره ، يکي سوغاتي ميخواد ، يکي پيغام ميفرسته ، يکي هي سفارش ميکنه فلان کار رو بکن فلان چيز رو بده فلاني (اينم معمولا پدره) و تازه از همه مهمتر توی فرودگاه با يکی از دوستات ساعت 2 نصف شب ، يک ساعتی صحبت کنی! ... بايد احساس و شرايط خيلي جالبي باشه. من که با تيکه آخرش خيلی حال کردم ولی بقيه اش رو تا حالا تجربه نکردم.

بابا اينا ديگه کي هستن! به اين نميگن رکورد زني! به اين ميگن پوز زني! من نهايت مدتي که پيوسته آنلاين بودم حدود 2 ساعت و نيم بوده... داشتم وبلاگ زهير رو ميخوندم... اول اينکه يه Hack خيلي خوب براي Kazaa معرفي کرده... اگه اينکاره هستين حتما استفاده کنيد. بعدش يه کم بالا پايين کردم وبلاگشو ديدم در مورد علي پيروز خودمون و رکوردش نوشته. 14 ساعت مداوم Connect بوده... البته وقتي توضيحش رو خوندم بهش حق دادم. طفلي کارش لنگ دو نمره بوده... هنوز تو کف بودم که مطلب بعدي زهير رو خوندم ديدم يکي ديگه رکورد علي رو شديدا زده! 5 روز و 12 ساعت مداوم Connect بوده!!! يکي منو بگيره! خيلي دلم ميخواد بدونم احيانا اين دوستمون ايمان از خونه وصل ميشه؟! و خيلي دوست دارم بدونم چقدر پول تلفن براشون مياد و اين پول تلفن رو خودش ميده!؟ اگه همه جوابها بله باشه که بابا ايول داره! راستي مودم اينا چيه که اينهمه دوام مياره!؟ اين خط ما که اينقدر نويز داره که با دعا و صلوات وصل هستيم. راستي کسي خداي نکرده رکورد ايمان رو ميتونه بزنه!؟ خدايا يعني ميشه ما قبل از مرگمون اين DSL رو تجربه کنيم!؟ حالا اينترنت بيسيم و از اين چيزا پيشکش!
چند روز پيش توي وبلاگ حسين در مورد شرکتي که متولي گسترش اينترنت در افغانستان شده بود خوندم. ببينيد من کي گفتم ، اگه اينا از ما جلو نزدن! پس فردا ميبيني يارو ميره افغانستان. ميپرسي واسه چي داري ميري؟ ميگه که شنيدم اينترنت سرعت بالا دارن! اونور دنيا دارن اينترنت بيسيم و خدامگابيت در ثانيه استفاده ميکنن ما هنوز داريم در مورد يه کاريکاتور 65 سال پيش با هم دعوا ميکنيم!! به هر حال بيخود نيست که بهمون ميگن جهان سوم ديگه!

چند روزيه که علي جباري داره دوباره مينويسه. وبلاگشو دوست دارم.
لامپ وبلاگشو بسته. اديتور لامپ رو فکر کنم همه بشناسين. از اون سرويسها و خدمات عالي براي وبلاگ نويسهاست. وبلاگ لامپ رو دوست داشتم. ايشالا يکي دوباره لامپشو روشن کنه و ادامه بده.
امروز يه وبلاگ جالب پيدا کردم. صفحه اولش رو خوندم و کلي خوشم اومد. يادداشتهاي آن سفر کرده به ديار فرنگستان!
اين وبلاگ وندا هم خيلي جالبه... اينجا نميتونم چيزي بگم. خودتون بخونيد.
بازم رفتم سراغ نيلگون... خيلي وبلاگ باحالي داره. با اينا خيلي حال کردم!
" شبهاي امتحان چسبناکند. يه جورائي سنگين و غمناک. چشمهاي آدم عين Bicycle ران هي بسته ميشه. مصرف سيگار بالا ميره. ياد هزار تا کار نکرده مي افتي که در حالت عادي صد سال اگه انجامشون بدي. کرم وبلاگ خوندن ميفته تو جونت. لامپ هميشه خاموشت رو در Yahoo روشن مي کني. هي زرت و زرت شاشت مي گيره و هر چند دقيقه يکبار بايد بکوبي تو کله ات تا فکر و حواست که پرواز کرده به آسمونها برگرده سرجاش! داستانيه! "
" وقتي بچه بودم؛ به ترک ديوار هم مي خنديدم! حالا که بزرگ شدم، از ترک ديوار هم دلم مي گيرد! "
" مواد لازم براي ساعتي خوش:
- قهوه
- سيگار
- کامپيوتر
و يک Mail مهربون " (من آخرش واسه اين يه مورد سيگاري ميشم به خدا!!!)

