امتحان می پیچد!
همین الان از دفتر مدرسه به من اطلاع دادن که امتحان روز یکشنبه پیچیده! عجب لذتی داره بعضی از خبرها! آخه هنوز جزوه درس رو هم پیدا نکرده بودم چه برسه به خوندنش. پیچ یکی از مفیدترین اختراعات تاریخ بشری بوده و هست.
همین الان از دفتر مدرسه به من اطلاع دادن که امتحان روز یکشنبه پیچیده! عجب لذتی داره بعضی از خبرها! آخه هنوز جزوه درس رو هم پیدا نکرده بودم چه برسه به خوندنش. پیچ یکی از مفیدترین اختراعات تاریخ بشری بوده و هست.
امروز یه نشستی از طرف سازمان ملی جوانان با حضور یه عده جوون و آقای خاتمی برگزار شده بود. آدمهای جالبی اومده بودن و سوالات و صحبتهای جالبی در مورد موارد مختلف از طرف اقشار مختلف جوان مطرح شد! جالبترینهاش صحبتهایی بود که نماینده هنرمندان و شاعران جوان مطرح کرد. همچنین نماینده دانشجویان هم مطلب خوب و جالبی خوند. پرستو هم در مورد اینترنت و فیلترینگ و تکفا پرسید که باز هم خاتمی جواب درست و حسابی نداد و یه جورایی قضیه رو یچوند. اما توی حرفهاش گفت من با فیترینگ سایتهای غیراخلاقی و غیر ارزشی شدیدا موافقم ولی سرکوب کردن آزادی فکری و سیاسی درست نیست.
پرستو توی صحبتهای خودش صراحتا گفت چرا باید سایت شخصی حسین درخشان که یه مدت روزنامه نگار این مرز و بوم بوده از طرف بسیاری از ISP مسدود شده باشه ولی خیلی از سایتهای غیر اخلاقی باز باشند.
من فکر کنم پرستو قسمتی از مطالب مطرح شده رو توی وبلاگش یا کاپوچینو خواهد نوشت. توصیه میکنم بخونید.
خبر ایسنا هم در این مورد کلیات رو بیان کرده.
این مجلس مسایل حاشیه ای خیلی زیاد داشت.که الان یه مقدار کار دارم و بعدا در موردش وقت بشه مینویسم.
تکمبل: دلم میخواست یه سری از نکات جالب جلسه رو بنویسم.
- مثل همیشه دار و ندارمون رو دم در گرفتن. همشو انداختن تو یه پژو که نفهمیدیم مال کی بود و اگه وسیله ای گم می شد تکلیف چی بود.
- آدمهای جالبی بودن. مثل جلسه ای که با کروبی توی مجلس بود. از بازیگرها که من میشناختم گلزار و رادش و مهناز افشار و مریم پالیزبان و اون دختر هندیه سیتا اومده بود. از ورزشکارها هم دبیر (کشتی گیر) رو میشناختم.
- اول جلسه مجری (آقای سیدزاده) که مثل اینکه همیشه مجریه، شروع کرد به شعر خوندن و انصافا شعر زیبایی بود. سرهمین موضوع احساس کرد باید تا آخر جلسه شعر بخونه ولی خب بعضیا زدن تو حالش!
- شخصی که برای جلسه قران خوند بعد از اتمام قرائت اومد با خاتمی روبوسی کرد.
- نماینده دانشجویان متن واقعا زیبایی نوشته بود. ولی خاتمی در موردش صحبت نکرد.
- نماینده اقلیتهای مذهبی که دختر هم بود خیلی جیغ میزد.
- نماینده مجلس دانش آموزی یه جورایی انگار داشت قطعنامه میخوند و خیلی موضوع رو جدی گرفته بود.
- پرستو آخر صحبتهاش یه مرسی لطیف گفت که دل از اهل مجلس برفت!
