هياهوي پرشين بلاگ براي فرار از مهلکه!

امروز داشتم رد ميشدم يه کتاب داستان خيلي قشنگ پيدا کردم. روش نوشته بود با جوابهاي واقعا تشريحي!! چون ترسيدم بميرم و بگن فلاني لال مرد ، خواستم يه قسمتهاييش رو بنويسم.

يه روز گرم و آفتابي ، يه بنده خدايي مياد يه وبلاگ سکسي ميزنه. يهو کلي طرفدار پيدا ميکنه. چيز عجيبي نيست. توي تمام دنيا از جمله ايران اينجور وبلاگها و وب سايتها پر طرفدار ترين هستن.

يه روز گرم ولي ابري ، يه عده جوون فعال و خوش فکر ، سرويس فارسي براي وبلاگهاي فارسي زبان راه ميندازن و از اون ور هم يه تعهدنامه براي وبلاگهاشون قرار ميدن که هرکي ثبت نام کنه ملزم به اجراي اون باشه.

يه شب سرد برفي هم يکي ديگه از اين وبلاگها ميزنه ولي روي اين سرويس دهنده ايراني. بعدش طبق اون تعهدنامه اول هک (!) و بعد مسدود ميشه!

يه روز خنک و آفتابي ، پرشين بلاگيها ميبينن که از طريق تبليغات دارن پول خوبي در ميارن و همون روز يه کلاغه که داشته رد ميشده ميگه که ParsAds مياد اين سرويس رو از پرشين بلاگ ميخره و کلي بهشون پول ميده (اينو من هنوز باور نکردم!) بعدش از پرشين بلاگ فقط هيت ميخواد!

يه روز سرد ابري هم وبلاگ سوم و همينطور تعداد اين وبلاگها زياد ميشه. ولي هنوز از لحاظ تعداد و خواننده يک صدم وبلاگهاي سکسي خارجي هم نميشه. مگه ميشه کسي تو خارج از اين چيزا بدش بياد!؟ اگه بدشون ميومد اين همه وبلاگ سکسي خارجي نداشتيم که!

يه شب گرم مهتابي ، يکي از خبرنگاران رويتر يه گزارش واقعي و بر اساس شواهد و مدارکي که به عنوان يک ابزار مورد تاييد تمام وب سايتهاي ايراني هست ، مينويسه. خبرنگار حرفش اين بوده که فلان وبلاگ سکسي جزو پرطرفدارتينهاست. بيچاره خب راست گفته.

فرداي اون شب گرم مهتابي يهو پرشين بلاگيها گزارش رو ميبينن ميفهمن که اي بابا اين همون وبلاگ پر طرفداره است که روي سرورهاي ماست! يعني ما تاحالا اينو نميدونستيم!؟ غير ممکنه! چون بيشترين هيت و ترافيک سرور رو همين وبلاگ ايجاد ميکنه! چرا اين وبلاگ رو تاحالا نبستيم آخه!؟ خب بابا اين وبلاگها بيشترين هيت رو براي ما ميارن و اينجوريه که طرفهاي قرارداد ما در زمينه تبليغات ارضا ميشن و پول خوبي به ما ميدن! وقتي متوسط هيت 90 درصد از وبلاگها زير 100 صفحه در روز است ، بايد اينا رو نگه ميداشتيم!
هنوز روز به پايان نرسيده بود و خيلي ها تو اين فکر بودن که اين وبلاگ که الان زير ذره بينه ، روي پرشين بلاگ بوده! پس چرا طبق اين تعهدنامه کذايي نبسته بودنش؟! چرا الان به محض اينکه اون گزارش ميره رو آنتن ميبندنش؟! کلي علامت سوال و بعضا علامت تعجب ايجاد ميشه!

