به نظر من....
بهترين فيلمي که تاحالا از نظر جلوه هاي ويژه ديدم!
داستان جالبي داشت ولي خب آخرش که آدم رو تا قسمت سوم منتظر ميذاره يه کم ضد حاله!
بيشتر صحنه هاي فيلم ديگه اون جذابيت قسمت اول رو نداشت. شايد دليلش اينه که توي قسمت اول اين صحنه ها تازگي داشتن. ولي الان ديگه تکراري به نظر ميرسيدن.
در کل قسمت اولش خيلي قشنگتر و بهتر بود.
از اسمهايي که براي شخصيتها گذاشتن و همينطور خود شخصيتها خيلي خوشم اومد. مخصوصا اون بابايي که اسمش Seraf بود و همچنين اون کليدسازه. Oracle هم شخصيت ضد حال باحالي داره! هم توي اين قسمت و هم قسمت قبلي.
از شخصيت Agent Smith خيلي خوشم مياد! خود Neo هم باحاله ولي بعضي صحنه ها شبيه آدمهاي احمق ميشه.
جملات و اصطلاحات اين فيلم و مخصوصا قسمت اولش واقعا زيبا بود. جملاتي از قسمت دوم رو بخونيد.
يه کم درجه خالي بندي فيلم زياد شده بود و شايد به همين دليل مثل قسمت اول به دل آدم نميشينه . نميشه روي حرفها و داستان فيلم تمرکز کرد.
حضور مونيکا بلوچي خيلي کم بود! بايد مونيکاشو بيشتر ميکردن!
قسمت اول اين فيلم يکي از تاثير گذارترين فيلمها بر دنياي اينترنت بود ولي به خاطر ضعيف بودن قسمت دوم نسبت به اول ديگه اون تاثير قبلي خودش رو از دست خواهد داد.
اين اولين فيلمي بود که در صحنه اي که Trinity ميخواد يه به يه شبکه نفوذ کنه از دستورات و محيط واقعي کامپيوتري استفاده ميکنه. توي بقيه فيلمها هک کردن رو بيشتر به بازيهاي کامپيوتري شبيه ميکنن.
Trinity uses a genuine hack to get into the Matrix. She uses Nmap version 2.54BETA25 (an actual port scanning tool) to find a vulnerable SSH server, and then proceeds to exploit it using the SSH1 CRC32 exploit from 2001.
اين جمله رو از اينجا نقل کردم
Trivia for The Matrix Reloaded
حقايق جالبي در مورد اين فيلم نوشته که حتما بخونيد. از جمله اينکه مثلا براي اون صحنه اتوبانها ، حدود 2 مايل اتوبان رو اختصاصي براي اين فيلم ساختن. (کاري که شهرداري تهران پدرش در مياد تا انجام بده!) يا اينکه شرکت GM حدود 300 عدد ماشين به اين فيلم اهدا کرده و در انتهاي کار هم تمام اين 300 ماشين داغون و غير قابل استفاده شدن! ديگه اينکه حدود دو سال براي ساخت صحنه اي که يه عالمه از از Agent Smith ها به جنگ Neo ميان وقت صرف کردن.
سوتيهاي اين فيلم هم حتما بخونيد. يکي دو تاشو من چک کردم و درست نوشته بود! (
Goofs for The Matrix Reloaded)
اينم يه چند تا عکس از صحنه هاي فيلم:
اگه مطلب قبلي من رو خونده باشيد ، من اين فيلم رو از چهارراه وليعصر خريدم. اين نسخه کيفيت خيلي خوبي داشت (به نسبت فيلمهايي که از روي پرده ضبط ميشن) يه مقدار سانسور هم شده بود. دقيقا نميدونم چقدرش ولي خب چون توي پيش پرده فيلم صحنه هاي ماچ و بوسه ديده بودم حدس ميزنم 10 دقيقه اي ازش زده باشن.
شديدا دلم ميخواد يه نسخه از DVD اين فيلم رو گير بيارم. البته فکر کنم چند ماه ديگه در بياد. دو روز بعدش هم ميشه داونلودش کرد!!
May 28, 2003 | 45 Comments
مکان: خارج!
نام فيلم: Matrix Reloaded
هزينه: يک بليط سينما و قيمتش تا اونجايي که ميدونم زياد!
کيفيت و صدا: توپ!
مکان: چهارراه ولي عصر
نام فيلم: شبکه ۲ (اين ترجمه منو مرده!)
هزينه: ۲۰۰۰ تومان (وجه رايج مملکت) بابت دو عدد VCD (با زيرنويس فارسي!)
کيفيت صدا و تصوير: به احتمال زياد بد!
هرچي زور زدم که اين فيلم رو داونلود کنم نشد که نشد. اون روزهاي اول هم که امکانات بود دو تا فيلم کامل دانلود کردم ولي جفتش پورنو و تقلبي (fake) از آب در اومد.
بالاخره طاقت نياوردم و رفتم اينو خريدم. همين الان رسيدم خونه و ميخوام الان بشينم ببينمش.
ايران! اي سرزمين گل و بلبل! دوستت دارم!
May 26, 2003 | 20 Comments
اين پديده توي مملکت ما از عجايب خلقت به شمار مياد ولي به هر حال!
شرکت ندا در مجتمع خريد اسکان کافي نت پر سرعت و رايگان راه انداخته.
من امروز رفتم. سيستمهاشون عاليه. با مانيتور LCD و صندلي راحت. خودشون توي تبليغاتشون نوشتن ۳۸ مگابيت در ثانيه. ولي من به محض اينکه نشستم قبل از هر کاري يه تست سرعت گرفتم و زد ۲۲۸ کيلوبيت در ثانيه! البته بين خودمون بمونه همين سرعت هم از سر من يکي زياده!
يه سري بزنيد. جالبه. (اينم تبليغات براي ندا در عوض اون مطلبي که ازشون گلايه کرده بودم)
May 26, 2003 | 26 Comments

اين مصاحبه جالب رو از کاپوچينوي شماره پنجاه بخونيد.
جالبتر از خود مصاحبه عکسهاي زيباي آرش است. حداقل عکسهاش رو ببينيد.
May 24, 2003 | 15 Comments
اول از همه از تمامي دوستان که زير مطلب قبلي راهنماييهاي ارزشمند خودشون رو نوشتن کمال تشکر رو دارم. خيلي به من کمک کرد و کلي چيز تازه ياده گرفتم.
اين همه تو مطلب قبلي از خوبيهاي ebay گفتم. يه کم هم از بديهاش بگم.
اول اينکه يه توضيح کوچيک در مورد قيمت بدم. شايد براي اونايي که خارجه هستن جالب باشه. دقيقترين قيمتي که دارم مربوط به مدل Compaq Presario 3000 است که نسبتا هم قديمي تر از بقيه مدلهاست. (البته با توجه به توضيحاتي که دوستان دادن من از فکر compaq اومدم بيرون)
اين دستگاه در روز چهارشنبه دو هفته پيش در بازار کامپيوتر پايتخت در تهران به مبلغ ناچيز يک ميليون و هشتصد هزار تومان (وجه رايج مملکت) به فروش مي رسيد. قيمت کمپاني در آمريکا حدود 1500-1700 دلار است و يک مدل از اين دستگاه رو من در ebay برنده شدم به مبلغ 820 دلار. البته قراره به يکي ديگه برسه اين دستگاه ولي حالا اگه تهران رسيد که جزييات و کيفيتش رو مينويسم.
يه مقدار اختلاف قيمتها زيادي زياده!
توي مطلب قبلي اينهمه پاچه خاري کرديم واسه ebay ولي يه عالمه هم بدي داره.
مهمترينش اينکه نه جنس رو ميبيني و نه صاحب جنس رو. (در اينجا منظور از جنس ، وسيله است و نه دختر زيبارو و ماه پري)
ديگه اينکه هيچ تضميني نيست اين جنسي که به دستت ميرسه حتما هموني باشه که فکر ميکني. خلاصه خريد تو اونجا يه ريسک بزرگه. مخصوصا وسايل الکتريکي که تا روشن نشن معلوم نميشه سالم هستن يا نه.
دليل نميشه که فقط توي ايران آدم قالتاق پيدا بشه. آمريکا هم قالتاق داره. قالتاق آمريکايي که ميشه : ghaltagh
ديگه اينکه اصلا ممکنه جنسي در کار نباشه. يعني شما پول رو واسه اون بابايي که صاحب جنس به نظر ميرسه ميفرستي ولي هزار سال هم بشيني جنسي به دستت نميرسه. البته با توجه به پيشرفت تکنولوژي در بلاد فرنگ ، يه همچين مشکلاتي اکثرا قابل پيگيري است.
خلاصه ايکه خريد آنلاين و اونم توي سايت ebay يه جور بي عقليه! ولي خب ما هم پر رو هستيم و تا سرمون نخوره به سنگ که آدم نميشيم!
بگذريم.
حيف که Laptop يه جنس به شدت خارجي است و به همين دليل قيمتش توي تهران زياده. مگرنه کافيه نمي ساعت توي بازار رضا بچرخي... هرچي که در مورد کامپوتر فکر کني پيدا ميشه.
البته اين نکته ناگفته نماند که خريد از بازار رضا هم ريسکي به مراتب بيشتر از ebay داره! چون باز توي ebay طرف کارت اعتباريش رو گرو گذاشته ميشه پول رو از حلقومش کشيد بيرون. ولي بازار رضا چي؟!
نتيجه گيري اخلاقي: جنس هر جاي دنيا باشه جنسه و همه دنبال جنس هستن. حالا توي ebay يا کنار خيابون جردن.
دعاي وبلاگي: به اميد روزي که هر ايراني يک وبلاگ داشته باشد و وبلاگ خود را با Laptop به روز کند!!
May 23, 2003 | 12 Comments
چند روزيه که زده به سرم که يه دونه Notebook بخرم. البته به سرم که نزده و اين يه آرزوي ديرينه اي بوده که تازه کم کم داره شرايطش محيا ميشه.
يه کم توي بازارهاي تهران چرخيدم و يه کم قيمت کردم و ديدم قيمتهاي اينجا انگار يه دونه بليط به مقصد آمريکا هم روش کشيدن! البته خب حق هم دارن و چون اکثر اونا ايران نمايندگي ندارن و با بدبختي مياد اينور آب...
خلاصه اينکه ديدم حالا که امکانات لازم محيا است بذار خارجي بشيم و بريم آنلاين دنبالش بگرديم و خلاصه آنلاين بخريم! (بابا خارج!)
البته اين توضيح رو بدم که چون قراره يکي برام اينو از اونور آب بياره واسه همين ميخوام آنلاين بخرم. مگرنه خريد آنلاين هيچ فايده اي نداشت.