- لیلی نیکونظر که رفت صحبت کنه ، اول صحبتش رو به خاتمی کرد و گفت میشه خواهش کنم تو چشمهای من نگاه کنید! آقای خاتمی هم نامردی نکرد و آخر صحبتها که نوبت پاسخ دادنش بود گفت لطفا اول اون خانم نیکونظر بلند شه تو چشمان من نگاه کنه میخوام جوابشون رو بدم. و خلاصه یه جورایی کل کل بود!
- هادی حیدری هم قبل از صحبتهاش ، کاریکاتوری که از خاتمی کشیده بود رو به صورت قاب کرده جلوی حضار به ایشون هدیه دادن.
- آقای خاتمی در حین صحبتهاش گفت: توی کدوم کشور یه همچین رابطه گرم پدر و فرزندی ، اونم از نوع فرزند پرتوقعش که البته حق هم داره، بین جوانان و رییس جمهور برقراره؟ (انصافا راست میگفت!)
- لیلی نیکونظر آخر صحبتهاش برگشت گفت آقای رییس جمهور صادقانه بپرسم شما شبها راحت می خوابید!؟
- نماینده حوزه که رفت صحبت کنه، همهمه جالبی سالن رو فرا گرفته بود. خود خاتمی لبخند میزد. حالا نمیدونم به این بود یا چیز دیگه.
- پذیرایی نسبتا شیکی بود. آب سیبش خوب بود. ولی آخر مجلس قرار بود بن کتاب بدن که ما بی نصیب موندیم.
- یه جا خود خاتمی که از صحبتهای ملت تعجب کرده بود گفت: : اين حرفها را شما نميتوانيد همه جا بزنيد. برايتان گران تمام ميشود
- آخرین نفر که جوونی بود با تیپ بسیجی، اعتراضش به خاتمی تقریبا 180 درجه با بقیه فرق داشت و از خاتمی میخواست که ارزشهای دینی رو در جامعه و بین جوونها پررنگ تر کنه. میگفت نباید اجازه داده بشه در سینما به ارزشها و دفاع مقدس توهین بشه. خاتمی هم موقعی که صحبت میکرد یه جا اشاره کرد ما توی جامعه هر دو تیپ جوون رو داریم. به نظرتون من جواب کدومشون رو باید بدم در حالی که جفتشون درست میگن.
- کاخ سعدآباد عجب جای خوشگلیه!
- هر نفر فقط 3 دقیقه فرصت داشت حرف یه گروه رو بزنه! نماینده دانشجوها دوست داشت تو این 3 دقیقه مثل خود خاتمی سکوت کنه.
- خیلی دلم میخواست بدونم وقتی پرستو یا بقیه در مورد اینترنت و فیلترینگ و این چیزا صحبت می کردن چند درصد از مجلس میفهمیدن پرستو چی میگه!؟ ولی فکر کنم بیشتر از 50 درصد فهمیده بودن. چون همه ساکت بودن!
مطلب پرستو را در وقایع التفاقیه بخونید.