فرداي اون روز کذايي ، تصميم ميگيرن اصلا صورت مساله رو عوض کنن! وبلاگ بد و تخلف از تعهدنامه فراموش ميشه و خبرنگار رويتر و CNN مقصر شناخته ميشن... که چرا دست روي اين حقايق گذاشتن؟! خيلي غلط کردن و بايد از ما معذرت خواهي کنن! مگرنه.....!؟ مگرنه ما مثل هميشه باز هم هيچ کاري از دستمون بر نمياد!
هنوز روز به آخر نرسيده بود. سايه هاي درختها خيلي بلند شده بودن و ترافيک هميشه تهران! ترافيک!؟ آمار و ارقام؟ 21 هزار! اعداد تاجايي که ميشه بزرگتر باشن! مثلا 21 هزار وبلاگ!! موشهاي ديوار و گوشهاي اونا! حقايق!؟
نامه مينويسن ، يکي ترجمه ميکنه! امضا جمع ميکنن! داد و بيداد ميکنن و هياهو راه ميندازن!
اون وبلاگ ديگه الان مسدود شده و اون چندهزار نفري که به اون وبلاگ سر ميزدن دارن دنبال وبلاگها و وب سايتهاي بهتر ميگردن و اصلا خودشون رو درگير اين قضايا نميکنن...
تا الان هزار تا امضا... چرا اينقدر کم؟! پس کو اون 21 هزار وبلاگ؟! يک دهم اين تعداد هم نيومدن! چرا؟!

داستان جالبيه ، هنوز ادامه داره ، پشت جلد کتابه نوشته که اگه وبلاگ سکسي بده و خلاف تعهدات سرويس دهنده است پس چرا تاحالا مسدود نشده بود؟! اگر هم اين وبلاگها خوب هستن پس چرا از خبرنگار رويتر تعريف و تمجيد نميشه؟! چرا به وبلاگهايي که روي بلاگر هستن و سکسي مينويسن کسي اشاره نميکنه؟ چه چيزي بهتر از اين که توي آدرس وبلاگ يه کلمه Persian هم باشه! ديگه صددرصد ايراني ميشه!

شما هم در اين مورد هرچي دلتون خواست بنويسيد.

June 26, 2003 | 70 Comments

و خداوند درس را آفريد...

ايام ، ايام امتحانات است و حال و هواي خودش. به تمام کارهاي عقب افتاده ميرسي ، کلي فکر و ايده جديد مياد تو ذهنت ، يهو ميزنه سرت که فايلهاي روي کامپيوترت رو مرتب کني ، با دوستات ميري بيرون ، وسوسه ميشي بري اين بازي جديده Enter the Matrix رو بخري ، تا ميتوني فيلم گير مياري که ببيني ، چند تا کار همزمان زير دستت داري و خلاصه همه چي! تنها کاري که انجام نميشه درس خوندن! فکر ميکنم اين قانونش باشه!

اين ترم (که اميدوارم ترم آخر هم باشه) کلا 3 تا امتحان دارم ، يکي دوشنبه ، دو تاي ديگه هم چهارم و نهم. هر سه تا شون هم ممکنه بيوفتم و از اون درسهاي کمرشکن هستن. از اون ور هم تکدرس بيشتر از دو تا گرفتن کار حضرت فيله! ولي خب هنوز اصل ترم تحصيلي ما دانشجويان درس خون و هميشه در کلاس ، يعني چند روز بعد از امتحانات و پشت در اتاق اساتيد شروع نشده و از اين ستون به اون ستون خيلي اتفاقات ميوفته... (بايد يه بار يه تقويم آموزشي از يه ترم تحصيلي بنويسم)

ديگه حالم از هرچي جزوه کپي شده است بهم ميخوره! يه روز اگه پولدار شدم ، حتما به بچه ام پول ميدم تا جزوه هاش رو رنگي کپي کنه که شب امتحان حالش بهم نخوره! اينم جزو قوانين ترم تحصيليه ، 10 روز مونده به پايان ترم بايد بري دنبال ميرزا بنويسهاي معروف و جزوه بگيري. البته اگه بخواي اين وسط هم يه چيزي گيرت بياد خب بايد بري از دختر جزوه بگيري!