اول از همه يه کم توي Cnet گشتم تا يه چهارتا مدل خوب و مناسب پيدا کنم. نتيجه يکي دو مدل Compaq شد و يه مدل Dell. بعدش رفتم توي سايتهاي خودشون و يه کم اين ور اونور کردم و فهميدم ميشه اونا رو مستقيم از سايتشون خريد. تازه اين ويژگي هم داره که ميتوني به صورت قسطي و ماهيانه و با شرايط خيلي خوبي بخري. البته يه کم تعداد قسطهاش زياده و حدود 3 سال بايد فقط قسط بدي. تا اون موقع ديگه مدلي رو که خريدي بايد بريزي دور از بس که قديمي ميشه!
همينطور که توي اين سايتها و قيمتها داشتم گيج ميزدم يهو يکي زد پس گردنم و گفت پسر جان! چرا نميري از يه ايراني بخري؟! منظورش همين آقاي اميديار خودمون بود! ما که تو خونه پير اميدي صداش ميکنيم! البته نميدونم اين آقاي اميديار تا چه حد ايران و ايراني ها رو قبول داره؟ اصلا فارسي بلده!؟ البته نيما ميگفت که کاپوچينو رو ميخونه و يه بار توي يه ايميلي که زده بود کلي از کاپوچينو تعريف و تحسين کرده. (دمش گرم!)
خلاصه رفتم توي سايت ebay و يه دونه اکانت باز کردم و اولش مثل اين غريبه ها که گوشت کوبيده رو از چيزاي ديگه تشخيص نميده هاج و واج توش ميچرخيدم. ولي بعد از يه روز فهميدم چي به چيه و دنيا دست کيه. بزرگترين سايت حراجي تمام عيار که تاحالا فقط در موردش شنيده بودم و وارد جزيياتش نشده بود.
الان حدود 2 هفته ميشه که دايم دارم توش ميچرخم و تقريبا بهش وارد شدم و فِرت و فِرت Bid ميکنم! (معني دقيق فارسي اونو نميدونم ولي همون پيشنهادهاييه که توي مزايده ميدن!)
خريد توي ebay خيلي هيجان انگيزه. البته من هنوز موفق به خريد نشدم ولي تا يک قدمي خريد جلو رفتم. از اين لحاظ ميگم هيجان انگيزه که داري با يه عده ديگه سر هيچي رقابت ميکني! چون وسيله رو که نميتوني لمس کني. فروشنده رو هم که نميبيني. تازه واسه من هم که دارم با هزاران کيلومتر فاصله تلاش ميکنم هيجان انگيزتر! از همه مهمتر هم اينکه نميتوني چونه بزني! رقابت اصلي هم که در موقع پيشنهاد دادنه. تاحالا چند بار تا 20 ثانيه مونده به پايان حراجي ، من برنده بودم. ولي توي همون چند ثانيه آخر چند نفر بالاتر از من پيشنهاد دادن و يکي برنده شده. دو سه بار هم تا سه نصف شب براي برنده شدن توي يه حراجي بيدار موندم و آخرش موفق نشدم. يا اينکه يکي زده رو دستم. يا اينکه فروشنده اصلا حراجي رو بسته. يا هم ديگه خيلي گرون شده بود و نمي ارزيد.
در مورد وضعيت قيمتها هم از خود کمپاني چند درصدي پايين تره. قيمت نهايي با تهران خيلي خيلي فرق داره.
ebay يه سايت خيلي عظيمه! ميليونها وسيله مختلف توش داره خريد و فروش ميشه. از شير مرغ تا جون آدميزاد. و يه سري با استفاده از همين سايت دارن زندگي ميکنن و از کنارش خرج زن و بچشون رو در ميارن! يعني دايم در حال خريد و فروش هستن. واسه خودشون اسم و رسمي دارن. آدم ياد اين دلالها و واسطه هاي بازار رضا ميوفته! اعتبار و نشان ميگيرن. يه سري حتي توي اين سايت مغازه هم زدن (ebay Store) . يه سري به اين سايت امکانات جانبي ميدن. مثلا يه امکان جالبي به اسم Eskrow داره. قانون ebay اينه که اول پول بعد جنس. ولي اگه احيانا نگران نرسيدن جنس به دستتون هستين ميتونين از سايتهاي جانبي که نقش واسطه رو بازي ميکنن استفاده کنيد. به اين ترتيب مثل بازي بچه ها پول و جنس رو ميدين دست يه بزرگتر و اون براتون عوضش ميکنه! به اين ميگن Use an Eskrow.
اصول خريد و فروش توي ebay خيلي ساده است و مثل حراجيهاي واقعيه. يکي يه جنسي رو ميذاره براي فروش. يه قيمت پايه ميده. چند روز هم مهلت ميده. ملت هي ميان و پيشنهاد ميدن و با هم رقابت ميکنن. از اون ور هم قيمت اون وسيله در اثر رقابت بالا ميره و اگه جنس خوبي باشه شايد فروشنده خيلي سود بکنه. افزايش پيشنهادها هم يه مقدار پايه داره. يعني مثلا هر پيشنهاد براي يک مدل کامپيوتر بايد حداقل 10 دلار بيشتر از قبلي باشه. از اون ورهم ميتوني يه پيشنهاد بزرگتر بدي و خود ebay برات اين مبلغ رو به صورت هوشمند در مقابل پيشنهادات بقيه افزايش ميده تا به سقف پيشنهادت برسي. (Proxy Bidding)
معمولا يه وسيله که حدود 1000 دلار قيمت داره ، با مبلغ پايه مثلا 1 دلار شروع ميشه و در دقايق آخر حراجي به اوج هيجان خودش ميرسه. در اين لحظات پاياني 3 تا چيز خيلي مهمه:
ريسک کردن ، دور انديشي و سرعت عمل (همچنين اينترنت پر سرعت که از بقيه جا نموني)
توي همين ثانيه هاي آخر اينقدر ضد حال خوردم که ديگه وارد شدم!! به خاطر سرعت کم اينترنت از خونه به اين راحتي ها نميشه رقابت کرد و خيلي زود جا ميموني.
ebay و خريد در اون مسايل جانبي زياد داره که آدم حواسش بايد به همه چي باشه. واسه يه نفر که ميخواد خريد و فروش کنه توي اين سايت ، feedback هايي که بهش ميدن خيلي مهمه و يه جور اعتبار حساب ميشه. مثلا اگه يه خريد يا فروش موفق داشته باشي feedback مثبت ميگيري و از اون ور اگه مثلا توي يه خريد جا بزني يا اينکه بد حسابي کني راي منفي ميگيري. از اون ور هم واسه safe trading يا تجارت ايمن کلي پيش بيني کردن. از جمله اينکه اگه به هر دليلي به کسي ضرر برسوني ، بعدا ebay از حسابت کم ميکنه و ميده به اون بابايي که ضرر ديده. تازه از اون ور کلي خدمات بيمه و اين چيزا روي هر خريد ميتوني در نظر بگيري.
خريد آنلاين هيجان و داستان خودش رو داره ولي خريد توي اين حراجيها مثل ebay يه چيز ديگه است!
شرمنده يه کم طولاني شد. قبلا هم شما و هم خودم خيلي در مورد ebay شنيده بوديم و ديده بوديم. ولي من تاحالا اين چيزايي رو که نوشتم هيچ جاي ديگه نخونده بودم.
خيلي دلم ميخواست يه همچين سايتي هم توي ايران زده ميشد. اول از همه به خاطر باحال بودن و مفيد بودنش. دوم هم به خاطر سود مالي هنگفتي که داره! ولي متاسفانه با اين بستر نا مطمئن اينترنت در ايران کار سختيه و از اونور هم بايد از هفت خان رستم رد بشي و به صد نفر توضيح و حق حساب و پورسانت و اين چيزا بدي...
راستي من هنوز موفق نشدم notebook دلخواه رو بخرم. چند بار که شکست خوردم. بقيه هم قيمتهاش خيلي ميرفت بالا. شديدا هم دنبال Compaq Presario 3045us و مدلهاي مشابه اون هستم. کسي پيشنهادي داره!؟
راستي اصلا کسي از خوانندگان اين وبلاگ توي ebay فعاليت داره؟! اين آخري خيلي برام جالبه!
حدود نيم ساعت ديگه حراجي يه notebook خوب تموم ميشه. من برم به اون برسم شايد برنده شدم!
May 21, 2003 | 52 Comments
دنياي ماهواره تخصصي ترين وبلاگي که تاحالا ديده بودم! حتي وبلاگهاي کامپيوتري هم ناخالصي دارن. ولي اين يکي فقط در مورد موضوعش مينويسه! خيلي جالبه!
May 20, 2003 | 9 Comments
چند روزه نشستم از اين تبليغات تلويزيون آمار گرفتم... خيلي جالبه ولي بيشترين نوع تبليغ مربوط به موتورسيکلته! جريان چيه؟!
نتيجه گيري اخلاقي: من چقدر بيکارم!
May 17, 2003 | 30 Comments
من نسبت به اينکه وبلاگم يا کاپوچينو و ... Block شده بودن يا نه شک داشتم. تا اينکه پرس و جو کردم و بالاخره به نتيجه رسيدم که اينطور نيست. و بهم گفتن که اين سايتها توي اون ليست کذايي نيستن. دليل ديده نشدن اين سايتها چيز ديگه ايه.
به احتمال زياد روزي که از اين متخصصان برگزيده شرکت مخابرات در زمينه اينترنت استخدام به عمل ميومده يادشون رفته ازشون سوال معروف "فرق کيبورد با ماوس چيه؟" رو بپرسن.
اينقدر که الان زور به فشار آدم مياد ، اگه وبلاگم رو بسته بودن زور به فشارم نميومد. داستان از اين قراره:
قرار ميشه که سايت زنان ايران بسته بشه. حالا نميدونم به چه دليل ولي اون بابايي که دکمه سانسور زير دستش بوده (شايد کاليبرش بالا بوده) به جاي اينکه اون domain رو ببنده بر ميداره IP رو Ban ميکنه و خلاص! از اونجايي که وبلاگ من و کاپوچينو و hasanpix و گالري نفيسه و سايت ابزارهاي فارسي همه روي اون سرور هستن مسدود ميشن!
يه کم پرس و جو کردم و به ما گفتن که بايد با n نفر صحبت کني که اين مشکل رو حل کنن. منم ديدم که اگه بخوام بهشون بفهمونم چي به چيه بايد يه دوره آموزش کامل ويندوز و Dos مقدماتي و ... براي اين مسوولين محترم بذارم تا بفهمونم فرق IP با Domain چيه. تنها چيزي که براي من مشکل ساز شده بود سايت ابزارهاي فارسي بود. واسه همين مجبور شدم يه host جديد براش بخرم! (البته اين موضوع هيچ ربطي به سرويسهاي Hosting ما نداره و اونا هيچ مشکلي ندارن)
خلاصه اينکه اينجورياست و الان تمام کساني که از خطوط مخابرات براي اينترنت استفاده ميکنن نميتونن اين سايتها و هر سايت ديگه رو که روي اون سرور باشه ببينن. حالا ممکنه بعضيهاشون اصلا ايراني نباشن. (مثلا ندا و پارس آنلاين از طريق خطهاي مخابرات وصل نيستن و در مورد وبلاگ من و اين سايتها هيچ مشکلي ندارن)
اگه اين مشکل حل شد که خدا رو شکر. اگر هم نشد کاري از دست من بر نمياد! به درک که اينا حاليشون نميشه!