چه وبلاگهاي خوبي پيدا ميشه... انصافا اگه آدم يه کامپيوتر داشته باشه و يه اينترنت پر سرعت به نظرم چند ماهي بدون آب و غذا ميتونه زنده بمونه!

از فردا يه مدل جديد ميخوام بنويسم. علاوه بر اين چرت و پرتهاي روزانه ، هر روز در مورد يه کلمه و اصطلاحاتي که توي زبان عاميانه در مورد اون کلمه هست مينويسم. بعدش با Comment هايي که شما ميذارين کاملش کنيد. بعدش من اون مطلب رو با جملات اضافه شده از طرف شما اديت ميکنم. بايد کار جالبي بشه... تا نظر شما چي باشه و چقدر استقبال بشه!

January 16, 2003 | 60 Comments

چند وقتي بود عکس

چند وقتي بود عکس بچه نذاشته بودم! دلم تنگ شده بود! قزوينِ خونم به شدت اومده بود پايين و اين عکس امروز لازم بود! تازه تريپ اين بچه هم خيلي خداست!
اول از همه يه سري توضيحات در مورد سايت حسن بدم. چون دوستان زيادي از طريق وبلاگ ، نامه و حتي تلفني نکاتي رو گفتن.
من تاحالا توي اين سايتهايي که ساختم حتي يه کلمه به محتواي سايت از خودم اضافه نکردم و خلاصه هرچي اونجا ديده ميشه از طرف خود صاحب سايت ايجاد شده. در مورد اينکه بايد اشکالات گرامري و ديکته نباشه موافقم ولي يه کم شرايط هم در نظر بگيرين. به نظر خودم همين که هر عکس حسن نصف صفحه توضيحات زيرش داره خيلي خيلي جالبه! من تاحالا نديده بودم که هيچ عکاسي اين کار رو با عکسهاش بکنه. يعني اينکه تقريبا نصف بيشتر عکسهاي حسن داراي File Info کامل بودن. از اونجايي هم که عکاس خبري همش در حال عجله و اين چيزاست يه کم بهش حق بدين که با دقت تمام و کلمه کلمه نوشته هاش رو اديت نکنه... جالب اينکه حسن عکسها رو با همين Caption و توضيحات براي Yahoo و AP و جاهاي ديگه ميفرسته و اونا هم از همينها استفاده ميکنن. فکر نميکنم کسي هم از حسن يا هر عکاس ديگه اي به اندازه يه روزنامه نگار يا استاد زبان انگليسي انتظار تسلط بر زبان انگليسي رو داشته باشه. خود ما که فارسي وبلاگ مينويسيم و به زبون مادري خودمون کلي ايراد و اشتباه دارم.
در مورد اسم سايت هم خود حسن اين انتخاب رو کرده و به نظر خود من اسم خيلي باحاليه... اول Sarbakhshian.com رو انتخاب کرده بود و ما ثبت هم کرديم ولي بعدش نظرش عوض شد. اما به نظرم HasanPix اسم باحاليه...
اين از دفاعيات از حسن و خودم!
راستي حسن داره از سليمانيه عراق وبلاگ مينويسه! امشب که از اونجا آنلاين بود کلي کف کردم! فکر نميکردم اونجا اينترنت باشه ولي اينجور که حسن ميگفت هم اينترنت دارن هم اونترنت! کارشون درسته بابا! بيخود نبود که توي فيلم زماني براي مستي اسبهاي اون زهرماري به اون گروني رو ميريختن جلوي اسبها. حالا درسته واسه اين بود که يخ نزنن ولي اسبها هم حسابي شنگول ميشدن و کله داغ ميکردن ها! اسب هم نشديم!