امتحان دوشنبه ، درس بناهاي آبي است. پاس کردن اين درس توي دانشکده ما جزو افتخارات به حساب مياد. استاد محترم که شهرت بسياري در سطح کشور دارن هميشه عادتشون اينه که ميگن اگه ميخواين من يک ماه قبل از امتحان سوالها رو بدم بهتون. ولي کسي جرات نداره قبول کنه! از بس که حل نخواهند شد! براي امتحان هم گفته استفاده از هر نوع منبع و کتاب و جزوه و ... آزاد است. (خدا به خير کنه!)

تاحالا ، هر ترم شب امتحان ، يه افسوس خاصي خوردم که چرا اين درسها به اين سادگي رو سر کلاس ياد نگرفتم و همش دودره کردم! اما هيچوقت آدم نشدم و باز هم ترم بعد همون آش و همون کاسه! از همون قولها که هميشه به خودمون ميديم: ديگه از ترم بعد حتما درس ميخونم!

چند روز پيشها در مورد يکي از جزوه نويسهاي معروف و جزوه همين درس چند خطي نوشتم. اين دوست خوبمون که از روي جزوه اش کپي کرديم ، علاقه وافري به شعر و شاعري داره و کلا آدم يواشي است! علاوه بر سرفه هاي استاد و صداي در و پنجره و دستگاه تعويض اسلايد و ... آخر هر جلسه هم چند بيت شعر نوشته. از بعضيهاش خوشم اومد گفتم اينجا بنويسم:

من اگر نيکم و گر بد، تو برو خود را باش | هر کسي آن درود عاقبت کار که کشت
(حافظ)

درون خلوت ما غير در نمي گنجد | برو که هرکه نه يار من است ، بار من است
(سعدي)

گويند کسان بهشت با حور خوش است | من مي گويم که آب انگور خوش است
اين نقد بگير و دست از آن نسيه بدار | کاواز دهل شنيدن از دور خوش است
(خيام)

به اين ميگن جزوه با امکانات ويژه! آدم حوصله اش سر نميره!
راستي يه سري اتفاقات داره ميوفته ، که اگه همه چي به خوبي پيش بره زندگي خيلي شيرين خواهد شد و کلي سرنوشت من تغيير ميکنه!!

June 21, 2003 | 57 Comments

ماجراي عروسي من...

يادش به خير... انگار همين ديروز بود! چه زود بزرگ ميشيم!
ماجرا برميگرده به پارسال... امير نوشت. الان دوباره تکرارش کرده. چه خاطراتي!
اگه نميدونين قضيه چيه بريد خودتون بخونيد.

June 20, 2003 | 18 Comments

پس تو چه دانشجويي هستي؟

از وبلاگ نصفه نيمه:
"... يه چيز با مزه هم امروز اتفاق افتاد. طبق معمول رفته بودم تعميرگاه، مکانيکه ميخواست يه شيلنگي رو ببره، گفت چاقو داري، گفتم نه، گفت تيغ داري، گفتم نه! گفت پس تو چه دانشجويي هستي !!! :)) کلي خنديدم!"