همه خوب ميدونن اين تلاشي که دارن براي محدوديت سايتها ميکنن بي فايده است. کاش يه راه بهتر انتخاب ميکردن.
خدايا آخر و عاقبت همه رو توي اين مملکت گل و بلبل ختم به خير کن!
May 15, 2003 | 53 Comments
معلوم هست اين مخابرات داره چيکار ميکنه؟!
مگه ميتونه تمام Public Proxy Server هاي موجود رو ببنده!؟ اين ديگه امکان نداره! مگه اينکه به قول معروف اينترنت رو خاموش کنه!!
هرچقدر اينترنت ايران توي اين مدت پيشرفت کرده با اين وضعيت از اين به بعد مطمئنا سير نزولي خواهد داشت و فقط اطلاعات ملت در مورد مباحث مربوط به filtering و استفاده از proxy server ها بيشتر از قبل ميشه!
May 11, 2003 | 41 Comments
فيلم Matrix يکي از بهترين فيلمهايي بوده که تاحالا ديدم. من زياد منتقد و صاحب نظر سينما نيستم و فيلمي که خالي بنديهاي خوبي داشته باشه رو راحت مي پسندم ولي اين فيلم انصافا يه چيز ديگه است. تا چند روز ديگه (طبق وعده خودشون 15 May ) قراره قسمت دوم اين فيلم با عنوان: The Matrix Reloaded در بياد. به لطف يه اينترنت پرسرعت تمام پيش پرده ها و Trailer هاي اين فيلم رو ديدم و حاضرم شرط ببندم که يه تکون محکمي به بازار سينماي آمريکا ميده. جالب هم اينکه قسمت سوم اين فيلم چند ماه بعد (نوامبر امسال) با عنوان The Matrix Revolutions در مياد. من شديدا براي ديدن اين فيلم لحظه شماري ميکنم و خيلي دوست دارم بتونم از Kazaa يا جاهاي ديگه داونلودش کنم.
ماه June هم قراره Terminator 3 در بياد. فيلمي که قسمت دومش رو خيلي دوست داشتم. الان هم قسمت دوم X-Men روي پرده است و هنوز موفق به ديدنش نشدم. خلاصه اينکه اين چند ماه فيلمهاي خوبي خواهد اومد.
May 09, 2003 | 33 Comments
سه تا خبر کوتاه...
BlogSky داره برميگرده.
خوره هاي کامپيوتر حتما برين اين وبلاگ رو ببينيد. آنچه شما خواسته ايد! داداش پژمان خودمونه! نميدونم چقدر روي وبلاگش وقت ميذاره ولي ميشه ساعتها از مطالبش استفاده کرد. دمش گرم!
نتيجه فوقش ليسانس هم اومد و خيلي خوب شد. رتبه ۲۵۳ تو رشته خودم که اصلا انتظار نداشتم. راحت تهران قبول ميشم. البته به شرطي که بتونم واحدهاي اين ترم رو تموم کنم! نتيجه نهايي (انتخاب رشته) که اومد شيريني هم ميدم.
خستگي ۳-۴ ماهه آدم اينجوري در ميره... خدايا شکرت.
May 09, 2003 | 23 Comments
ديشب که داشتم توي سايت ذغالي سازمان سنجش دنبال وضعيت قبولي خودم و بقيه دوستان ميگشتم يهو سايتش چند بار خطاي 404 داد و بعدش هم يه عکس اومد رو صفحه اول و زيرش نوشته بود: Hacked by robinhood و همچنين نوشته بود: Free Sina Motallebi
بابا به خدا اين چيزا به سينا که کمک نميکنه هيچ ، بدتر براش دردسر هم درست ميکنه. لطفا از اين شوخيها نکنيد. از اينکه سايت سازمان سنجش هک شده بود کلي حال کردم ولي با ديدم اون پيام خورد تو حالم!
فکر کنم سايت سازمان سنجش رو با اين کارت پانچهاي قديمي درست کردن و هنوز تکنولوژي به اونجا نرسيده که يه دستي به سر و روش بکشن!
کاش رتبه ها رو هم توي سايت ميذاشتن. آخه مجاز به انتخاب رشته که نشد جواب!
جمعه نتيجه (رتبه) ميدن. ولي تا اون موقع آدم نصف عمر ميشه بابا!
May 07, 2003 | 19 Comments
نمايشگاه کتاب پارسال!
يادش به خير... اولين قرار وبلاگي (و شايد بهترينشون) بود. اون موقع تعداد وبلاگ نويسها به زور به چندصد نفر ميرسيد. فکر کنم باعث و باني اون قرار حامد بود. دقيق يادم نيست. جلوي حوض نمايشگاه بود. من ، امير ، علي عسگري (که وبلاگش رو تعطيل کرده) ، قلوه سنگ ، فرهاد (که الان اونور آب داره حال ميکنه) ، حامد بنايي ، بابک (ديگه نمينويسه) ، آقاي نيکخواه ، علي شمس (که بعد از حدود يک سال دوباره وبلاگش فعال شده) ، خسرو ، مجيد تفرشي ، مهدي ، روجا ، دختر شمالي ، اسب آتش و داريوش...
شايدم يکي دو نفري از قلم افتادن. ولي تجربه خيلي جالبي بود و کلي خوش گذشت. اولين بار بود چند نفر وبلاگ نويس رو ميديدم. چه روزهاي خوبي بود.
اين عکس هم مال همون موقع است. اون دو نفر که سانسور شدن هم اون موقع خواستن که عکسشون حذف بشه. منم امشب اصل عکس رو پيدا نکردم. واسه همين همونو گذاشتم.
امسال هم مثل پارسال نمايشگاه برقراره. مثل پارسال بچه ها ميخوان قرار بذارن ، مثل پارسال از اينکه قرار ميذارن ميترسن! البته خيلي چيزا هم عوض شده! چند هزار نفر وبلاگ نويس داريم. و چند ميليون نفر که ميدونن وبلاگ چيه! چقدر قبلا فضاي وبلاگشهر خوب بود. ولي الان...!
May 07, 2003 | 14 Comments
وبگرد دوباره فعال شده. يعني مشکلات سينا حل شده؟ اميدوارم!
May 05, 2003 | 22 Comments
خدا پدر اين مخترع سرويس کوته پيام (SMS) رو بيامرزه که انصافا خوب چيزيه. مخصوصا وقتهايي که وسط شهر هستي و آنتن درست حسابي نميده. البته بعضي وقتها پيغام ميده که نتونسته پيام بفرسته. ولي در کل سرويس خوبيه و براي يه پيام کوچولو خيلي به صرفه است.
حالا اين همه از مزاياش گفتيم يه کم هم بزنيم تو سرش. اکثر گوشيها يه تکنولوژي خيلي جالبي دارن و اونم اينکه با زدن دکمه ها کلمات رو حدس ميزنن و ديگه لازم نيست شما دقيقا حروف رو بنويسيد. آخه روي هر عدد سه تا حرفه. خيلي تکنولوژي جالبيه و سرعت خيلي بالايي هم داره. حالا اينم که شد تعريف. مشکل اونجايي شروع ميشه که بخواي پينگليش پيام بفرستي. تازه اگه خداي نکرده بخواي يه کم طولاني بنويسي ديگه پدرت در مياد. از اون ور هم واسه keypad موبايل بيچاره ديگه فک و فاميل نميمونه! مخصوصا اگه از اين گوشي ظريفها داشته باشي. از اينا که انگشتهاي بزرگي مثل مال من هر چند تا کليد رو با هم فشار ميده! خلاصه بد مصيبتيه. البته يه راه آسون داره و اونم اينکه يه کم به مخت فشار بياري و مدل با کلاسي انگليسي تايپ کني. ولي آخه بعضي از اين اصطلاحات رو نميشه که انگليسي نوشت. چون اصلا ديگه اون منظور و بار معنايي جمله رو نميرسونه!
مثلا:
"قربونت برم! دير نکني که بچم رو گازه."
"مرتيکه کجايي من نيم ساعته اينجا مچل شدم"
"من ساعت هشت جلو کله پاچه فروشي هستم!"
راستي اين عکس هم واقعيه ها. هوا سرد بوده از دهنش بخار در ميومده. کسي فکر نکنه داره سيگار ميکشه.
May 04, 2003 | 30 Comments
شرمنده اين چند روز يه کم گرفتار بودم. فقط فعلا برين اين تبليغ رو ببينيد که خيلي جالبه و اوني که درستش کرده واقعا مخش کار ميکرده. تبليغ Honda Accord است و يه فايل Flash به حجم 3 مگابايت ناقابل.
Honda Ad.
May 02, 2003 | 29 Comments
يه کلاس آزمايشگاه روسازي راه داريم ما که يک واحد هم بيشتر نيست. اين ترم آخري يادم افتاده که اينم بايد مي گيرفتم! قبل عيد که مثلا درس ميخونديم. بعد از عيد هم گرفتاري و هزار درد ديگه. خلاصه تاحالا کلا دو جلسه تونستيم به حضور استاد گرامي شرفياب بشيم. آزمايشگاه هم از اين قانون 3/16 که قديما 4/17 بود پيروي نميکنه و دو جلسه غيبت کفر به حساب مياد. امروز هم نرفتيم. استاد گرامي که جانم به فدايش جفت پاي مبارکش رو کرده توي يه کفش که من براي شما دو نفر صفر رد ميکنم! هرچي هم پاچه خاري (درستش همينه چون از فعل خاراندن مياد) کرديم هيچ فايده هاي نداشت. حالا من موندم با اين همه درس مشکوک چيکار کنم!؟ اگه خداي نکرده فوق قبول بشم ديگه نميشه 10 تا درس رو با هم تکدرس کرد که! عجب وضعيته ها!
اينکه عنوان رو نوشتم آز رو ماله اينه که اينجوري بين بچه ها عرفه. حتي بعضي وقتها به يه کلمه رو هم بسنده ميشه! به اين ميگن فرهنگ دانشگاه! نکنه خيال کردين دانشجو شدن الکيه!
راستي امروز يه تاکسي توپ سوار شدم. راننده کلي خوشتيپ و باحال بود و جلو هم فقط يه نفر سوار ميکرد. بين راه هم مسافر نميزد و فقط اول و آخر مسير. يه کم سر صحبت که باز شد فهميديم طرف يک ساله اومده ايران و قبلا ژاپن راننده تاکسي بوده. (بعيد بود که دروغ بگه)
تا خود مقصد که برسيم ذوق در وکردم!