امروز سمینار داشتیم و نوبت من بود که صحبت کنم. از صبح نشسته بودم خونه و داشتم با PowerPoint تکنولوژی میریختم بیرون. انصافا این نسخه 2003 خیلی هوشمنده و کلی کار آدم رو راه میندازه. کلی هنر و ابتکار و نظم و ترتیب ریختم بیرون و خلاصه 3-4 ساعتی روش وقت گذاشتم. ساعت حدود 2 بعدازظهر شد و باید می رفتم دانشگاه. چون ساعت 3 کلاس داشتم. بعدش یهو یادم افتاد خب این فایل رو چجوری ببرم حالا. حجمش کم بود. حدود 600 کیلوبایت. هرچی اینور اونور گشتم دیسکت پیدا نکردم.افتادم به جون کمد و 3 تا دیسکت از توش پیدا کردم. 2 تاش BadSector داشت و به امید خدا فرمتشون کردم و روی هر کدوم دو بار فایل رو کپی کردم. همه مدل صدا از فلاپی در اومد! دیگه داشت دیرم میشد و روی دیسکت سوم هم همینجوری یه نسخه کپی کردم و رفتم. هوا همچین آفتابی بود که آدم لذت میبرد! منم دیگه باحال بازی یه پیرهن آستین کوتاه پوشیدم و راه افتادم سمت دانشگاه. راس ساعت 3 رسیدم به اتاق سمینار و بچه ها بودن. امروز 3 نفر قرار بود سمینار بدن و یکیش من. رفتم پشت کامپیوتر و دیسکت اول رو کردم تو (تو درایو) و چراغ چند ثانیه روشن بود و بعد پیغام داد این فلاپی فرمت نشده! من که نگران شده بودم دیسکت دوم رو گذاشتم تو و این بار گفت این اصلا فلاپی نیست! دیگه صدای استاده داشت در میومد که بیخیال شدم و اومدم کنار تا یکی دیگه بره بالا صحبت کنه. 20 دقیقه گذشت و اون بابا کارش تموم شد و منم نا امید رفتم که دیسکت سوم رو امتحان کنم که خوشبختانه جواب داد. فوری کپی کردم زدم که راه بیوفته ولی تازه اول بدبختی بود. ویندوزی که روی کامپیوتر اتاق سمینار بود 98 بود و خلاصه تمام ی ها جدا شده بود! از این بهتر نمیشد! حیف این همه وقت. کاریش نمیشد کرد. اصلا هم فرصت این نبود که بشینم ی ها رو درست کنم. شروع کردم به صحبت ولی انگار لامصب بار اولی بود که اصلا اون صفحات PowerPoint رو میدیدم. همه چی رو قاطی کرده بودم و فرت و فرت سوتی میدادم. یکی دو ثانیه مکث کردم. عین این فیلمها صحنه آهسته شده بود! یه نفس عمیق کشیدم و ادامه دادم. وضع بهتر شده بود.با هر جون کندنی بود تمومش کردم. نوبت نفر بعدی شد و من نشستم. همون موقع آسمون داشت میترکید و عین چی ازش بارون میومد! کلاس تموم شد و آمار امتحان فردا رو گرفتم (ساعت 4 و نیم عصر) و جزوه رو زدیم زیر بقل و با هادی رفتیم به سمت خونه. این آسمون هم انگار یه جاییش جر خورده بود و هی می بارید! انگار از لج من بود که چیزی نپوشیده بودم. ساعت حدود پنج بود که رسیدم خونه. دم در که رسیدم دیدم ای دل غافل! کلید توی جیب کاپشن بود و کسی خونه نبود و ...! جاتون خالی نباشده تا ساعت 6 پشت در تشریف داشتم. البته این مدت تلفن صحبت میکردم و برای خودش لذتی بود! تا اینکه داداشم اومد رفتم تو. ظاهرا امروز قرار نبوده همه چی مرتب باشه!
میگن فردا امتحان دارم! دوستمون غزالی حق داشت میگفت این پسره امتحان داره. یه درست زاقارت!(اینجوری مینویسن؟) حساب کن کلاسش صبح ها ساعت 7ونیم تا 9 بوده! واسه آدمها ماتحت فراخ یه چیزی تو مایه های فحش فانوسه! به هر حال ما بریم این آش کشک خاله جان رو بخوریم!
اگه یهو دیدین فردا 3 بار دیگه وبلاگ نوشتم تعجب نکنید، خب امتحان دارم دیگه!
بحث کوچه و بچه شد و منم یاد بچگی ها افتادم. اون زمان بابام منو زور میکرد که به فک و فامیل نامه بنویس و کارت تبریک بفرست و از این جور چیزا. منم فکر کنم اون موقعها خیلی خر بودم و خلاصه مینشستم و نامه مینوشتم. ایام عید که خاله جان ما اومده بود منزل ما ، یه سری از اون نامه های قدیم منو که هنوز نگه داشته بود برام آورد. متنش رو که میخوندم کلی حال کردم. چه چیزایی که اون دوران تو ذهن ما نبوده. نامه ها مال سال 65 و 66 بودن. خاله جان محبت کردن و نامه ها رو برام فکس کردن. سعی میکنم بذارمشون اینجا.
