Recently in OldBlogger Category

خب اينم از اين...

| 50 Comments


خب اينم از اين...
بيچاره بلاگر اين مدت خيلي زحمت کشيد ولي خب نتونست منو راضي نگه داره و اصولا نو که مياد به بازار...
فقط محض رضاي Google اگه احيانا توي صفحه هاتون به اينجا لينک داده بودين ، لطفا لينکهاتون رو اصلاح کنيد. ممنون.

http://weblog.ehsanix.com


سايت ابزارهاي فارسي هم يه مقدار عوض کردم و فعلا قسمت رفع اشکالش که فعال بود رو آماده کردم. کم کم بقيه قسمتهاش رو هم آماده ميکنم.

http://forum.persiantools.com

بالاخره تموم شد!
امتحانش خوب شد. يعني بهتر از اوني که فکرش رو ميکردم شد. اگه قبول هم نشم از يه بابت خيالم راحته که من وقت گذاشتم و درس خوندم. به قول معروف خودم راضي هستم و چي از اين بهتر...
اين احساس آرامش و راحتي بعد از امتحان يکي از بهترين نعمتهاي خداداديه. حالا مهم نيست چه امتحاني باشه ، پايان ترم يا کنکور... هرچي هست خيلي خوبه ولي دروغ چرا به هيچ وجه علاقه اي به تکرار اين تجربيات و احساسات ندارم!
من يه سوال فوري بپرسم و برم... چون فکر کنم اين آخرين مطلبي باشه که اينجا مينويسم. آخه دارم وبلاگ رو ميبرم رو چال و ميخوام يه دستي به سرش بکشم و موتورش رو تقويت کنم و يه سري از اين جينگولک بازيا ديگه.
سوالم هم اينه که به نظر شما کدوم يکي از اينا خوبه:
1. نوشته روشن روي زمينه تيره (يه چيزي تو مايه هاي هميني که هست)
2. نوشته تيره روي زمينه روشن

قول ميدم زود برگردم. چند روزه کارش رو تموم ميکنم. از اين سيستم يک نوشته در روز هم ميام بيرون و از اين به بعد درهم مينويسم. اينم يه مدلشه ديگه! هروقت هم عکس خوبي ديدم ميذارم لاي نوشته ها.

خلاصه اينکه زندگي شيرين ميشود!

يهو دلم واسه وبلاگم تنگ شد خواستم بيام چند خط مرس بنويسم.
در مورد عکس هم بگم من اينو تو سايت Photo.net پيدا کردم. حالا اگه فکر ميکنيد مصنوعيه يا اينکه دستکاري شده بريد به اونا گير بدين. به نظرم خيلي باحال اومد. نظري هم داشتين حتما بنويسين! ميگم کسي اين احتمال رو نميده که اون خانمه از خوشحالي فرياد کشيده باشه!؟

اول اينکه سه شنبه کارت اين امتحان لعنتي رو ميدن! به احتمال زياد هم پنجشنبه عصر امتحان دارم. البته يکي هم جمعه دارم. (آخه خير سرم دو تا رشته شرکت کردم!) و بعد از اون هم ديگه خلاص! خلاصه اينکه از تمام دوستان با هر دين و آييني که دارين و ندارين خواهش ميکنم يه نيمچه دعايي هم واسه من بکنيد. بلکه همکاري بچه ها و دعاي خير مردم يه کاري برام بکنه.
راستي نظرتون راجع به تقلب سر جلسه امتحان فوق چيه!؟ آخه امتحان بدون تقلب که لطفي نداره!
ديگه اينکه دلم ميخواد الان به صد جاي مختلف لينک بدم ولي وقتش نيست.
در ضمن قرار بوده من امروز آهنگ Love Story بذارم توي اين مطلبم ولي متاسفانه نه اين آهنگ رو تونستم پيدا کنم و نه اينکه وقت Flash درست کردن و اين بساط بود!
در ضمن اين AudioBlogger هم ببينيد که ظاهرا خيلي بايد توپ باشه. در مورد خريد Blogger توسط Google هم اين صفحه رو ببينيد که عکسها و اطلاعت خوب و جالبي داره. (از طريق صفحه اول بلاگر)
راستي اون يکي صاحب بلاگر چه وبلاگ جالبي داره. راستي من با اين بابا دو تا ايميل رد و بدل کرديم. خيلي آدم باحاليه. اينو جدي ميگم. shellen.com