April 28, 2003 | 40 Comments
راستي اعلاميه ثبت نام پولي دانشگاههاي دولتي براي مقطع فوق ليسانس رسما از طريق روزنامه و تلويزيون اعلام شد! اينجور که من شنيدم هزينه اي حدود ۵.۵ (پنج و نيم) ميليون تومان داره و جالبتر اينکه پايان نامه هم نداره! يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم!
در اين مورد ميشه شونصد تا کتاب نوشت. ولي سعي ميکنم بعدا در موردش بيشتر بنويسم.
راستي مسعود يکي از اسناد فوق محرمانه شرکت ايران خودرو رو افشا کرد.
April 28, 2003 | 21 Comments
امروز رفتيم واسه اين سرويس SMS ثبت نام کرديم. ترجمه فارسي هم ميشه کوته پيام!!
خوب شد بهش نگفتن پيامک! مسوولش گفت ۷۲ ساعت ديگه فعال ميشه. حالا هر ساعت در قانون مخابرات چند دقيقه باشه خدا ميدونه!
راستي اونايي که با MT (مووبل تايپ) يا cgi مشکل دارن اين pMachine رو يه امتحان بکنيد. امکاناتش يه جورايي از مووبل تايپ بيشتره و فرقهاي عمده که داره يکي اينکه صفحات دايناميک هستن و يکي ديگه هم اينکه php/mysql هست و ديگه اون دردسرهاي فايلهاي cgi رو نداره.
اين سايت هم ببينيد که خيلي جالبه! حالا اينکه واقعيه يا نه خدا ميدونه!
World Meters
April 26, 2003 | 19 Comments
امروز (پنجشنبه) و فردا (جمعه) بازارچه خيريه اي در محل خانه معلم واقع در خيابان وليعصر - سر ميرداماد - جنب دبيرستان رازي برگزار ميشه. به همين بهونه قرار شده وبلاگرها هم دور هم جمع بشن. امروز من هم رفتم ولي مثل اينکه خيلي ها با خبر نبودن و تعداد کمي بودن. فردا هم هست و اگه وقت کردين يه سر بزنين. قرار هم حدود ساعت 5 بعد ازظهره . وبلاگرها هم اونجا غرفه دارن.
ما هم از فرصت استفاده کرديم و سرويسهاي WebHosting سايت ابزارهاي فارسي رو با ۲۰ درصد تخفيف عرضه ميکنيم.
April 25, 2003 | 24 Comments
از قديم گفتن: کس نخوارد پشت من جز ناخن انگشت من... (يا يه چيزي تو اين مايه ها)
يه شب سرد و باروني که صداي زوزه گرگها از دوردست به گوش مي رسيد و سوسوي چراغ فانوسهايي که بر در خانه ها آويزان بود از دوردستها ديده ميشد لباس رزم برتن کرده عزم را جزم و به نبرد درون و برون پرداختم و دل روده سيم کشيهاي تلفن خونه رو بيرون ريختم و خلاصه به يک فقره تلفن قديمي موفق به رفع عيب (به قول بابام ترابلشوتينگ!!) شدم و الان با سرعت 40kbs به دنياي نامتناهي اينترنت وارد شدم!
من حالم بد بيد! يکي وياد منو جمع وکنه! آخه برق و تلفن الان رديفه ولي آب خونه قطع شده! بيخيال... ديگه نميشه که همه چي هميشه درست باشه. ميگن اين جور مشکلات نمک زندگيه! عجب زندگي با نمکي! از شدت شوري به تلخي ميزنه.
دوشنبه امتحان فيزيک ۲ داشتم. اين درس رو از روي مجبوري و واسه اينکه ۱۴۰ واحد کذايي پر بشه برداشتم. دو روز مونده به امتحان واسه خودم برنامه چيده بودم که يکشنبه بشينم درس بخونم. يکشنبه صبح يه کاري پيش اومد. عصر هم همينطور. منم اصلا به ياد فيزيک نبودم و نصف شب هم که خواستم کپه مرگم رو بذارم هرچي فکر کردم يادم نيومد چيزي رو فراموش کردم يا نه. صبح که از خواب بيدار شدم يادم افتاد اي دل غافل! ميان ترم فيزيک ۲ بود! اصلا حس درس خوندن نبود. بعد از يه ترم مرخصي و نصف ترم دودره بازي خب همين ميشه ديگه.
دوشنبه صبح سر جلسه غير از من و چند نفر ديگه که اصلا نميشناختمشون بقيه همه ۸۰ و ۸۱ي بودن و خلاصه فضاي جلسه امتحان به شدت مثبت. نيم ساعته ۴ تا سوال از اطلاعات دوران دبيرستان و يه نيم ساعت درسي که يکشنبه خونده بودم سياه کردم و هرچي منتظر واستادم کسي از سر جلسه بلند نشد. مجبور شدم پيش قدم بشم و بيام بيرون.
امتحان بدون تقلب مثل قبر بدون سنگ قبره!
خارج از موضوع:
آدم نصفه نيمه دات کام شد.
حيووني بلاگ اسکاي هک شد.
وبلاگ دانشجويان دانشگاه چالوس.
کاپوچينوي ۴۶
سکتور صفر مووبل تايپي (خيلي ديره ولي دلم ميخواست بنويسم)
سايتي با نيت خير: GiveBoobs
April 24, 2003 | 23 Comments
الو سلام... چطوري... سينا رو گرفتن! ...
اين خبر رو يکشنبه صبح حدود ساعت 10 شنيدم. وقتي رفتم سر وبلاگش و ديدم فرناز يه مطلب کوتاه نوشته بدجوري حالم گرفته شد. هنوز هم باورش يه کم مشکله. سينا دوست خوبيه که ازش خيلي چيزا ياد گرفتم و خواهم گرفت. فقط ميتونم بگم که اميدوارم هيچ مشکلي براش پيش نياد.
دارن براش امضا جمع ميکنن. ولي به نظر شما فايده اي داره؟! خدا خودش کمکش کنه...
خبرهاي بد رو نميشه طولاني نوشت...
April 21, 2003 | 41 Comments
بازم اين نظرخواهي وبلاگ من جون گرفت و از اين بابت خوشحالم.
اول اينکه شاهين و مسعود و پژمان و ... نظر نوشتن و من ياد قديما انداختن و کلي حال دادن. دم همه گرم! اينجا رو:
شاهين: " احسان دقیقا می فهمم چی میگی...
می دونی ما هم اینجا یک Wireless Card گرفتیم که قراره 115k وصل بشه ولی اگه تو ماشین با سرعت بیشتر از شصت هفتاد مایل درساعت بری حداکثر 56k وصل میشه اعصاب آدم رو خورد می کنه...مخصوصا وقتی داری تو ماشین آنلاین mp3 گوش میدی...
خلاصه که دقیقا می فهمم چی میگی...( چک، کشیده، اردنگی، کتک و امثالهم قبول می کنیم!) "
مسعود: "شاهین دهنت سرویس که کک انداختی به تنبون من Wireless Connection رو توی ماشین چک کنم!!! احسان جان شما هم خودشو ناراحت نکن، بیا بغل عمو خودم بهت DSL میدم توش شنا کن (دو نقطه دی)"
شوپان: " نه عزیزم ببین اینجوریا هم نیست. چرا؟ چون من و شما میریم بهشت و این اجنبیهای بی ناموس خاک بر سر با تمام نانو تکنولوژی و دیش و ماهواره و ... میرن جهنم.
در عوض بهشت برین در انتظار من و توست...!!! "
و ...
انصافا اين نظرخواهي وبلاگم از خودش بهتره.
يکي نيست به اين شاهين بگه آخه مرتيکه! مگه آزار داري اين عضو نيمه شريف ما رو ميسوزوني! (عضو شريف يه چيز ديگست) ايشالا که کوفتت نشه ولي خب منم ميخوام.
حالا که اينو نوشت بذارين منم واقعيت رو بنويسم. ما هم تو ايران از اين سيستمهاي خفن داريم. توي تاکسي که ميشيني بهترين مدل ضبط Kenwood يا Pioneer رو ميبيني که هنوز توي اينترنت هم نيومده. دو تا CD Changer هم بهش وصل ميشه. روي LCD هم شونصد تا افکت مختلف پخش ميکنه. تازه لازم نيست آنلاين هم بشي. خود راننده هميشه آنلاينه و قبلا زحمت تهيه CD آخرين آلبومهاي ايراني موجود رو کشيده! (عمرا با اين سيستم WireLess که ميگي نميتوني آهنگ ايراني جديد گوش کني.. ميتوني؟) تازه سيستم باند کشي و اين چيزا هم که ديگه معرکه. با سرعت 10 کيلومتر در ساعت بري يا 100 کيلومتر هيچ فرقي نداره و يه ذره هم از کيفيت نمي افته و تمام مدت داره Real Time برات آهنگها رو Stream ميکنه. تازه بعضي وقتها هم خود راننده سر حال باشه يه همراهي با آهنگ ميکنه و خلاصه Live هم برات ميخونه. تازه هر از چند گاهي هم دو تا کلمه افاضات ميکنه و خلاصه اسباب خنده فراهمه...
حالا اگه تونستي يه دونه از اين ماشينها توي اون مرگ بر آمريکاتون پيدا کني من سرم رو ميدم! ديگه گوزيدي!
راستي اون ماجراي جهنم ايرانيها رو که شنيدين؟! يه روز مسوولش نيست ، يه روز قير تموم شده ، يه روز قيف نداريم...
ولي نميدونم چرا در مورد اينترنتِ ايراني اگه برق و تلفن و اين چيزا نباشه به جاش حتما قير و قيف و کسي که بايد قير رو در جاي مخصوص بريزه هست! بيچاره اين عضو نيمه شريف ما که ديگه غير قابل استفاده است! 8O
تکميل: بازم داره بارون ميگيره! مامااااااااان! من اينترنت ضد آب ميخوام! :cry:
April 20, 2003 | 41 Comments
بار پروردگارا!!
تو را به تمام آفريده هايي که خلق کردي قسم ميدم در اين شرکت مخابرات رو وقتي که همه مسوولان توش هستن گل بگير!
خدايا بر تمامي افرادي که جلوي پيشرفت اين مملکت رو ميگيرن لعنت و عذاب بفرست.
من بدجوري اعصابم خورده! جسارتا اينا ريدن با اين وضعيت... خيانتي که شرکت مخابرات به صنعت و تکنولوژي اينترنت ايران ميکنه ، هيچ کس تاحالا نکرده. (تازه ميخواد وزارت فن آوري و اطلاعات هم بشه)
اگه بخوام بشينم در مورد سرويس اينترنت در ايران بنويسم که تقريبا نصف بيشتر خواننده هاي وبلاگم خودشون با من هم درد هستن. داشتم روزنامه رو ميخوندم نوشته بود توي بحرين 14 درصد ADSL دارن!