اون موقع ها کوچه نبود ولی یادش به خیر!
همین الان یکی از دوستان یکی از این SMS های فورواردی برای من فرستاد. حیفم اومد اینجا ننوسم.
به قزوینیه میگن از خاطرات خوبت بگو؟ میگه "یه کوچه بود ، یه بچه!" بعدش بهش میگن خب از خاطرات بد هم بگو؟ میگه "یه کوچه بود، من بچه!"
من هر چی فکر کردم یادم نیومد زمان ما کوچه زیاد بوده یا بچه!
یکی از باحالترین قوانین طبیعت اصل حمار است. طبق اون ، کوتاه ترین فاصله بین دو نقطه خط راستیه که اون دو نقطه رو به هم وصل میکنه. حالا چرا بهش میگن اصل حمار خب چون حمار (خر) دقیقا این اصل رو الگوی حرکت خودش قرار میده. از معدود فضاهای سبزی که من دیدم این اصل در اون رعایت شده ، فضای سبز موجود در دانشگاه شریف است که تمام نقاط ورودی و خروجی با یه خط راست به هم وصل شده و برای رسیدن از یه نقطه به نقطه دیگه لازم نیست دور محوطه چمن کاری شده رو بچرخی ، تازه از اون ور هم مجبور نیستی از وسط چمن ها رد بشی.
اگه توی نقاط دیگه دقت کرده باشید ، همیشه یه مسیر مستقیمی وسط اون محوطه خالی از چمن یا سبزه است. این از صدقه سر همین اصل حمار است.
تکمیل: من فکر میکردم خیلی تابلو نوشتم. ولی انگار نه! هدف من اشاره به اصل حمار و مطرح کردن اون نبود! بیشتر میخواستم پز چمنهای دانشگاه شریف رو بدم بابا! این همه مردم با دانشگاههاشون پز میدن ترسیدم عقده ای بشم!
نمیدونم تاحالا از این آدمها که خیابون میفروشن دیدین یا نه؟ از اینا که یه جای شلوغ و پر رفت آمد گیر میارن و پارکینگهای کنار خیابون رو صاحب میشن و به ملت جای پارک میدن و بهشون فرمون میدن که جلو عقب کنن و از این چیزا.
یه بار با یکیشون جلوی مرکز خرید میلاد نور صحبت میکردیم ، میگفت روزی 20-30 تومان در آمد دارن. به نظر من که خالی می بست و بیشتر از اینا در میاره. انصافا چه شغلهایی که وجود نداره! ماهی 500-600 تومان درآمد. بدون نیاز به سرمایه و دانش فنی.
شلوار پارچه ای مردونه راسته با یه پیراهن شیک که 2-3 تا از دکمه های بالاش باز باشه. دکمه های سر آستین هم باز و یه کفش مردونه شیک که وقتی راه میری صدای تق تق بده روی سنگ کف و همچین یه نمه آداب و اصول خاص موقع راه رفتن و حرف زدن.
آقامون امیر میگه این تریپ آدمهای اینکاره است. بیراه نمیگه! من که لذت بردم.
تازه میگه هر روز هفت صبح بریم انقلاب و با مدیران ارشد مملکت ورزش کنیم! بعد هم بشینیم توی بوفه اش و یه چیزی بخوریم و قراردادهای خفن تجاری ببندیم.
ایرادی داره؟
خب
چون قول داده بودم ، در مورد ویژگیهای Gmail می خوام بنویسم. البته لامصب سر تا پا
ویژگی است ، ولی خب فعلا اینا باشه اگه عمری بود باز مینویسم. روی هر کدوم از عکسها
هم که کلیک کنید سایز بزرگ و کاملش رو خواهید دید.