June 20, 2003 | 7 Comments

اينترنت WireLess

20_jun_2003.jpgخيلي جالبه! ما هنوز زير تکنولوژي DSL و ارايه خدمات اون به ملت زاييديم ولي با يه پرش خيلي خيلي بزرگ داريم ميريم به سمت ارايه همگاني سرويسهاي اينترنت بي سيم!
چند تا شرکت توي تهران شروع کردن. يکي به اسم تهران وب در محدوده الهيه و جردن (فکر ميکنم هموني که توي کيش اينترنت بي سيم راه انداخت). از من نشنيده بگيرين ولي به زودي ندا هم اين سرويس رو خواهد داد. فعلا داره توي اسکان و مناطق اطراف ميده. هزينه هاشون هم خيلي کمه. بين 30 تا 50 هزار تومان در ماه با تجهيزات اماني. اين به نظر من يه پيروزي بزرگ توي صنعت مخابرات کشور به حساب مياد. دليل اصليش هم اينه که مخابرات هيچ نقشي توي اين برنامه نداره و اين جاي خوشحالي داره. اينجور که خودشون ميگن سرويسها هم 128k هستن. البته فعلا توي چند تا منطقه محدود اين سرويس رو ميدن. من به جفت اونا سر زدم و اينجور که ميگن برنامه دارن توي تمام تهران گسترشش بدن. هنوز هم نتونستم سرويسهاشون رو تست کنم.
تا اونجايي که من خوندم و شنيدم ، امنيت سرويسهاي بي سيم زياد قوي نيست و هک کردن و استفاده رايگان از اونا اصلا سخت نيست. يه مودم WireLess ميخواد و ترجيحا يه LapTop (که بتوني راحت بري توي محدوده اي که امواج باشه). البته در اين زمينه و اينکه اين سرويسهاي ايراني هم اين سوراخها رو دارن يا نه اطلاع دقيقي ندارم. آخه ايراني جماعت هم وطنش رو خوب ميشناسه!
براي اطلاعات بيشتر ، لينک سايتهاشون و خوندن نظرات بقيه در مورد سرويس دهندهاي اينترنتي در ايران يه سري به اين بحث سايت ابزارهاي فارسي (معرفي شرکتهاي خدمات اينترنتي مناسب) بزنيد. (سه صفحه)
اين عکس چه ربطي به اينترنت وايرلس و اين چيزا داره خودم هم نميدونم!

June 20, 2003 | 16 Comments

قرار لوس آنجلسي!

برو بچز خارج توجه داشته باشن، يه meeting خارجي حدوداي 19-22 جون ميخوايم توي LA بذاريم (من خودم با 21 جون agree هستم). anybody که ميتونه come with us کنه، يه دونه email بايد send کنه به پيام charandiati و ASAP اعلام موجوديت کنه. آخه maybe بعضي ها که توي LA هستن اينجا رو read کنن واسه همين منم اينجا write کردم! anyways اينکه به payam2000 [at] yahoo.com ايميل بفرستنزجچ! اوکي!؟
باي!

June 18, 2003 | 33 Comments

امتحانات اختياري

انصافا در مورد ضريب هوشي مسوولين و معاونين آموزشي دانشگاه بايد کتابها نوشت! از اونور بچه هاي خوابگاه ميگن ما شبها از ترس نميتونيم بخوابيم. از اون ور رييس دانشگاه اعلام کرده که از طرف شوراي امنيت ملي بهشون فشار آوردن که امتحانها رو به تعويق بندازن. بعدش آقايون جلسه ميذارن و به اين نتيجه ميرسن که امتحانات رو اختياري کنن. هرکي دلش ميخواد الان بده (امتحان رو البته!) هرکي دلش بخواد شهريور. هر کس هم ميخواد ميتونه همين الان (با اينکه موعدش گذشته) حذف ترم کنه. (اين آخري خيلي خوبه ولي خير سرم ترم آخرم!) شايد به نظر پيشنهاد جالبي بياد. ولي اينجا سکه يه طرف سومي هم داره و اونم استاد محترم درس که پاش رو کرده تو يه کفش که من يه مدل بيشتر سوال طرح نميکنم و يه بار بيشتر امتحان نميگيرم. ميگه بايد با خودتون به نتيجه برسيد که يا همه الان امتحان بدن يا همه شهريور!

June 18, 2003 | 7 Comments

جمله قرن!

دبير شوراي عالي انقلاب فرهنگي:
" اينترنت يک نعمت الهي است. "

- روزنامه آسيا ، يکشنبه 25 خرداد 82

هرگونه تعبير ، تفسير و يا نظر خودتون رو راجع به اين جمله بنويسيد. اگه ميشه يه ترجمه خوب انگليسي هم در بيارين بذاريم بالاي سايتهامون تا اين خارجيها که اينهمه ادعاي اينترنت دارن حساب کار بياد دستشون.

June 15, 2003 | 47 Comments

تيم خوب ما!