آخه آدم دردش رو به کي بگه!
خدا نکنه من يه روز يه جايي به قدرت تصميم گيري برسم اما اگه بشه اول همه اين مسوولين رو مجبور ميکنم بشينن با مودم و خط تلفن نفري يک گيگابايت آپلود کنن. در ضمن وسط کار هم چند بار ديسکانکتشون ميکنم. بعدش هم ميخوام اون يک گيگابايت رو که آپلود کردن دوباره داونلود کنن تا عمشون هوا بشه!
انصافا اگه ما اين امکانات خارجيها رو توي اينترنت داشتيم الان پوز همه اونا رو ميزديم. به خدا اينو من مطمئنم.
اين چند روزه تهران همش بارون ميومد. تا ديروز وقتي بارون ميومد برق خونه ما ميرفت. الان ديگه تلفن هم بهش اضافه شده! آخه يه پست برق کنار خونه ما بود که به خاطر عريض کردن خيابون ، بايد اونو چند متر جابجا ميکردن، از اون به بعد تا يه نم بارون مياد فيوزش ميترکه! لابد فيوز ايراني استفاده ميکنن يا اينکه مسوول خريد واسه اين که دو قرون بره تو جيبش يه خوبش رو نميخره!
جديدا بارون که مياد گوش تلفن رو که بر ميداري انگار داره يکي توش جارو ميکشه! صداي نويز بيشتر از صداي بوقشه. نهايت سرعتي که باهاش تونستم به اينترنت وصل بشم 9kbs بود! حالا هي بيان خط E1 و کوفت و زهرمار بزنن.
به 17 زنگ زدم ميگم آقا تلفن ما ريدمون شده!
ميگه به خاطر بارونه آقا!
ميگم عزيزم بيا درستش کن!
ميگه ماموراي ما تو بارون کار نميکنن!
ميگم آخه جي جي پولتو ميدم ديگه چرا بهونه مياري!
ميدونم راه حلش چيه. بايد برم يکي از مامورهاش رو پيدا کنم و 10 هزار تومان بزارم کف دستش که بره ببينه اين لامصب چه مرگشه.
من هيچ رقمي نيستم ولي به نظرم تا وقتي اين وضعيت ادامه داشته باشه و آدمهاي وارد و کاردرست در راس کار نباشن ما درجا خواهيم زد! که البته اين حرف و حديث اصلا جديد نيست و اين قصه سر دراز دارد... :(
دلم اينترنت بي دغدغه ميخواد!
ميخواستم امروز عکس بذارم ولي اعصاب نبود ديگه شرمنده.
April 18, 2003 | 73 Comments
قديما که پسر خوبي بودم صبح که از خواب بيدار ميشدم حتما تختم رو مرتب ميکردم. از دانشگاه يا بيرون که ميومدم لباسهام رو مرتب ميکردم. بعدش دست و صورتي ميشستم و خلاصه زندگي معمولي و طبيعي.
ولي الان خيلي وضع فرق کرده! ديگه معمولا ماهي يه بار اگه قرار باشه مهمون بياد تخت رو مرتب ميکنم. آخه اين منطق رو دارم که شب دوباره همونجا ميخوام بخوابم ديگه! کاليبر رفته بالا. الان ديگه سرعت بوت شدن کامپيوتر و بالا اومدن ويندوز رو با سرعت در آوردن لباسهام (وقتي تازه رسيدم خونه) مي سنجم! بعضي وقتها تو خونه به شام نميرسم و تا ميام سر سفره ديگه غذا يخ کرده. بابام بعضي وقتها که از در اتاق رد ميشه ميگه توالت يادت نره! مگرنه اتاق بو ميگيره ها!
به جاي اينا کلي چيزاي خوب توي زندگي اومده. بايد در مورد اونا هم بنويسم.
خب اينم يه مدل زندگيه! اون همه سال اونجوري بود. يه چند سال هم اينجوري :)
April 16, 2003 | 38 Comments
من از اين مدل نوشتن خسته شدم. بازم ميخوام مثل قديم از زندگي روزمره بنويسم. از همين مدلها که همه مسخره ميکنن. ( صبح بيدار شدم و .... )
الان وبلاگم شده مثل يه وب سايت خبري. دلم ميخواد دوباره مثل قبل چرت و پرت بنويسم فقط. البته اينايي هم که الان مينويسم همش چرت و پرته و يه قرون نمي ارزه.
زندگي سخت شده و زندگي سخت اين مدل وبلاگ رو مي طلبه!
اين چند روزه داشتيم سرويسهاي WebHosting رو مينداختيم رو غلتک. انتظار اين همه استقبال رو نداشتم و خلاصه تمام وقتمون صرف اين مي شد. ولي الان ديگه کارها افتاده رو غلتک و سختي اول رو نداره. الان خيلي خوابم مياد.
از اين شعر هم خيلي خوشم مياد:
توبه کردم که دگر مي نخورم -- به جز از امشب و فردا شب و شبهاي دگر!
راستي اين بار دوميه که دارم توي وبلاگم تصميم کبري ميگيرم.
April 16, 2003 | 31 Comments

بالاخره تونستيم تشکيلات و بند بساط اين سرويسهاي WebHosting رو آماده کنيم. هدف اصلي ارايه خدمات بوده و اگه قيمتها رو با خدمات موجود مقايسه کنيد خودتون شايد اين نتيجه رو بگيرين. چون ضرب و تقسيم که کردم ديدم آخرش چيز زيادي نميمونه ولي خب همينکه بتونه هزينه هاي سايت ابزارهاي فارسي رو بده و پول خودش رو هم در بياره (هزينه سرورها و ...) کافيه.
به تقليد از بعضي از سايتهايي که خدمات WebHosting ميدن براي اولين بار بين سايتهاي ايراني قسمت خدمات (
Support) رو از طريق رفع اشکال ابزارهاي فارسي ارايه ميديم که همه چي خلاصه معلوم باشه و چيزي مخفي نمونه. ملت راضي باشن اونجا معلوم ميشه. شاکي هم باشن بازم اونجا معلوم ميشه.
يه قسمت هم براي
سوالات قبل از خريد گذاشتيم که از همه چي مطمئن بشين و بعد خريد کنيد.
چون خودم توي خريد Host اين چيزا چند تا کفش پاره کردم واسه همين دلم خواست تمام چيزايي که به انتخاب و تصميم گيري کمک ميکنه و قبلا من رو اذيت ميکرده فراهم کنم.
يه سرويس رايگان هم اونجا گذاشتيم براي نصب اتوماتيک مووبل تايپ يا b2 براي هرکي که بخواد. تمام
جزييات مجموعه ها رو ببينيد. تقريبا همه چي داره!
April 11, 2003 | 38 Comments
حيفم اومد اينو ننويسم اينجا:
(از کاپيتان هادوک و هيچي)
- حاج آقا ديگه خسته شدن. شما می رسونيشون ؟
- بله، ولی چطوری اومدن ؟
- طی الارض کردن ديگه.
- چرا الان نمی کنن ؟
- می گن دم سحر خطها شلوغه.
April 11, 2003 | 5 Comments
BlogSky
يه سيستم خوب و محکم براي وبلاگ نويسي که انصافا از لحاظ امکانات حرف نداره و جاي تحسين داره براي صاحبانش. خدا عمر طولاني بهشون بده. البته به شرطي که سرويسشون به اين خوبي بمونه.
سرعتش که حرف نداره و پوز اين پرشين بلاگ ذغالي رو ميزنه و امکاناتش هم که خيلي بهتره. حدس ميزنم کدنويسيشون هم خيلي بهينه تر (optimize) به نظر ميرسه. اين نکته واسه يه سايت با ترافيک بالا خيلي خيلي مهمه.
البته من داشتم اون شرکتي رو که ازش سرويس فضا (Hosting) گرفتن رو ميديدم و يه کم به فکر فرو رفتم!! ولي اميدوارم که هيچ وقت کم نياره و عين ساعت کار کنه.
من اومدم برم يه وبلاگ براي خودم درست کنم به اسم احسان ديدم يه بابايي به اسم نويد رفته اونو گرفته! خب لابد خونه احسان صداش ميکنن. واسه اينکه کم نياورده باشم رفتم سريع يه وبلاگ به اسم اصغر کپک گرفتم که وقتي خود اصغر کپک خواست بره بگيره ضايع بشه. ولي امکاناتشون خيلي خوبه.
اونايي که ميخوان وبلاگ درست کنن. بابا از اين سيستم ديگه آسون تر و بهتر فکر نکنم باشه. پس بريد سراغ اون که اصلا نياز به دانش فني نداره.
راستي چند نفر در مورد مووبل تايپ و اينا چيزاي جالبي نوشته بودن. من يه توضيح کوتاه واسه اونايي که نميدونن بدم. سيستمهايي مثل بلاگر يا همين BlogSky و پرشين بلاگ به سيستمهاي Remote Hosted معروف هستن. يعني اينکه شما فقط لازمه ثبت نام کنيد و تمام فايلها و بند و بساط و همه چي خلاصه روي سرور اونهاست. البته در بعضي از سرويسها مثل بلاگر پرو نتيجه روي سايت و host خودتون ميره ولي باز هم همه چي دست خودتون نيست و وابسته هستين.
ولي سيستمهايي مثل مووبل تايپ و همين b2 که من استفاده ميکنم بايد روي سايت خودتون نصب بشه و ديگه همه چي دست خودتون و اختيار همه چي با خودتونه. يعني اينکه جايي ديگه نبايد بريد ثبت نام کنيد. اين مدل يه هزينه اجباري و اوليه داره و اونم فضا (host) و domain هست که بايد بپردازيد.
مدل اول بيشتر به درد اونايي که تازه کار هستن يا دانش فني ندارن يا اونايي که نميخوان زياد هزينه کنن ميخوره. ولي روش دوم يک پله خيلي بزرگ جلوتره و اصولا حرفه اي تر به حساب مياد.
تکميل:
من قصد کوبيدن يا تعريف هيچ سيستم و سايتي رو نداشتم و ندارم چون فايده اي به حال من نداره. فقط نظرات خودم رو مينويسم. به نظر من کيفيت خدمات يه سايت از کميت اعضاش مهمتره. اينکه سايتي مثل پرشين بلاگ چندين هزار عضو داره زياد مهم نيست ، اينکه چند نفر از اونا راضي هستن مهمه. نمونه خيلي خوبش هم سايت معروف Yaccs که حدود 27500 نفر عضو داره. ولي وقتي ميبينه ادامه ثبت نام ، بيش از حد ظرفيت سرورهاشه و داره به نفرات ديگه فشار مياره ، خيلي راحت ثبت نامش رو ميبنده. هزار نفر آدم راضي خيلي بهتر از صدهزار نفر آدم ناراضيه.