قسمت رفع اشکال سايت ابزارهاي فارسي خيلي خوب شده... حتما اگه عضو سايت هستين از اين قسمت استفاده کنيد و قبل از نوشتن مطلبي يه Search بکنيد ، شايد در موردش صحبتي شده قبلا. مثلا يه چيزي که خود من توي اون و توسط خود شما ياد گرفتم نحوه کنار هم قرار دادن NedStat و enetation است. آخه همونجور که ميدونين اين دو تا با هم کنار نميان و يکي اون يکي رو از کار ميندازه. اطلاعات خوب ديگه اي توي اونجا پيدا ميشه. از حدود 900 عضو سايت ابزارهاي فارسي ، فقط حدود 30-40 عضو در قسمت ابزارهاي فارسي فعال هستن که به نظر من کمه! قرار نيست که هرکي سوال داره بره اونجا... اگه مطلب فني دارين که احتياج به بحث و تبادل نظر داره اونجا بنويسين. اين امتحان فوق ليسانس لعنتي رو بدم حتما روي ابزارهاي فارسي بيشتر وقت خواهم گذاشت...

امروز با يکي از دوستام داشتم آرشيو وبلاگم رو دنبال يه مطلبي ميگشتم. از Google واسه اين کار استفاده ميکردم. خيلي باحاله. البته متاسفانه مطلبي رو که ميخواستم پيدا نکردم! اما همينجور که مطالب قديمي رو مرور ميکردم خيلي برام جالب بود! همينجور خاطرات برام زنده ميشد و ناخودآگاه ميخنديدم! يه جا اون قديما نوشته بودم خيلي دلم ميخواد خورشيد خانوم رو از نزديک ببينم! هيچ وقت فکر نميکردم الان به عنوان يکي از دوستاي خوبم باشه. عجب روزگاريه ها! اين تجديد خاطرات باعث شد انرژي تازه واسه وبلاگ نويسي بگيرم و به اين راحتي ها اين کار رو تعطيل نکنم. همينکه خودم لذت ميبرم برام کافيه! البته قديما يه مدل ديگه مينوشتم. روزمره و شخصي. بيشتر در مورد خودم و اتفاقات دور و بر. الان يه کم عوض شده. مدل قديم باحالتر بود و مدل جديد شايد خواننده پسندتر!! نميدونم کدومش درسته ولي دلم ميخواد يه کم به مدل قديم بر گردم! البته به احتمال زياد دير يا زود مدل و قيافه وبلاگم رو عوض ميکنم. (منظور از زود يعني حداقل 15 اسفند! و منظور از دير رو خودم هم نميدونم کي!)

بيشين يه گوشه بينيم آبجي! تريپ مردونه است!
فمينيستها و آنتي فمينيستهاي جديد! اين تريپ مردونه رو ببينيد! اييييييينه!!! خودم هم قراره توش بنويسم! چيکار ميشه کرد ديگه! مرد سالاريه!