من هرچي خواستم ننويسم و بيخيال شم ديدم نميشه!
من استقلالي هستم. دليل باخت ديروز تيم محبوب ما هم مثل هميشه کج بودن زمين و باروني بودن هوا و حضور تماشاگرنماها بود. داوري هم ناعادلانه بود.
چند تا عکس از بازي زيباي روز جمعه ببينيد. (عکسها از حسن سربخشيان)









June 15, 2003 | 20 Comments

باز هم دانشجوي بيچاره!

اين روزها ديگه هر گوشه که ميري اخبار شلوغيهاي تهران و جاهاي ديگه رو ميبيني و ميشنوي. ياد اون 18 تير سال 78 ميوفتم. جزو بدترين خاطرات بود. چون از نزديک ديدم چه خبر بود. واقعا تن آدم ميلرزيد. هنوز هم آدم خبرش رو ميشوه تنش ميلرزه. اين وسط هميشه دانشجوي بدبخت ضرر کرده. امروز غروب که ميومدم خونه توي مسير نيروهاي گاردي بودن که ميرفتن سمت ميدون انقلاب. خدا به اين جوونها رحم کنه.
يه خواهش هم دارم. اينقدر توي نظرخواهي من ننويسين که چرا چيزي نميگي و چرا فلان... اينجا يه وبلاگ شخصيه. نه يه وب سايت خبري يا مبارزاتي. شکر خدا تا دلتون هم بخواد از اين سايتها با عکس و بساط پيدا ميشه.

June 15, 2003 | 7 Comments

آبکش رو بستن به ناف ما!

اينجا رو ببينيد. خيلي جالبه! کلي خنديدم...
درسته بعضي وقتها ديگه خيلي مسخره مينويسن ولي من از سايتشون خوشم مياد.
درضمن همينجا اعلام ميکنم که من هيچ نسبتي با اين سايت ندارم و طرف احساس باحالي کرده!

June 14, 2003 | 10 Comments

امتحانات پايان ترم

14_jun_2003.jpgاين چند روزه که کوي دانشگاه دوباره شلوغ شده ، منم يادم افتاد که دانشجو هستم! البته نه از اون لحاظ که برم تو خيابون! از اون لحاظ که تا چند روز ديگه امتحانها شروع خواهد شد. البته بعضي ها ميگن به خاطر شلوغي هاي تيرماه امتحانها عقب خواهد افتاد و از اين چيزا که من بعيد ميدونم.
آخر ترم که ميرسه ، فتوکپي هاي تو و اطراف دانشگاه به جاي کاغذ ، پول کپي ميکنن! معمولا توي هر کلاس يکي دو تا جزوه نويس معروف و بنام هست و هيچ دليلي هم نداره طرف حتما دختر باشه! (ياد اون قديمها افتادم که مطلبهاي در مورد دانشگاه مينوشتم)
خلاصه اينکه ايام امتحانها داره نزديک ميشه و ما هم حسابي ما تحت فراخ و قربونش برم حتي خودکار هم با خودم نمي برم دانشگاه. چه برسه به جزوه و کتاب! باز بايد از شنبه بيوفتم دنبال جزوه. يکي داريم تو دانشکده که ميگن شهرت جهاني داره! تا جايي که وقتي استاد گرامي سرفه هم ميکنه اين بابا مينويسه اونم با چند رنگ مختلف! (اصل اصطلاح چيز ديگه ايه!) البته دو يا سه تا بيشتر امتحان ندارم. ديروز سر يکي از کلاسها که اين دوستمون هم هست ، براي جزوه سراغش رو گرفتم و متوجه شدم که ليستي تهيه شده و 18 نفر از جزوه اين بابا ميخوان! منم اسمم رو به ته ليست اضافه کردم! خيلي واسم جالبه اگه يه ترم طرف کرمش بگيره و بخواد همه رو اشتباه بنويسه که نصف کلاس ميوفتن!
چهارشنبه نمره ميان ترم فيزيک 2 رو هم گرفتم. شدم 0.75 از 8 (هفتاد و پنج صدم از هشت!) براي شروع بد نيست!