فقط کاش کساني که از اين سايتها مي سازن به فکر Import مطالب از طريق بلاگر يا پرشين بلاگ هم باشن. چون افرادي که دارن وبلاگ مينويسن به اين راحتي ها از وبلاگشون نميگذرن...
April 09, 2003 | 31 Comments
اين چند روز گرفتاري باعث شد من نتونم اين مووبل تايپ رو جمع و جور کنم و واسه داونلود بذارم جايي.
الان اين مجموعه رو ميتونيد از اينجا دانلود کنيد. قبلا هم گفتم تغييري در کدهاي اصلي برنامه ندادم. فقط يه سري تغييرات جزيي توي قسمت Admin ، چون کارهاي اصلي رو دوستمون عزيز آشفته انجام داده بود. و يه سري تغييرات هم توي تمپليتها و قسمت نظرخواهي.
با اين ترتيب اگه اين فايلها رو کپي و نصب کنيد تمپليتها به صورت اتوماتيک فارسي خواهند شد. براي قسمت مديريت (Admin) هم بايد زبان فارسي رو انتخاب کنيد.
تکميل:
من نميدونستم توزيع مجدد MT غير قانونيه!! حسين اين رو قبلا از طريق ايميل به من گفت ولي خب من خودم رو توجيه کرده بودم که پول نميگيرم که بالاش در ضمن به اسم خودم هم که نميدم... ولي مثل اينکه بازم مجاز نيست.
البته درسته هيچ کس نميتونه بياد خِر يه ايراني مثل من رو بچسبه ولي خب من ورش ميدارم. به جاش فايل default-templates.pl رو که مهمترينش شايد باشه ميذارم براي داونلود. بقيه تغييراتش مثل فارسي کردن قسمت مديريت و ... رو خودتون سعي کنيد انجام بدين. چون قايلهاي ريز ريز زياد داره و نميشه همش رو براي داونلود بذارم!!
اگه در اين مورد نظري داشتين بنويسين.
براي اونايي هم که ميخوان از روي فايلهاي اصلي (مال خود سايت مووبل تايپ) نصب کنن و يا اينکه قبلا خودشون نصب کردن ، يه سري به اين صفحه تمپليتهاي فارسي مووبل تايپ بزنن و استفاده کنن.
براي نمونه هم وبلاگ جديد پرستو رو ببينيد. که تمام تمپليتها اونجا استفاده شده. مخصوصا قسمت نظرخواهي.
راستي يه مقدار ديره ولي خب بايد به پرستو واسه دات کام شدنش تبريک مفصل بگم! ايشالا هزارسال دات کام باشه!! (دعاي اينترنتي)
April 09, 2003 | 7 Comments
تولد عموگارفيلده خودمونه. به صميمانه ترين مدلها و وبلاگي ترين مدلهاي ممکن بهش تبريک ميگم و اميدوارم خدا از عمويي کمش نکنه.
من تازه فهميدم احسان (عموگارفيلد) چه جيگري بوده و ما خبر نداشتيم! آخه يه عکس از بچگيهاش توي وبلاگش گذاشته که دل و دين واسه قزويني جماعت نميذاره!
از شوخي گذشته اين احسان ما يکي از مهربون ترين پسرهاي روي زمينه که من ديدم! خدا حفظش کنه.
يه توضيح کوچيک ولي ضروري هم بدم:
اين چند روزه خيلي گرفتاري بود. خلاصه بايد ببخشين. به زودي (۲-۳ روز ديگه) يه سري تغييرات عمده توي وبلاگم ميدم.
دو سه نکته و خواهش:
تو رو خدا سوالات مربوط به وبلاگ و وبلاگ سازي و از اين چيزا رو توي نظرخواهي ننويسين. چون من نميتونم اونجا جواب بدم. بهترين راه حلش اينه که برين توي قسمت رفع اشکال ابزارهاي فارسي. اونجا غير از من يه عالمه آدم وارد و اينکاره ديگه هم هستن که کلي بهتون کمک ميکنن. تازه نصف مشکلاتي هم که دارين قبلا اونجا بحث شده و ميتونيد از اون مطالب به راحتي استفاده کنيد.
April 09, 2003 | 2 Comments
امروز صبح ساعت ۸ کلاس داشتم ولي شکر خدا خواب موندم. واسه همين گفتم بيام يه سري بزنم ببينم دنيا دست کيه.
از طريق اين Referer ها (عجب خاصيت خوبيه) يه وبلاگ جالب ديدم به اسم ربل که نسخه انگليسي هم داره و در مورد يه قرار وبلاگي توي لندن نوشته بود! خيلي جالب بود برام.
اينم عکسهاي اين قرار وبلاگي. اسامي شرکت کننده هاي اين قرار هم توي صفحه عکسها نوشته شده.
خدا قسمت کنه ما هم يه قرار وبلاگي هم تو لندن بريم.
April 08, 2003 | 30 Comments
شرمنده اينقدر نيستم. زودي ميام. فعلا با اين حال کنيد!!
حيف که نميشه بهش اضافه کرد...
The Alternative Persian Dictionary
نکته: من همين الان (چند ساعت بعد از نوشتن اين مطلب کوتاه) ديدم که اين لينک بالايي توي لينکدوني هودر هم بوده. ولي من اين لينک رو خيلي اتفاقي توي قسمت Referer ها ديدم. (حالا چرا؟ خدا ميدونه!) خواستم اينو بگم که کسي فکر نکنه شرط نقل قول همراه با لينک رو نقض کرده باشم.
April 06, 2003 | 24 Comments
امروز همش خونه بودم. کلي کار عقب افتاده داشتم و تا همين الان داشتم با اونا سر و کله ميزدم. خانواده هم تمايلي به سبزه گره زدن نداشتن! خلاصه اينکه هيچ اتفاق خاصي هم نيوفتاد!! خب امسال اين مدلي بود ديگه! حالا تا سال ديگه خدا بزرگه!
هرچي هم فکر کردم مثل حسين يه دروغ واسه سيزده بنويسم هيچي به ذهنم نرسيد!
نميدونم اين "روز طبيعت" ديگه چه صيغه ايه که تلويزيون ميگه؟ مگه کلمه "سيزده به در" مشکل داره!؟
راستي اين دوّمين نوروزي هستش که دارم وبلاگ مينويسم. پارسال اين موقعها چه هيجاني داشتم واسه وبلاگ! (البته هنوز هم دوستش دارم) اون روزا نشستم اون قالبهاي فارسي کذايي رو درست کردم. اون روز اصلا فکر نميکردم اين همه آدم ازش استفاده کنن. يادش به خير!
راستي دارم مطالبش رو منتقل ميکنم به ابزارهاي فارسي. از جمله راهنماي کار با Yaccs و راهنماي کار با enetation که خراب شده بود و خيلي ها سراغش رو ميگرفتن. به همراه يه سري مسايل ديگه که سعي ميکنم زودتر کاملش کنم.
يه نکته مهم: من به هيچ سوال فني از طريق ايميل جواب نميدم. سوالاتتون رو در قسمت رفع اشکال ابزارهاي فارسي بنويسيد.
April 02, 2003 | 41 Comments
نميدونم تاحالا کسي از شما ها از طريق ندا به اينترنت وصل شده يا نه. من بعضي وقتها با ندا وصل ميشم. از اونجاييکه خيلي خواستن اينترنت رو کنترل کنن و کسي سايتهاي مشکل دار رو نبينه يه WebSense خيلي قوي روش گذاشتن. غافل از اينکه از اون ور دارن ميوفتن!
هر کي از طريق ندا مثلا ميخواد بره سايت NedStat (آمارگيري معروفي که اکثر وبلاگها ازش استفاده ميکنن) اينجوري پيغام ميده :
(البته من اين پيغام رو در روز خيلي ميبينم. روي سايتهايي که اونقدر هم محتواي سکسي ندارن. اما اين يکي ديگه آخرشه!)
Access to this web page is restricted at this time.
Reason:
Forbidden, this page (http://www.nedstatbasic.net/) is categorized as: Sex.
March 31, 2003 | 48 Comments
يکي دو روز بود داشتم روش کار ميکردم و امروز به طور کامل تموم شد. تست هم کردم و مشکلي نداشت. طوري هم کار کردم که مجبور به عوض کردن فايلي يا دستکاري کدي نباشيد. کافيه اونو Download کنيد بعدش هم طبق روال عادي خود مووبل تايپ اونو نصب و راه اندازي کنيد. البته سعي ميکنم فايلهاي تغيير يافته رو هم يه جا بذارم که اگه کسي خواست فقط اونا رو داونلود کنه.
دوست خوبمون عزيز قبلا زحمت فارسي کردن قسمت Admin رو کشيده بود. (انصافا کار سنگيني کرده و دمش گرم) من يه سري تغييرات و اصلاحات توش انجام دادم. تمپليتهاي قسمت Admin رو هم يه کم دستکاري کردم که فارسي تر بشه. البته ترجيح دادم که قسمتي که مربوط به نوشتن مطالب است فارسي نويس نداشته باشه. واسه خودم هم اينجوري استدلال کردم که همه کساني که وبلاگ مينويسن حتما فارسي نويس هم دارن. البته اگه لازم باشه نصب کردنش آسونه.
بعد هم رفتم سراغ تمپليتهاي استانداردش و تمام اونا رو مناسب با زبان فارسي کردم. قسمت نظرخواهي هم روش يه فارسي نويس گذاشتم.
هيچ تغييري هم توي کدهاي اصلي مووبل تايپ ندادم. در ضمن اين نسخه اي که من روش کار کردم 2.63 است. (آخرين نسخه موجود)
خلاصه اينکه اگه بلد باشيد نصب کنيد ديگه نياز به هيچ تغييرات جانبي نداره.
هرچي هم تاحالا از اين b2 تعريف کردم فراموش کنيد که بايد جلوي مووبل تايپ لنگ بندازه. البته اينم بگم که طفلي پروژه b2 حدود 5 ماهه که پيشرفتي نداشته و فکر ميکنم ديگه متوقف شده مگرنه در نوع خودش بي نظيره.
واسه داونلودش هم لطفا يکي دو روز صبر کنيد. يه راهنما واسه وارد کردن مطالب از بلاگر براش بنويسم. (فکر نکنم کسي فارسي نوشته باشه) درضمن ميخوام همزمان با يه برنامه ديگه اعلامش کنم. در مورد فوايد و نقاط قوتش هم بعدا خواهم نوشت.
March 29, 2003 | 36 Comments
نظرتون رو در مورد اين عکس و نوشته زيرش که از سايت MSNBC برداشتم چيه؟
The Pepsi generation?