January 13, 2003 | 38 Comments

بالاخره سايت حسن سربخشيان

بالاخره سايت حسن سربخشيان ، تموم شد. به قول پرستو عکاس فوق حرفه اي مطبوعات. البته حسن همزمان با شروع سايت نفيسه ، تصميم گرفت که سايتش رو راه بندازه. بعدش که خب چون نفيسه پارتي بازي کرد کار NafiseGallery زودتر راه افتاد. اما يه مشکل خيلي کوچيک بود و اونم اينکه قرار و مدار گذاشتن با حسن خيلي مشکل بود. هر گوشه دنيا يه خبري بود ميرفت اونجا و من و محمدرضا ميمونديم و حوضمون! خلاصه با تمام اين تفاسير سايت HasanPix راه افتاد. البته هنوز خيلي بايد از لحاظ عکس تکميل بشه.
در مورد کدنويسي سايت که طبق معمول کار محمدرضا بوده... کار تميز و بي نقصي شده و دمش گرم. سوالي داشتين با خودش تماس بگيرين.
در مورد طراحي و آب و رنگش به نظر خودم خيلي ساده ولي حرفه اي شده. قبلش من يه طرح نسبتا گرافيکي تر زده بودم ولي خود حسن خواست که سايت خيلي ساده باشه تا فقط عکس جلوه کنه. البته حق هم با اونه... به نظر من طرح و آب و رنگش الان خيلي خوب و محکم شده. تا نظر شما چي باشه... از لحاظ حجم کاري هم خيلي سنگين بود. نه به خاطر کدنويسي يا طراحيش ، بيشتر به خاطر گستردگي سايت. جمع و جور کردن و راه انداختن اوليه عکسها (واسه آماده شدن هسته اوليه سايت) خيلي وقت گرفت.
در مورد خود عکسها که ديگه حرفي ندارم بزنم. آخه نميدونم حسن رو چقدر ميشناسين ولي راه ميره عکس ميگيره!!! توي دفترش يه عالمه CD هست که هر کدوم مربوط به يه اتفاقه و خلاصه انتخاب اين عکسها خيلي مشکل بود. کلي خودش حذف کرده! کلي هم من! ولي هنوز خيلي از قسمتهاش کامل نشده و با اين گرفتاري و مشغله اي که داره فکر نميکنم عکسهاي قديمي تغييري کنه و قراره فقط عکسهاي جديد اضافه بشه... بخش نمايشگاهها هم هنوز فعال نشده.
وبلاگ هم ايده جالبي بود که خيلي اصرار داشت حتما راه بيوفته. خود حسن ميگه دوست دارم در طول مسافرتهايي که ميرم يا اتفاقاتي که حضور دارم وبلاگ رو بنويسم حتما. فردا هم به مدت دو ماه داره ميره کردستان عراق و خلاصه قراره از اونجا وبلاگ بنويسه و عکس اضافه کنه. تجربه خيلي جالبي بايد بشه.
در مورد خود حسن هم مرد محکم ، شوخ و خوش برخوردي که من يکي کلي باهاش حال ميکنم. در مورد خودش و کارهاش هم که توي سايتش توضيح داده. يه قسمتي هم به اسم Prints توي سايتش گذاشته که گلچيني از عکسهايي که در سايتها و آژانسهاي خارجي و داخلي استفاده ميشه رو جمع ميکنه.
الان خيلي خوابم مياد. بعدا در مورد خود حسن ، سايت و عکسهاش بيشتر مينويسم. توي سايت حتما بگردين. عکسهاي خيلي خوبي داره. تازه کلي عکس هم که من ديدم و شما نديدين! ماشالا اينقدر که عکس داره! در ضمن در مورد خود سايت اگه نظري داشتين حتما بنويسيد. ممنون.

خدايا اين شبانه روز رو يه کم طولاني تر کن که خداي نکرده ما يه کم درس هم بخونيم!

راستي اين لنگي ها عجب رويي دارن ها! نميدونم اگه اين داور بهشون حال نميداد و پنالتي نميگرفت اينا چيکار ميکردن!؟؟ طفلي ها به اين سرعت تاحالا گل نخورده بودن! خيلي آروم و بي سر و صدا همتون بياين آبي بشين. ما به کسي چيزي نميگيم!

January 11, 2003 | 61 Comments

يه چيز مسخره! دلم

يه چيز مسخره! دلم واسه وبلاگم تنگ شده بود. گرفتاريها اينقدر زياد شده که ديگه وقتي واسه اين طفل معصوم نميمونه! خلاصه شرمنده...
عکس امروز هم خيلي باحاله که فکر کنم مال هند باشه. به خاطر اون گاوي که داره تو خيابون رد ميشه! عجب کشور گاو تو گاوي دارن ها! (بر وزن خر تو خر!) راستي کسي تاحالا اينجوري مو يا صورتش رو اصلاح کرده!؟