کاپوچينو يک ساله شد. انگار همين ديروز بود که با خسرو و بابک در موردش صحبت ميکرديم. بعدا در موردش بيشتر خواهم نوشت.
لينکدوني هم با هزار دعا و صلوات راه انداختم و فعاليت رسميش از فردا شروع ميشه! براي شروع هم سايتي به اسم گوگل رو معرفي کردم. حتما به سري بزنيد. سايت جالبيه!

June 14, 2003 | 21 Comments

حل مشکل بلاگر و باقي قضايا

Zoheir's Photo Blog
(خودمونيم ها! اين title گذاشتنهاي منم ديگه آخرشه!)
اول اينکه حسين راه حل مشکل بلاگر رو توي وبلاگش نوشته. من اين مشکل رو با وبلاگ يکي از دوستان داشتم ولي چون با وضعيت جديد وبلاگش اصلا پابليش نميشد فکر ميکردم خيلي موضوع پيچيده باشه. خلاصه راه حلش دو تا کليک ساده است.
ديگه اينکه اين TrackBack خيلي چيز خوبيه. کاش حسين هم اونو براي بعضي مطالب باز بذاره و از اون ور بلاگر هم يه همچين سرويسي بده! ديگه ايده آل ميشه.
احسان کيانفر عزيز تولد يک سالگي مبارک. اينجور که ميگن الان کيانفر عزيز دو تا دندون در قسمت جلو در آورده و ميتونه چند قدمي رو راه بره. ولي هنوز بلد نيست صحبت کنه.
زهير فوتوبلاگ راه انداخته. کار خوبيه ولي امکانات ميخواد. مردم مايه دار هستن ديگه! اين عکس رو هم از اونجا برداشتم. دهن آدم رو شديدا آب ميندازه!

June 12, 2003 | 37 Comments

لينکدوني

با استفاده از راهنماي نويد يه دونه لينکدوني راه انداختم ولي ازش خوشم نيومد. چون روش به روز کردنش سخته! براي هر لينک بايد دو تا وبلاگ رو پابليش کني... اينجوري ديگه اصلا آدم بيخيال اون يه دونه لينک ميشه. يه روش خيلي خوب ديگه پيدا کردم و اونم استفاده از RSS feed است. يعني يه وبلاگ ديگه بسازم و خروجي RSS رو به عنوان لينکدوني بدم به خورد اين يکي وبلاگ. اينجوري زحمت به روز کردنش نصف ميشه. ولي مشکل اينجا بود که به محض اينکه صفحه رو مي ساخت ، ميريخت بهم و غير از خود لينکها ، بقيه چيزها ديگه يونيکد نميشد! اگه کسي حوصله داشت روش کار کنه و راه حلي اگه به ذهنش رسيد بگه.
جداي بحث لينک دوني ، اين ويژگي RSS feed که ميشه روي مووبل تايپ گذاشت خيلي خيلي خوب و به درد بخوره و ميشه هزار و يک جور ازش استفاده کرد. براي نصب اينجا رو ببينيد.
البته براي لينک دوني يه روش خيلي راحت تر و بي دردسر تر وجود داره که همه ميتونن استفاده کنن و اونم استفاده از BlogRolling است اما به نظرم يه کم در حقشون نامردي ميشه اينجوري!

June 12, 2003 | 4 Comments

تغييرات در بلاگر و باقي قضايا

از اونجايي که بلاگر داره کم کم ميره روي سيستم جديد، وبلاگهايي که سيستمشون عوض ميشه به مشکل بر ميخورن. کسي راه حل يا پيشنهادي داره؟ اصلا اين وسط اشکال از کيه؟!
لطفا از کنار اين موضوع آسون نگذرين. چون اونايي که روي بلاگر هستن دير يا زود اين مشکل رو خواهند داشت.