Muslim school girls stand next to signs advertising the U.S.-made soft drink in Karachi, Pakistan, on March 20. Despite growing animosity among its citizens toward the United States over the war in Iraq, Pakistan's economy is hugely dependent on U.S. products.
March 29, 2003 | 16 Comments
اول از همه يه خبر مهم!
وب سايت شبکه الجزيره براي بار دوم هک شد! البته اين باز توسط يک هکر ايرني!! جزيياتش رو اينجا بخونيد.
يه کم هم لينک بازي
داستاني نه تازه: يه وبلاگ شيک و باحال که همين الان از ليست مراجعه کننده هاي اين کنار ديدم. مدل جالبي مينويسه!
اين فکر کنم کاملترين آلبوم عکس از صدام حسين باشه. يه دونه عکس فرشته ازش ساختن که حرف نداره!
انصافا چه استعدادها و خلاقيتهايي که توي اينترنت پيدا نميشن: Hold The Button
يه بازي جنگي! مناسب اين ايام هم هست...
به لطف جنگ آمريکا اين چند روزه تلويزيون کلي فيلم خوب نشون داد. از اين فيلمهاي ضد آمريکايي که وسط فيلم صداي يه زنه مياد و هي دليل و برهان مياره که چرا اين فيلم بده! حالا نميشه ما مثلا قبول کنيم اين فيلمها بده و ديگه اينا روش صحبت نکنن!؟
SpiderMan رو نشون دادن اونم با چه کيفيتي. البته با يه عالمه سانسور!
SpyGame با بازي "براد پيت" و "رابرت ردفورد" که يکي از توپ ترين فيلمهاييه که ديدم. اما نسخه فارسي هم يه لطف ديگه اي داره.
ديروز هم دو تا فيلم از "آل پاچينو" و "راسل کرو" نشون داد.
هر چي هم فيلم از "جت لي" داشتن اين چند روزه نشون دادن.
براي بار چندم فيلم Enemy of the State و Mask of Zoro رو نشون دادن.
يکي دو تا فيلم هم نشون دادن که يه عالمه دختر خوشگل توش داشت. يکيش سفيدبرفي بود فکر کنم. اون يکي هم مرلين بود.
چند تا ديگه هم که يادم نمياد.
يه کم سانسورش رو کمتر کنن بد نيست. ولي بازم دمشون گرم! ما به همينش هم راضي هستيم
March 29, 2003 | 6 Comments
ديروز فيلم زيباي Catch Me If You Can رو ديدم. حرف نداشت! فيلمي از استيون اسپيلبرگ با بازي تام هنکس و لئوناردو دي کاپريو. نيم ساعت اولش زياد خوشم نيومد و همش به اين اميد مونده بودم که پس کي اين تام هنکس رو نشون ميده (خيلي ازش خوشم مياد!)
داستان پسر جواني (ديکاپريو) که با مهارت بسيار زيادي که توي جعل داره ، کلي چک تقلبي درست ميکنه و حدود 1 ميليون دلار پول از بانک ميکشه بيرون و تازه با استفاده از همين جعل جزو خلبانهاي شرکت هواپيمايي PanAmerican هم ميشه. دکتر و رييس يه بخش توي بيمارستان ميشه، وکيل هم ميشه! نصف اينها رو هم مديون خوش تيپيش بوده. هر دختري رو که ميديده سه سوت مخش رو ميزده و بعدش هم ديرام دارام! از کارمند بانک گرفته تا پرستار بيمارستان. به قول يکي از دوستان توي اين فيلم يه نمه بزرگ شده و سنش جا افتاده. آخه قيافه اش توي فيلمهاي قبليش خيلي بچه ميزنه. شايد چون هم سفيد مفيده و هم هلو! خدا اين جوون رو براي اهل محل نگه داره.
راستي تيتراژ اول فيلمش خيلي جالب بود. من از اين فيلمهايي که تيتراژ خاص و متفاوتي دارن خيلي خوشم مياد. مخصوصا تيتراژ فيلمهاي جيمز باند که حتما يه ماه پري نيمه لخت هم داره! يه آهنگ خيلي مسخره ولي جالب هم داره که اگه علاقه مند بشين مطمئنا تا چند روز بعد از ديدن فيلم هي زمزمه ميکنيد!
از همه اينا جالبتر اينکه داستان فيلم واقعيه!
شعار تبليغاتي فيلم هم اينه: "The true story of a real fake"
راستي شيده يه ستون جديد توي کاپوچينو درست کرده به اسم سينماي جهان. هم موضوعش توپه هم مطالبش و از همه بهتر عکسهاش! همش تو کار لب بوده!
March 28, 2003 | 11 Comments
ورزشي نويس خوب مشهدي هم بالاخره دات کام شد. با علي لطفي از طريق کاپوچينو آشنا شدم. پسر فعالي که با وجود اينکه هنوز پا به سن نذاشته ولي از خيلي از آدم گنده ها بيشتر حاليشه. الان هم يه ستون به اسم ورزش توي کاپوچينو مينويسه. تا اونجايي که من ميدونم فعاليت اصليش هم توي مطبوعات چاپي و کاغذيه اما چند وقتيه که آنلاين هم مينويسه.
يه وبلاگ تر و تميز که طراحي زيباي اون کار دامون (من هر بار خواستم وبلاگش رو ببينم Error 500 گرفتم) و موتور اصلي سايت هم اسپ سوار کار خوب و نسبتا کاملي از نويد خادم است.
بعد از انتشار اسپ سوار چند بار خواستم اينو بنويسم ولي يادم رفت. مگه اين يه سيستم Open Source نيست؟ اگه هست که چرا صفحاتش کد شده اند؟ اگه هم نيست که چرا سورسش رو خواسته در اختيار ملت بذاره؟ از همه اينا گذشته خب بابا جون يه مدلي کد ميکردينش که نشه بازش کرد. اصلا هدف از کد کردن چي بوده؟
March 27, 2003 | 30 Comments
شماره 42 کاپوچينو هم در اومد. بعضي وقتها که ميشمارم ميبينم 42 هفته کم نيست ها. نميخوام رو کيفيت کار بحث کنم. اما کميت کار خيلي خوبه!
مطلب اصلي اين شماره در مورد نوروز و مراسم اون در آيين زرتشتي نوشته شده که غير از مطب خوبش ، عکسهاي خيلي خوبي داره!! محمدرضا هم مطلب خوبي توي ستون اينترنت نوشته: "خبر گزاریی به نام وبلاگ ، رسانه ای به نام اینترنت"
ستونهاي ديگه رو هنوز سر نزدم.
March 27, 2003 | 2 Comments
بالاخره تصميم خودم رو گرفتم و يه دونه MovableType روز ابزارهاي فارسي گذاشتم. نه به خاطر اينکه وبلاگ بشه. به خاطر اينکه يه آرشيوي از مطالب آموزشي (بيشتر در مورد وبلاگ) باشه. يه توضيحاتي همونجا دادم. کم کم ميخوام نتايج قسمت رفع اشکال هم اونجا مرتب کنم.
اين مووبل تايپ عجب شاهکار قدرتمنديه!! فقط حيف که cgi است و براي من فعلا مثل زبان چيني! بهترين ويژگي مووبل تايپ به نظر من قابليت ساختن و آرشيو کردن فايلها به صورت استاتيک (خوراک موتورهاي جستجو) است.
سايتهاي مجيد آنلاين ،FarsiNuke جزو سايتهاي خيلي خوب و فعال ايراني هستن که تقريبا همزمان با ابزارهاي فارسي فعاليت خودشون رو شروع کردن. نقش اين سايتها رو توي استفاده سايتهاي ايراني از سيستمهاي مديريت محتوا (Content Management) نميشه ناديده گرفت.
يه صحبت دست و پا شکسته اي با مجيد و از طريق اون محمد مسوولين اين دو تا سايت کردم و يه سري قرار مدار داريم با هم ميذاريم که حوزه فعاليتهاي خودمون رو بيشتر متمرکز به موضوعات خاص کنيم. دلم ميخواد از چند تا سايت خوب ديگه از جملهiDevCenter وPersianLearn و ... هم يه صحبتي بکنيم. که موضوعات اين سايتها تفکيک شده باشه و هر کدوم از ما بتونيم وقت خودمون رو روي يه موضوع خاص بذاريم تا نتيجه بهتري بده.
نتيجه اين صحبتها اين شد که من بيشتر روي حوزه وبلاگ و سيستمهاي وبلاگي کار کنم. مجيد هم بيشتر روي فوتوشاپ و phpBB (که روي پروژه فارسي کردنش هم داره کار ميکنه) متمرکز بشه. محمد هم رو سيستم phpNuke کار کنه. اينجوري هم ملت بهتر هدايت ميشن و هم سوالات و بحثها تو يه جاي واحد و زودتر و بهتر نتيجه ميده. اگه احيانا کسي وب سايت ( و نه وبلاگ) تخصصي در زمينه خاصي داره بگه. الان دو سه نفر هستن که سايتهاي آموزش فوتوشاپ دارن. ولي هيچ کدوم جايي واسه رفع اشکال ندارن. اينا ميتونن با استفاده از قسمت رفع اشکال مجيد يا يه سايت مجزاي ديگه ، تخصصي با مردم بحث و ارتباط داشته باشن. بلکه بشه يک مجموعه خوب به زبان فارسي داشته باشيم. اونوفت فرداي روزگار من اشکال فوتوشاپ رو نميرم توي يه فروم خارجي بپرسم. از رفيقهاي خودم مي پرسم تازه دو تا تيکه ايراني هم به هم ميندازيم و حال ميکنيم.
March 27, 2003 | 13 Comments
بابام ميگه حقوق سربازهاي آمريکايي که دارن الان توي منطقه مي جنگن خيلي زياده و خيلي از اونا به خاطر اين پول ميجنگن. منم اين عکس رو گذاشتم بگم که بابا جان بعضي وقتها مزاياي غير نقدي هم داره! نظر شما چيه؟
مراسم ديد و بازديد عيد از يه طرف ، اين بازي هم که ديروز نوشتم از يه طرف ديگه ، يکي دو تا کار که مشغولش هستم از يه طرف ديگه ، يه ايده جديد که تا چند روز ديگه نتيجه رو ميبينين هم از يه طرف ديگه (چند طرف شد!) تازه اگه مشکلات تحتاني هم ناديده نبايد گرفت ، خلاصه اينکه اين وبلاگ بي زبون غريب مونده... حتي وقت نکردم کد فارسي نويسي رو توي نظرخواهيش بذارم! همه چي بالاخره يه روز درست ميشه!!