کاپوچينوي اين شماره خيلي باحال شده! البته به قول اين مطبوعاتيها زرد شده! والا من از اين اصطلاحات بلد نيستم! آخه فردا بازي لنگ و استقلاله! به همين مناسبت همه ستونها و بخشها در همين مورده! تو قسمت اصلي هم هرکي يه پاراگراف نوشته و از تيم خودش دفاع کرده! حميدرضا نصيري هم يه کاريکاتور توپ کشيده! فقط نميدونم چرا منو با لباس قرمز و دست $@#$ کشيده! (در اينجا منظور تخم ميباشد) البته اينجور که خودش گفت من اونم! چون من دلم ميخواست اون شماره 3 باشم که داره شوت ميزنه! بابا من آبي هستم! منم اينو نوشتم:
" چون خيلي آبيته ، روز اولي که ميخواستيم کاپوچينو رو درست کنيم تصميم داشتم آبي بسازيمش! مگه کاپوچينوي آبي نداريم!؟ اگه نخوردين اشکال از بي کلاسي شماست...
حيف که بازي امسال رو انداختن تبريز! ولي بازم پاي تلويزيون حال ميده! من و داداشم آبي هستيم ولي بابام لنگيه! وقتي استقلال گل ميزنه چه حالي ميده! روي اين لنگي جماعت کم بشه! آخه پرسپوليس هم تيمه!؟ يه مشت راننده تاکسي و لات و لوت دور هم جمع شدن دلشون خوشه تيم دارن! نميدونم چند تا لنگي تو کاپوچينو داريم و چند تا از خواننده ها طرفدار اين سوراخ فوري هستن... بابا جمع کنيد! برين طرفدار يه تيم آبرومند باشين پس فردا بتونين با افتخار تو کوچه و خيابون راه برين!
ايشالا فردا هم مثل هميشه لنگ سوراخ ميشه و استقلال هميشه قهرمان ، براي بار هزارم قدرت خودش رو اثبات ميکنه...
از الان بگم... اگه خداي نکرده يک در هزار ، استقلال باخت ، حتما ناداوري بوده. تازه بازي هم تو تبريزه و ممکنه سرماي هوا يه کم بچه ها رو اذيت کنه واسه همين مشکلي نيست! چيزي از ارزشهاي اين تيم هميشه قهرمان کم نميشه!
آبيته! "
(مطالب باحال بقيه بچه ها رو حتما بخونيد)

اين هفته چند تا فيلم ديدم. يک از يک بهتر!
اگه تو کار فيلم و فيلم ديدن هستين ، اگه مثل من عشق ماشين و اين چيزا دارين ، اصلا اگه بي اگه! بريد فيلم The Transporter رو حتما ببينيد! محصول مشترک سال 2002 فرانسه و آمريکا. يه کم خالي بندي فيلم زياده ولي تا آخرش آدم ميشينه پاي فيلم! من که دو بار در فاصله دو روز ديدمش و کلي حال کردم! ماجراي يه بابايي که يه BMW مشکي سري 7 داره و تخصص و شغلش اينه که محموله هاي مهم رو از جايي به جاي ديگه ميبره. مثل آدم ، دزد بانک ، بمب و ... اول فيلم 10 دقيقه رانندگي نفس گير با اين ماشين ميکنه که آدم تمام وجودش حال مياد. آخه قرار يه عده که بانکي رو زدن ، برسونه يه جايي دور از پليسها! اگه احيانا از فيلم Taxi (که اتفاقا اينم فرانسويه و در مورد اون راننده تاکسيه که پژو داشت) خوشتون مياد حتما اين فيلم رو ببينيد!

به نظر من Angelina Jolie يکي از خوشگلترين و سکسي ترين هنرپيشه هاي زنه. فيلمهاش هم يکي از يکي باحالتر! نميدونم فيلم Original Sin رو ديدين يا نه! يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم. کارگردان همين فيلم ، سال 98 يه فيلمي به اسم GIA ساخته که ماجراي زندگي يه سوپر مدل (با بازي آنجلينا خانوم!) به علت ايدز ميميره و مثل اينکه اولين قرباني ايدز بوده. جالب اينکه اصلا هم تو کار مرد نبود و يه دوست دختر داشت. اين يکي از بي حياترين فيلمهاي Angelina Jolie بود که من تاحالا ديدم! دختره نصف فيلم داره لخت ميچرخه! اگه ازش خوشتون مياد اين فيلم رو حتما ببينيد چون هم زواياي ديد بهتري داره و هم تازه به نقش يه سوپر مدل هم هست!

Die Another Day يا همون فيلم آخر جيمز باند. هم خيلي قشنگ و هم مثل هميشه کلي خالي بندي. صحنه هاي ماشين سواريش هم عاليه. مثل هميشه حضور تعداد زيادي دختر خوشگل در فيلمهاي جيمزباند ديده ميشه. Halle Berry هم که الان مقام سوم سکسي ترين هيکل رو داره (از طريق وبلاگ باحال نيکان) توي اين فيلم خيلي خوب بازي ميکنه. فيلمهاي جيمز باند رو نميشه نديد! ديگه بيشتر از اين نميتونم تعريف کنم!