راستي من خسته شدم از بس توي اين دو روزه کامنت الکي پاک کردم! ملت ميرن توي مطالب قديمي کامنت مينويسن. نه يکي دو تا... صدتا صدتا! به خدا تاحالا بيشتر از 500 تا کامنت پاک کردم. خلاصه بيخيال.
يکي به دليل بالا... يکي هم به دليل اينکه چون هر سري هر کس که نظري رو مينويسه بايد صفحه اول به همراه اون مطلب تکي دوباره سازي بشه و براي تعيين تعداد کامنتهاي جديد و اون قسمت برترين نظردهنده ها بايد يه جدول بزرگ (حدود 9000 خط) رو بگرده و اين زمان زيادي (چند ثانيه) ميبره.

ميدونم حرفهاي بالا ارزشي نداشت به جاش برين اينو ببينيد!
ترجمه فارسي گفتگوهاي فيلم Matrix Reloaded

راستي به نظر شما يه لينکدوني راه بندازم!؟

June 10, 2003 | 58 Comments

کامنتها رو دوباره برگردوندم!!

بالاخره موفق شدم که نظرات نوشته شده از اول عمر وبلاگي تا حالا رو بيارم توي مووبل تايپ...
جمعا 8692 نظر تا اين لحظه!!! نبوووووود؟
همچنان اين Persian Girl با اختلاف بسياري در صدر ليست است.
مطالب اين وبلاگ بدون کامنتهاش زياد مزه اي نداشت... الان ديروقته ، بعدا در مورد اينکه چه جوري اين کار رو کردم يه چند خط مينويسم. چون انصافا کار سختي بود!

تکميل: از بازي کردن با وبلاگ و دستکاري کردن و ايجاد امکانات و خلاصه از اين جينگولک بازي ها خوشم مياد! قراره آدم از کاري که ميکنه لذت هم ببره ، مگرنه نذر نداشتم که وبلاگ بسازم!
اين چند روز هم همش داشتم با وبلاگ ور ميرفتم. سعي ميکنم از اين به بعد چرت و پرتهاي هميشگي خودم رو بنويسم.

June 09, 2003 | 28 Comments

انگيزه براي برگشت از عراق

سرباز آمريکايي هم نشديم!! اين خبر رو بخونيد تا ملتفت شين! (با تشکر از مسعود عزيز)

In an unusual act of patriotism, a Nevada brothel is offering free sex to troops returning from the U.S.-Iraq war.(CNN)

June 07, 2003 | 35 Comments

راهنماي BlogRolling

نويد يه راهنما براي استفاده از BlogRolling نوشته که خيلي خوب و مفيده. حتما استفاده کنيد که به شدت کار رو آسون ميکنه. مثلا ميتونين يه دکمه بالاي Browser بذارين و از هر صفحه اي که خوشتون اومد اون بزنيد و بياد تو لينکهاي کنار وبلاگتون. ديگه نيازي هم به دستکاري کردن تمپليت نيست.
وبلاگ نويد مطالب خوب زيادي در مورد مووبل تايپ و وبلاگ داره.

June 06, 2003 | 34 Comments

برترين نظر دهنده ها

يه چيزي که من هزار سال بود ميخواستم درستش کنم و اول از همه امکاناتش نبود و دوم از همه علمش. ولي الان جفتش هست. يه ليستي اون کنار درست کردم به اسم Top Commenters که اسامي 15 نظر نويس برتر اين وبلاگ رو رديف کرده. و هر کدوم هم لينک ميشه به وبلاگشون.
اين ليست بر اساس اسم تهيه ميشه. پس سعي کنيد اسمتون رو توي نظرخواهي عوض نکنيد.