فارسی
نویسی در Gmail مشکلی نداره. من مطلب قبلی خودم رو هم
ادیت کردم. حالا نمیدونم به خاطر حرفی که نوشتم رفعش کردن و یا اینکه همینجوری
اتفاق افتاده بود. به هر حال الان توی فارسی نویسی مشکلی نداره. ایمیلهای
فورواردی هم که متن فارسی داشته باشند ، راحت به صورت یه
attachment داونلود و مشاهده میشن. جزییات بیشتر رو توی عکس خواهید دید.
(روی عکس کلیک کنید)
تکمیل: هنوز مشکل برای فارسی نویسی وجود داره. یکی از اعضای تیم فنی گوگل داره با من سرو کله میزنه که بفهمه مشکل چیه (خیلی خوشم اومد. آدم رو حسابی تحویل میگیرن) ولی ظاهرا مشکل به Gmail مربوط نمیشه و مشکل از ایمیلهای ورودی است. چون ایمیلهایی که از طریق Outlook میان مشکلی ندارن.
قابلیت
خیلی خوب و جالب Gmail اینه ایمیلهایی که بین 2 نفر رد و
بدل میشه به صورت مکالمه مرتب میشه و با کلیک بر روی هر کدوم از آنها صفحه اش سه
سوته باز میشه! این ویژگی نکات مثبت زیادی داره. اول اینکه ایمیلهای بین شما و مثلا
دوستتون به صورت پراکنده این ور و اون ور پخش نمیشه و خلاصه همش با یک کلیک میاد و
با یک کلیک دیگه هر کدوم از اونا خونده خواهد شد. سمت راست عکس هم تاریخ و ساعت هم
نوشته و اگر ضمیمه ای هم باشه با یه شکلک کوچیک نشون میده. برای پاسخ دادن هم کافیه
mouse رو به قسمت مخصوص تایپ کردن برده و یک کلیک کنید
سریعا همه چی مهیا میشه برای ارسال یک پاسخ. جالب اینکه ساعت سیستم ایمیل رو من
جایی تنظیم نکردم و خودش تنظیم شده روی تهران.اون علامت ستاره ای هم که کنار هر اسم
یا ایمل هست مال اینه که مثلا یه سری از ایمیل ها رو به یه دلیل خاصی شما ستاره
دار و مشخص کنید که فقط یا یک کلیک در دسترس باشن.
قابلیت
جالب دیگه امکان برچسب زدن روی بعضی از ایملهاست. مثلا شما ایمیلهایی که در مورد
فلان قضیه دریافت میکنید (مثلا خرید یک وسیله ) و ممکنه از افراد مختلفی باشه با یک
کلیک به نام مشخصی برچسب میزنید. اگه توی عکس بزرگ دقت کنید ، کنار موضوع 2 تا
ایمیل آخری کلمات سبز رنگی مشخص هستند. حالا اگه یه لحظه تصمیم بگیرید تمام
ایمیلهای مربوط به فلان قضیه رو مرور کنید ، کافیه بر روی اون برچسب کلیلک کنید و
سه سوت همشون لیست میشن. حالا بماند که اینو با ویژگی search
پیدا کنید. راستی اگه توی ستون موضوع این عکس دقت کنید ، متوجه میشین که مثل برنامه
هایی نظیر Outlook ، چند خطی هم از ابتدای ایمیل رو نشون
میده. به اصطلاح Preview است.
سیستم
ضمیمه ها یا Attachments که از نقاط قوت این قضیه است.
اگه توی عکس دقت کنید من به راحتی 5 تا فایل مختلف رو Attache
کردم. یکیشون هم بیش از 1.5 مگابایت حجم داره. اینجا جای یک آنتی ویروس و یه
دونه پیش نمایش برای عکسها که Attach میشن. خالیه! البته
شاید اینم برنامه آینده باشه.