بالاخره اين فيلم e 8 Mile رو هم ديدم! شايد بگين اين پسره خيلي @#%#$ (در اينجا منظور کوني است!) ولي آقا هر مدل هست من از Eminem خيلي خوشم مياد. آهنگهاش هم از نظر معني و هم خود آهنگ هم توپه و من باحاش حال ميکنم!! فيلم هم يه جورايي داستان زندگي خود Eminem هست. اگه از اين بابا خوشتون مياد حتما فيلم رو ببينيد! تازه ميفهميد که توي آهنگهاش چي ميگه!

January 09, 2003 | 68 Comments

حدس ميزنيد اين عکس

حدس ميزنيد اين عکس مال کدوم کشور باشه!؟ بيخيال حدس. اين مال خارجه ، شهر ادمونتون (Edmonton). جزو عکسهاي برگزيده هفته گذشته سايت MSNBC بوده. آخه من قبلا فکر ميکردم که فقط تو ايران از اين کارها ميکنن ولي مثل اينکه جاهاي ديگه هم هست. من خودم زياد اهل اسکي ، ورزش گروني که به ورزش با کلاس هم تبديل شده نيستم. چند سال پيش افتادم تو خط اسکي و چند باري رفتم ولي ديدم پولي رو که توي اين ورزش (!!) خرج ميکنم ، ميتونم جاهاي ديگه بيشتر و بهتر باهاش حال کنم. گور باباي کلاسي هم که داره. خلاصه اينکه همون موقع چوب اسکيها رو بوسيدم و از پيست اومدم بيرون. پارسال زمستون با بچه ها رفتيم آبعلي. پيست آبعلي رو اگه ديده باشين ميبينين که به بزرگي شمشک و ديزين نيست و تقريبا آموزشي به حساب مياد. ولي اين بار ما رفتيم تيوپ سواري... اگه بدونين چه حالي داد. تاحالا اينقدر با برف حال نکرده بودم. البته ناگفته نماند که يه هفته تمام بدنم کبود بود و درد ميکرد. اما خيلي خوش گذشت. اگه به کلاستون خدشه اي وارد نميکنه حتما يه بار امتحان کنيد. توي عرف جوونا اين ورزش مفرح ولي خيلي خطرناک ، يه جورايي جواد بازيه... ميگن مال گدا گودوله هاست و از اين حرفها... اما به نظر شما (کاري به خطرش ندارم به خدا اسکي هم خيلي خطرناکه) چي از اين بهتر که آدم از يه کاري اينقدر لذت ببره!؟ حالا نميدونم چرا بهش ميگن جواد بازي! تازه با توجه به عکس بالا اگه جواد بازيه که ما جواد خارجي هستيم! راستي اينم متن زير عکس بود:

Tube teams
Visitors to Gallagher Park in Edmonton, Alberta, go flying on Dec. 30 as they hit a bump while taking a tube ride in the snow. From left are Devyn Gillespie from Mesa, Ariz.; Jason Brower from Ajax, Minn.; Jed Weidman from Las Vegas; Mark Brandon from Atlanta; Aaron Young from San Diego; and Daniel Witbeck from Tombstone, Ariz.

يه چيزي بين خودمون باشه ، من شرط ميبندم که خيلي ها ترجيح ميدن وقتي که ميرن اسکي ، بيشتر صورتشون بسوزه تا اينکه ورزش کنن. چون با اين صورت سوخته است که همه ميفهمن طرف آدم باکلاس و مايه داريه و اسکي بوده... واسه همينه که توي فصل زمستون اين کِرمهاي برنزه (Cream) اينقدر خوب فروش ميکنه!