همونجور که ميبينيد اسم Persian Girl يا همون دختر ايراني خودمون با اختلاف بسيار زيادي در صدر ليست است. (بيخود نيست که اين همه بهش لقب و عنوان دادن اين ور اون ور)
البته اين رتبه بندي بر اساس نظرات نوشته شده روي وبلاگم از موقعي که دات کام شدم هست و نظراتي که روي اون وبلاگ قبلي (بلاگر) نوشته شده بود رو نتونستم هنوز وارد اينجا کنم. حدود 7500 تا کامنت توي اون يکي وبلاگ بود که متاسفانه Yaccs خيلي هاشو حذف کرده و الان حدود 2700 تا بيشتر نمونده ازش و از اين بابت خيلي متاسفم. خلاصه اينکه از برو بچه هاي قديمي کسي تو اون ليست نيست دليلش اينه.
استفاده ابزاري: هرکي لينک ميخواد ميتونه در قسمت نظرخواهي فعال باشه. اينجوري اتوماتيک اسمش مياد اون کنار.
يه چند تا خاصيت ديگه هم به مرور به اين وبلاگ اضافه ميکنم. لينکها رو هم دارم به مرور اضافه ميکنم. راستي سعي کنيد از اين BlogRolling استفاده کنيد که خيلي خوبه.

تکميل: انصاف هم رعايت کنيد. از ديروز تاحالا بيشتر از 100 تا کامنت پاک کردم!

June 06, 2003 | 23 Comments

آبکش

ديدم از يه جايي به اسم آبکش لينک داشتم. رفتم ببينم چي به چيه ديدم يه وبلاگ باحال دسته جمعي راه انداختن و هي سيخ به اين و اون ميزنن. در مورد همين مطلب پاييني من هم يه مطلب نوشتن که خيلي باحاله... حتما يه سري بزنيد.
فقط اون عکس بالاي وبلاگ خيلي بي ربطه! حداقل يه دونه آبکش ميذاشتن ديگه بابا!

June 06, 2003 | 10 Comments

زن نوشت يک ساله شد

وبلاگ زن نوشت جزو معدود وبلاگهاييه که تمام مطالبش رو تاحالا خوندم. امروز يک ساله شد.
داستان آشنايي من و پرستو هم خيلي جالبه... جزو اولين کساني که توي وبلاگم کامنت گذاشت (شايد هم اولين نفر) همين پرستو بود. بعدش هم يادم نيست چجوري ولي فهميدم که خبرنگاره. اون موقع ها من فکر ميکردم خبرنگارها موجودات فضايي هستن که يهو از آسمون ميوفتن و خلاصه شب از ذوق خوابم نميبرد!!
خلاصه خيلي جالب بود. آخه اون روزهاي اول که من تازه فهميده بودم نظرخواهي چيه ، به اين نيت که هر روز يه عکس ميخوام بذارم ، از ملت نظر ميخواستم. خوشبختانه آرشيو الان مرتبه و ميشه نوشته هاي اون روز رو ببينيد. يادش به خير.
اولين مطلبي که من از وجود پرستو با خبر شدم!
اينم يه مطلبي که نشون ميده اون موقع من فکر ميکردم اسمش پروانه (!!!) است!
اينم مطلبي که بالاخره فهميدم که اسمش پرستو است. تازه ديگه خودش هم برام عکس ميفرستاد!
پرستوي بيچاره رو يه جورايي من معتاد کردم و انداختمش تو خط وبلاگ! اينجا هم وبلاگش رو براي اولين بار معرفي کردم.
چه روزهايي بود. يادش به خير...

June 06, 2003 | 15 Comments

تست مووبل تايپ

يک... دو... سه...
امتحان ميکنيم.
ظاهرا که مووبل تايپ داره مثل ساعت کار ميکنه. البته هنوز خيلي از قسمتها رو مرتب نکردم و به مرور زمان درست ميکنم. خلاصه اينکه اين وبلاگ دوباره از الان تا مدت نا معلومي صاايران ميشه. بعدش هم لابد باز يه ايده جديد مياد تو ذهنم و همه چي رو خراب ميکنم!
راستي ها! اين وبلاگ چه جذبه اي داره آدم اينهمه باهاش ور ميره و وقت براش ميذاره!
معتاد شديم رفت!
توي اين دو سه روزه لطفا هرکي هر عيبي ايرادي ميبينه بگه که من اصلاح کنم. ممنون.

June 04, 2003 | 38 Comments