March 26, 2003 | 26 Comments
چند بار تاحالا يه همچين چيزي رو تو وبلاگم نوشتم ولي حالا امکانات و وقتش بيشتره... نظرتون با يه وبلاگ تيمي با شرکت چند نفر که عشق بازيهاي کامپيوتري دارن و ميتونن تجربيات خودشون رو با چند تا لينک و اطلاعات اضافه بنويسن چيه؟ چند تا وبلاگ در اين زمينه شروع کردن ولي اکثرشون ادامه ندادن. شايد اگه تيم باشه فعال تر باشه. حالا کسي نظري داره يا همکاري ميکنه؟ نميخوام بشينيم GameSpot رو ترجمه کنيم. ميخوام هرکي که حالشو داره به سبک خودمون و از زبون خودش بنويسه. لازم نيست اعضاي اين وبلاگ هر روز بنويسن. ميتونه ۱۰۰ تا هم عضو داشته باشه و هر کدوم حتي يه دونه مطلب در مورد يه بازي بنويسن. تجربه خوبيه و واسه خيلي ها جالبه. تعداد بازيکنهاي حرفه اي کامپيوتر بين جماعت آنلاين ايراني کم نيست...
البته اينا همش در حد حرفه... تا ببينم چند نفر استقبال ميکنن.
March 25, 2003 | 13 Comments
من يه غلطي کردم و دو سه روز مونده به عيد رفتم اين بازي Command & Conquer: Generals رو خريدم. واسه همين هرچي وقت واسه اين وبلاگ ميذاشتم ، ميره براي اين بازي و واسه همينه اينجا بي صاحب مونده!
اين بازي توي GameSpot
سايت رسمي
از معروفترين سايتهاي غير رسمي
تاحالا تمام سريهاي بازي Command & Conquer رو خريدم و کامل بازي کردم و کلي حال کردم. از همه باحالتر هم Red Alert 2 بود.
اين بازي يه جورايي يه تفاوت خيلي بزرگ با بقيه داره و اونم اينکه مدل گرافيک بازي عوض شده و سه بعدي شده. به نظر من خيلي عالي شده ولي يه کامپيوتر خيلي قوي ميخواد تا بتوني راحت بازي کني. خودشون ميگن P4 - 1.7 بهترينه. من هم يه همچين سيستمي دارم ولي چون Ram کم دارم واسه همين هارد عين فرفره همش داره ميچرخه و آخرش هم که از بازي ميام بيرون يه پيغام Low Virtual Memory ميده.
يکي از بهترين نکته هاي اين بازي موسيقي بازيه. حرف نداره!
سه گروه ارتش داره.(چيني - آمريکايي - ارتش آزاديخواه که فکر ميکنم افغانستان يا يه کشور مسلمان ديگه منظورشون بوده) سلاحها و آهنگهاي هرکدوم مختص همون کشوره. از نظر من آهنگهاي افغاني (يا همون ارتش آزاديخواه) بهترينه. سلاحهاشون هم همه شيميايي و غيرمتعارفه!! حتي کارخونه توليد ماشينها جنگيشون هم اسمش به جاي War Factory شده Arm Dealer . از اين نکات ظريف توي بازي زياده.
يه سري نيروهاي فدايي (که اسمشون رو گذاشته تروريست!) هم دارن که به خودشون ديناميت ميبندن يا با يه ماشين پر از بمب خودشون رو ميکوبن به دشمن. توضيحش رو ببينيد:
Terrorist: This is a cool little unit who kills him self on a target you choose. He will destroy tanks with no problem. He can also plant small bombs on cars. A bad point though is if he does not reach his taget and is killed, he will not blow up.
جالب اينکه توي فرومهاي اين بازي توي سايتهاي مختلف که ميري همش بحث از جنگ عراق هستش! چند گروه هم دارن روي يه Mod براي ساختن يه گروه عراقي توي بازي کار ميکنن. بايد جالب بشه. نکته ديگه هم اينکه هم از عدم حضور روسيه توي اين بازي شاکي هستن!! آخه توي نسخه هاي قبلي هميشه روسيه (Soviet Army) يه پاي ثابت بازي بود.
خلاصه اينکه اگه اهل بازيهاي استراتژي هستين حتما اين يکي رو امتحان کنيد. داداشم ميگه قبليش بهتر بود. راستي از وقتي که کامپيوتر خودمو قوي کردم اون قبلي رو نفروختم (آخه ارزشش رو نداشت) و دادم برادرم. تو خونه هم شبکه راه انداختيم و صبح تا شب داريم بازيهاي کامپيوتري ميکنيم. (واسه اين بازي کامپيوتر داداشم کم مياره) شايد باورتون نشه ولي بعضي وقتها اينقدر هيجان ميگيرتمون که سر هم از اين اتاق به اون اتاق داد ميکشيم! تازه گاهي دعوا هم ميشه!
يه کم طولاني شد. راستي اگه کسي مشغول اين بازيه بنويسه...
March 24, 2003 | 35 Comments
ظاهرا عوضي اشتباه شده! ولي خدا رحم کنه!
يکي از دوستان توي سايت ابزارهاي فارسي اين خبر رو نوشته بود! بعدش که من يه کم گشتم به اصل خبر رسيدم...
خبرگزاري رويتر که از ايرنا نقل کرده و جالبه که راديو تلويزيون ما هنوز هيچي نگفته!
کسي خبر جديدتري داره!؟
تکميل: مثل اينکه خبر درسته... خدا اين گوگل رو از ما نگيره. اينا رو از قسمت اخبار گوگل در همين رابطه ببينيد.
تکميل تر: عموحميد (که دوباره وبلاگ نويسي رو شروع کرده) خبر از يه وبلاگ فارسي اختصاصي داد که در مورد وقايع اخير جنگ عراق مينويسه. کار جالبيه که کاش هر کدوم از اخبارشون هم يه لينکي به اصل خبرها در خبرگزاري هاي معتبر باشه.
March 22, 2003 | 23 Comments
حدود 2 ساعت به سال تحويل مونده و نوبتي هم باشه نوبت تبريک سال نو به همه خوانندگان عزيز اين وبلاگه.
من والا لفظ قلم بلد نيستم بنويسم و همين جمله هاي تکراري رو ميگم.
اميدوارم سالي خوب ، پر از شادي ، با ماه پريهاي زيبا چهره پيش رو داشته باشيد.
امروز يه حساب سرانگشتي کردم و ديدم بايد حداقل 100 تا کارت تبريک ميفرستادم. از اونجايي که وقت نشد و کاليبر هم حسابي بالاست ، به تبريک از طريق وبلاگ بسنده ميکنم. اونايي هم که مثل من در زمينه کارت فرستادن ماتحت فراخ تشريف دارن از اين قسمت نظرخواهي ميتونن استفاده بهينه رو ببرن.
روي ماه تمام خوانندگان لطيف وبلاگم رو محکم ميبوسم و براي سبيل کلفتها هم آرزوي موفقيت دارم.
عيد امسال براي من متفاوت از سالهاي ديگه است. امسال خيلي احساس خوبي دارم. همه اينا رو هم مديون يه غورباقه سبز هستم! (الان ميگن اين پسره ديوونه شده!)
راستي اينم يه سبزه کامپيوتري براي سال 82
خوش و پيروز باشيد.
March 21, 2003 | 43 Comments
حسن سربخشيان ، عکاس خوب ايراني ، تنها وبلاگ نويس فارسي زبانيه که از داخل عراق (شهر اربيل) و در مورد وقايع اونجا داره مينويسه. حسن بعضي وقتها با من تماس ميگيره و هر از گاهي با هم گپ ميزنيم. يه بار توي تاکسي بودم که بهم زنگ زد و يه جا وسط صحبت از دهنم در رفت که بغداد چطوره و مرز ترکيه فلانه و ... بعدش که به خودم اومدم ديدم همه تو تاکسي دارن چپ چپ نگاه ميکنن!
اينجور که ميگفت وضعيت اينترنت اونجا زياد تعريفي نداشته و تاحالا هرچي مينوشته با بدبختي بوده ولي همون يه ذره هم ديگه قطع شده و الان با اين موبايلهاي ماهواره اي ثريا وصل ميشن (البته اگه بتونه). خلاصه امروز که تماس گرفته بود گفت اگه اينترنت گير نياورد تلفني وبلاگ مينويسه!! (البته از طريق من).
اميدوارم مشکلي براي حسن پيش نياد و صحيح و سالم دوباره برگرده خونه. سال تحويل ، وسط عراق ، اونم وسط جنگ اصلا تجربه خوبي نيست!
March 20, 2003 | 1 Comments
به مناسبت نوروز 1382 اين شماره کاپوچينو يه کم متفاوته و بچه ها از دستخطهاي خودشون براي اين کار استفاده کردن. قرار بود من هم چند خط بنويسم ولي تمام وقتم براي درست کردن اين صفحه ها گرفته شد. ايشالا اگه عمري بود سال ديگه...
March 20, 2003 | 1 Comments
اين يکي دو روزه تلويزيون انصافا سنگ تموم گذاشته (نسبت به خودش) و تا تونسته فيلمهاي جديد (با دو سه سال تاخير) نشون داده. برنامه اين سو آن سو سينما هم هرشب پخش ميشه... درسته که کلي سانسور ميکنن و خيلي هم جديد پخش نميکنن ولي خب همين هم خيلي بيشتر از انتظاره.
اگه فيلمهاي هندي رو ازش کم کنيم روزي ۳-۴ تا فيلم خوب براي ديدن پخش ميشه. راستي شنيدم قراره Entrapment هم نشون بدن! ديدن کاترين زتا جونز توي تلويزيون جمهوري اسلامي واقعا لذت بخشه! اگه يه فيلم هم از آنجلينا جولي نشون بدن ديگه ايده آله! با Original Sin موافقيد!؟
March 20, 2003 | 1 Comments
امير ميگه وبلاگت از لحاظ محتوا خيلي تخمي شده! ميگه عکس هم تازه نميذاري.... باور کنيد اين روزها خيلي گرفتارم. شب عيد هم هست و خلاصه روزي يه کار بيشتر وقت نميشه... اين چند روزه هم همش به امکانات اينجا رسيدم. فرصت بدين. ايشالا دوباره خوب ميشه همه چي.
من هرچي فکر کردم هيچ معادل مودبانه اي براي واژه تخمي پيدا نکردم. کسي ميتونه کمک کنه!؟
راستي چرا خيلي ها فکر ميکنن که من بچه بالاشهر و مناطق مايه دار نشين هستم!؟ يکي از دوستان هم که امروز منو ديده بود ميگفت فکر ميکردم از اون بچه سوسول فوفولها باشي ولي ديدم اصلا گروه خونت به اونا نميخوره! ما که نفهميديم چي به چيه!
من زياد اهل آه و ناله و اين چيزا نيستم. چون شکر خدا نيازمند نيستم... شايد واسه همينه که ملت فکر کردن ما مرفه بي درديم! آدرس نميدم ولي نه داداش اينجوريا نيست. مگه بچه پايين نميتونه وبلاگ داشته باشه؟! کلي بچه پايين ميشناسم که درآمدشون خيلي از من هم بيشتره. بگذريم.