دو روزه به شدت مريض شدم و افتادم خونه. بلا نسبت همتون از تمام سوراخهاي بدنم آب مياد!! گلوم هم به شدت درد ميکنه. پاي کتاب و درس که ميشينم از بي حوصلگي و سردرد سريع بلند ميشم. پاي کامپيوتر هم از شدت سوزش چشم بيشتر از نيم ساعت دوام نميارم. بيرون هم که نميشه رفت. خلاصه وضعيت خوبي نيست. خيلي جالبه من سالي يه بار مريض ميشم ولي همون يه بار به اندازه تمام سال بلا سرم مياد. باور کنيد دو تا دفترچه بيمه من (پارسال و پيرارسال) بدون حتي يه برگ نسخه ، سفيدِ سفيد باطل شد رفت. البته از دکتر هم خيلي بدم مياد. شايد دليلش اين باشه. يادتونه نوشتم رفتم دندون پزشکي... دکتر گفت بايد عصب کشي بشه و يه پانسمان موقت کرد. بين خودمون باشه ولي طفلي دندونه هنوز پانسمانه!! آخه ديدم ديگه درد نگرفت منم فرض کردم که پر شده ديگه...!!!

بدون معطلي برين اينجا رو ببينين که من کلي کف کردم. يه ايراني تو کانادا که BodyArt ميکشه. توي سايت شخصيش هم کارهاشو ميشه ديد. دمش گرم بابا. اينو تو وبلاگ روي جاده نمناک ديدم.
اين بابا هم که ديگه آخر گل مرامه! هر روز از خودش يه عکس ميگيره تا اينکه ببينه در طول زمان چه تغييراتي کرده. کار باحاليه ها! اينم تو سکتور صفر ديدم.
مردم ونيز و مردم رم رو ببينيد که چه راحت دارن وسط خيابون حال ميکنن! يعني اينا نگران اين نيستن که هر لحظه ممکنه يه مرسدس سفيد با نوار سبز يا يه لندکروز مشکي سر برسه!؟ شايد هم يه پيکان قراضه با ترکيب سبز کمرنگ و پررنگ! نگران موتوريهاشون نباشين. اونا فقط پول ميخوان...
پرستو يه سوال باحال تو وبلاگش پرسيده... جوابهاي که ملت دادن باحالتره... " اگه فقط 10 دقيقه از اکانت اينترنتتون باقي مونده باشه چي کار مي کنين؟ " يه سر بزنيد و جواب بدين!

January 04, 2003 | 68 Comments

خب ظاهرا اين مافياي

خب ظاهرا اين مافياي ما لو رفته و ديگه الان همه فهميدن که چه هزاردستان پيچيده اي پشت اين وبلاگها نهفته است. از اونجايي که موضوع هم تاکتيک داشت هم استراتژيک! سران مافيا ديشب تشکيل جلسه فوري دادن و يه جاسوس از اين جلسه ، عکس گرفته ، از اونجايي که مافياييها آدمهاي خيلي خفني هستن و خلاصه همشون خلافکار هستن و معمولا سيگاري ، ديگه اگه عرق خور نباشن ، افت داره! همه اين موارد توي عکش مشهوده... البته در مورد عکاس هم بگم که سرنوشت نامعلومي داره و کسي از زنده بودنش خبري درستي نداره... تشکيلات مافيايي معمولا پيچيده و تودرتو است و خلاصه زياد موقعيت و رتبه افراد معلوم نيست. اما اينجور که شايع کردم من به عنوان پدرخوانده اين تشکيلات معروف شدم. خلاصه اينجورياست. راستي اين عکس واقعيه و با فوتوشاپ و اين چيزا دستکاري نشده و در تاريخ چهارشنبه ساعت حدود 12 نيمه شب گرفته شده. يه عکس يادگاري مسنجري-مافيايي! سوژه عکس هم تقصير امير شد که اين ايده سيگار و قهوه پاي کامپيوتر تا صبح رو انداخت تو دهن ما!
(الان ميگن تو که تا ديروز ميگفتي مافيايي نيستي ولي چي شد يه اينهمه داغش کردي!؟ خب اينم يه مدلشه ديگه...)

چهارشنبه عصري ، ايسنا ، خبرگزاري دانشجويان ، از سه تا وبلاگ انتخاب شده در مسابقه وبلاگها در رشته هاي قالب و کامپيوتر دعوت کرده بود که يه مصاحبه اي (!) با اونا در مورد موضوعات مختلف داشته باشه. البته من آخرش نفهميدم که ما قرار بود با اونا مصاحبه کنيم يا اونا با ما! آخه نصفش ما در مورد ايسنا سوال مي پرسيدم و نصف ديگه اونا در مورد وبلاگ سوال نمي پرسيدن!! ميگفتن که طي بررسيهاي که انجام دادن ، طرفداران بخش تکنولوژي ، فن آوري و IT در سايت اينترنتي اونا به نسبت خيلي زياده و تصميم گرفتن روي اين بخش بيشتر سرمايه گذاري کنن. الان هم سراغ موضوع وبلاگ نويسي اومدن.