نوشتن
نامه در Gmail خیلی آسون و سریع شده. از مهمترین این
تغییرات ، سیستم AddressBook به صورت اتوماتیک هوشمند
ایمیلهایی رو که بهشون جواب میدین توی خودش اضافه میکنه. از اون ور موقع وارد کردن
آدرس گیرنده ، خودش پیشنهادات ممکن رو از توی AddressnBook
پیدا میکنه و لیست میکنه که یکی رو انتخاب کنید. (به عکس دقت کنید). سیستم
Attach کردن یه فایل هم خیلی آسون شده. کافیه بر روی یک
لینک کلید کنید و صفحه Browse باز میشه و شما فایل رو
انتخاب میکنید. اون آدرس فایل همون جا میمونه تا لحظه ارسال نهایی. یعنی بعد از
اینکه Send رو میزنی خودش عوض میشه.
سیستم
Spell Check ی که راه انداختن ، خیلی جالب و دقیق کار
میکنه. بعد از اینکه متن نامه رو نوشتید روی لینک مربوطه کلیک کنید. یک چیزی دقیقا
تو مایه های Office ایجاد میکنه. حالا اگه توی عکس دقت
کنید بهتر معلوم میشه که چجوری از کلمه School ایراد
گرفته بود.و جالب اینکه شما میتونید دیکشنری سیستم رو به روز کنید و کبمه هاس جدید
بهش اضافه کنید.
سیستم
بسیار کارآمد ShortCut های که برای این محیط در نظر گفته
شده ، سرعت کار رو بالا می بره. با دقت توی عکس مشخصه که چیکار می کنن هر کدوم. اون
جمله سبز رنگ هم که خب مهمترین ویژگی این ایمیل است. یاهو وقتی فضای اشغال شده به
حد بحرانی میرسه ، دیگه نمیذاره ایمیل بفرستین ، ولی مثلا الان اکانت من بیش از 3
مگابایتش پر شده و هنوز صفر درصد از حجم رو اشغال کردم. شعار گوگل هم همین بوده :
ایمیل های خود را هیچ وقت پاک نکنید. بلکه آرشیو کنید و به راحتی جستجو کنید.
من فرصت نشد در مورد سیستم جستجو و فیلترینگ جالبش بنویسم. همچنین سیستم تبلیغات و
Related Web Pages که کنار هر ایمیل میاد. (با توجه به
محتوای ایمیل صفحات و لینکهای مشابهی روی وب رو کنار صفحه ایمیل نشون میده. همین
موضوع باعث دردسرهای قانونی برای گوگل شده و ...) اینقدر نسبت به ایمیلهای
معمولی ویژگیهای مختلف داره که نمیشه تو یکی دو صفحه خلاصه نوشت. در ضمن دلم
میخواست این مطلب رو توی وبلاگ ننویسم و جای دیگه بنویسم. ولی خب چون خیلی ها به
اینجا لینک دادن خلاصه دیدم بحثش رو همینجا ادامه بدم بهتره.
راستی اینم اضافه کنم فعلا POP3 نداره. ثبت نام عمومیش
هم هنوز شروع نشده ولی فکر میکنم. به زودی شروع خواهد شد.
بالاخره یه دعوتنامه Gmail برام فرستادن. من الان کلاس دارم و باید برم دانشگاه و بعدا در موردش بیشتر مینویسم. عجب سرعتی داره این لامصب. کد نویسی و طراحی HTML فوق العاده ای داره و با InternetExplorer که هی مشکلی نداشت و همه چی راحت و سریع لود میشه. اصلا قابل مقایسه با Yahoo و Hotmail نیست. از دانشگاه که بر گردم بیشتر در موردش مینویسم. متاسفانه اکانتها باید حداقل 6 حرفی باشه و خلاصه نشد ehsan رو بگیرم. راستی ایمیل های یونیکد رو درست نمیگیره ولی درست میفرسته!! سیستم تبلیغات کنار ایمیل هم هوشمند عمل میکنه.
از اونجایی که آقامون Jason انتظار دارن چهار خط هم به عنوان بررسی و این چیزا بنویسم خب مجبورم استعداد انگلیسیم رو بریزم بیرون! (اگه تو جمله بندیهاش مشکلی بود بگین درست کنم آبروریزی میشه!)
At last I recieved a Gmail Invitation, Thanks to Jason. I don't have much time to write more about it as I gotta go to damn university, Anyways, It's the fastest Webmail I've ever seen, It's been designed great and handy. For Dial up users, It is like running an aplication on your PC! I Really liked it, Everybody (I mean others with gmail accounts) have written a lot about it's features, so I'll write about its persian (unicode) features. It has a slight problem in Unicode (utf-8) emails, as it can not show utf-8 messages delivered to gmail, but It sends them properly! (Update: It seems the problem has been solved) look at the screen shot:

The first email is an UTF-8 email with some persian content sent via Yahoo to my Gmail account, and the second one was my reply written in Gmail, (as I checked the yahoo, I can read the reply in persian properly) I dunno if it's the Yahoo's fault or Gmail's! [Update: It's solved]
With no doubt I'd say goodbye to my yahoo or hotmail account, even my pop3 email on my domain (ehsanix.com) as I think Gmail is better!
One more thing about the Ads at the right side of the picture, they are related to the text of email!
I'll write more later.
Update:I've written more about Gmail in persian with some screen shots
تکمیل: مطلب کامل تری در مورد ویژگیهای Gmail به همراه عکسهای بهتری نوشتم.
جای دوستان لطیف و ظریف خالی... بعد از هزار سال به نیت ورزش رفتم استخر! آی لذت بخش بود! گوش شیطون کر میخوام هفته ای 2-3 روز برم! زدم تو کار بدن!
راستی این مجموعه انقلاب یه جاده تندرستی داره ، به قول یکی از دوستان آدم همه مدله تندرست میشه! حتی چشمها هم ورزش میکنن!
این مصاحبه رو ایسنا به اسم وبلاگ خودم انجام داد ولی اینکه چرا برای پرشین تولز رفت رو آنتن نمیدونم!
راستی به نظر من این ایسنا وب سایت ضعیفی داره. با توجه به پوشش خوب و گسترده خبری که داره ، چرا به سر و وضع سایتش نمیرسه؟ چرا توی سایتش اپلت جاوا داره؟ چرا همیشه خبرگزاریهای ایرانی نباید سایتهای زیبایی داشته باشن؟ انصافا صد رحمت به گویا که بعد از اینکه مووبل تایپی شد خیلی شیک و درست حسابی شده.
این مطلب رو عمدا نوشتم نگن این پسره خنگ چجوری پرشین تولز رو وبلاگ نامیده! اینا همش تقصیر مجری اون مسابقه وبلاگها بود!
توی عید چندروزی فرصت پیش اومد و در خدمت مادربزرگ و دایی گرامی بودیم. واسه استراحت خوب بود.توی زیرزمین خونه مادربزرگ یه سری روزنامه و مجله سال 1352 پیدا کردم! یه نکته جالب این بود که لابلای صفحات روزنامه تبریک و تسلیتهای مختلفی به مناسبت ایام مذهبی مختلف دیده میشد! من همیشه فکر میکردم زورنامه های اون دوره اصلا این قبیل نوشته ها رو چاپ نمیکردن!
من تا همین الان تهران نبودم و اصلا نشده وبلاگ بنویسم. تمام مدت این 13 روز هر دفعه خواستم بنویسم به کامپیوتر دسترسی نبود. خلاصه از این بابت خیلی ناراحتم!
جای دوستان خالی با امیرعظمتی صحبت می کردیم گفت دروغ سیزده نمینویسی؟ گفتم نه! خب بعد یهو گفتم آره!
مطلب یه نمه یخ بود. کامنت رو بستم کم فحش بخورم! :)