يکي از بهترين جوايز اين مسابقه وبلاگها (اين دومي است) بالاخره به دست ما رسيد. يک ماه اينترنت رايگان از طرف شرکت آسيا. از مسوولين اين شرکت خيلي ممنونم و خدا عمرشون بده که اين يه مورد خيلي به درد ما معتادين ميخوره. البته بين خودمون بمونه که من هنوز شبها خواب ماکسيما مي بينم و نميدونم چرا هنوز اميدوارم که بالاخره يه دونه از اين نيسان ها به ما خواهند داد! آخه ميگن آرزو بر جوانان عيب نيست.

راستي حتما مطلب هکر جواد (کلاه بنفش) ستون طنز کاپوچينو رو بخونيد که عاليه. يادداشت محمدرضا در ستون اينترنت ، در مورد هک شدن سايتها رو هم بخونيد. خودم چند وقت پيش در اين مورد گفتم. سايت غير قابل هک وجود نداره و هک شدن يه سايت اول از همه تقصير وب مستر سايت است که در انتخاب يه سرويس دهنده معتبر و Secure دقت کافي رو نکرده. بگذريم...

لات بازي پشت کامپيوتر!!!
دنياي مجازي اينترنت ، با دنياي واقعي يه فرق خيلي بزرگ داره اونم اينکه دو نفر ممکنه هيچوقت همديگه رو از نزديک نبينن و کارشون به هم گير نکنه! ضرب المثل معروف کوه به کوه نميرسه ولي آدم به آدم ميرسه در اين دنيا بي معني است. بر مبناي مطالعات محققان و دست اندرکاران صنعت IT لات بازي پشت کامپيوتر بر چند دسته است:
لات بازي در چت: (لاتِ تازه کار!)
وضعيت ظاهري: شخص لات به کسي گفته ميشود که با ساختن يک ID يا يک Profile با اسمهاي ساختگي ، خفن يا گول زننده به لات بازي مي پردازد.
فعاليتها:
1. در Chat Room ها با فونت شماره 32 اقدام به لات بازي مي کند.
2. با استفاده از زنجير و چاقو (در اينجا منظور انواع Booter ها ميباشد) اقدام به لات بازي ميکند.
راه حل: استفاده از قابليت Ignore يا Block در Messenger ها.

لات بازي در وبلاگ:
الف: ساخت وبلاگ: (لاتِ بيکار!) وبلاگي که معمولا با اسامي مستعار ولي پر از مصداق ساخته شده و اقدام به نوشتن مطالب براي کوبيدن شخص خاصي ميکند.
فعاليتها: نوشتن در وبلاگ
ب: لات بازي در سيستم نظرخواهي: (لاتِ بزدل!)
وضعيت ظاهري: دو حالت دارد. يا بدون اسم و مشخصات مي باشد يا اينکه با اسامي افراد ديگر اقدام به نوشتن نظرات ميکند.
راه حل: ندارد!

لات بازي در وب سايت:
الف: ساختن وب سايت: (لاتِ بيکار ولي اينکاره!) با ساختن يک سايت با موضوع و هدفي خاص اقدام به لات بازي ميکند.
ب: هکر (لاتِ خيلي اينکاره!): اين پيشرفته ترين لات بازي در نوع اينترنتي مي باشد که شخص لات با تکيه بر علم و استعداد خود اقدام به لات بازي کرده و بعضي موارد قدرت اين لاتهاي خيلي زياد است و از آنها به " گنده لات " نام برده ميشود!

نتيجه گيري اخلاقي: بعضي وقتها لات بازي لازمه.
نتيجه گيري تاريخي: لات هم لاتهاي قديم.
نتيجه گيري اجتماعي: لات بازي کار هر کسي نيست.
نتيجه گيري اقتصادي: لات بازي پشت کامپيوتر خرج داره (اکانت اينترنت ميخواد!)

January 03, 2003 | 55 Comments