سايت ابزارهاي فارسي خوب جا افتاده و کارش گرفته. ولي به علت ترافيک بالاي و فشار زيادي که به CPU اون بدبختها مياره (حدود 20 GB ترانسفر ماهيانه و 500 Query در دقيقه! باور کنيد خالي نميبندم و ريز همه اينا هست) و يه سري کمبودهاي ديگه داره بازي در مياره و خلاصه مشکلات ايجاد کرده. تصميم گرفتم که يه سرويس بهتر (و طبعا گرونتر) براش بگيرم و توي يه Domain جداگونه (همون PersianTools.com) راهش بندازم. البته با يه سري اصلاحات. حالا ميخواستم ببينم از اين ملت غيور هميشه در اينترنت و صاحب Credit Card کسي هست که کمک کنه يا نه!
اينم بگم که يه فکرهايي تو سرمه که اگه خدا بخواد يه درآمد آبرومندانه هم از اين سايت جور کنم. البته اگر عملي بشه و کارش بگيره. چشمم که زياد آب نميخوره!
خيلي ها به اين ميگن گدايي آنلاين! ولي اگه برين تمام سايتهاي خارجکي که امکانات رايگاني رو در اختيار بقيه ميزارن و خودشون هم منبع درآمدي ندارن و به جايي وابسته نيستن رو ببينيد. يه شکلک يا لينکي رو تحت عنوان کمک يا Donate ميبينيد. درسته حالا همه Credit ندارن ولي خوب من دلم ميخواد اينو توي سايتهاي ايراني هم راه بندازيم. حالا با حساب سيبا و اينجور چيزها هم ميشه. بحثي هم که در اين مورد راه افتاده ببينيد ، حرفهاي جالبي توشه.

(صحبت Credit Card پيش اومد. در همين رابطه بگم که روزنامه امروز جام جم. صفحه 11 ، نصف صفحه يه آگهي بزرگ انداخته بود که يه شرکتي به نمايندگي از Visa و MasterCard و American Express اقدام به ارايه اين کارتها کرده. حالا خدا ميدونه تا چقدر حرفشون درسته و کلاه برداري هست يا نه! چون با توجه به تحريم آمريکا بعيد ميدونم به اين راحتي ها به ما حال بدن)

يه کم خارج از

| 76 Comments

يه کم خارج از برنامه اومدم ولي ميخواستم حتما 3 تا نکته رو بگم و برم سر درس که فقط 2 هفته مونده!

حسين درخشان
نميدونم تاحالا اين خط رو بالاي وبلاگ حسين ديدين يا نه:
" نگاه انتقادی حسين درخشان به ايران، فرهنگ عامه و تکنولوژی "
انتقاد توي ايران و بين ما ايرانيها از جمله خودم معني بدي داره و سريع نسبت به اون جبهه ميگيريم. ولي همين انتقادها به پيشرفت آدم کمک ميکنه. من شخص حسين رو از دوستان خوب خودم ميدونم و از اين بابت خوشحالم. دلم خواست اينو حتما بنويسم که يه وقت کسي فکر نکنه مساله اي هست يا من خودم رو رقيب کسي ميدونم. يکي از مهمترين مزاياي اين دنياي مجازي اينه که توي اينترنت ، اسم و شخصيتها اصلا مهم نيستن و همه چي مجازيه و نتيجه و ماحصل اين افراد مجازي (يا حتي حقيقي) مهمه. واسه يه نفر که منو تاحالا نديده چه فرقي ميکنه که اين احسان که اينجا مينويسه چه اخلاقي داره و چه جور آدميه و اصلا پسره يا دختر؟ حذب اللهي يا خلاف؟ شما از نتيجه فکر اين احسان (يا حسين يا هر کس ديگه) استفاده ميکنيد. چه خوب ميشه که اگه همه توي اين محيط مجازي به همديگه چيز ياد بدن و با هم دوست و رفيق باشن. قبلا گفتم. توي اينترنت جا براي همه هست. حتي چند برابر جمعيت کل ايران.
شخصيتي که پشت يه وبلاگ يا تريبون انتقادي نشسته ، از طرف من خواننده منفي به نظر ميرسه. خب اين طبيعيه چون داره ازمون ايراد ميگيره. اعتراف ميکنم من هم قبل از اينکه حسين رو ببينم يه همچين تصويري از اون توي ذهنم داشتم. ولي بعد از اينکه ديدم چه آدم نازنينيه کاملا نظرم عوض شد. از داشتن اين دوستان توي اين دنياي مجازي که احساسات کمتر معني ميده خوشحالم. من هيچ کس رو توي اينترنت دشمن خودم نميدونم و با کسي رقابت منفي ندارم و همه رو دوست خودم ميدونم. شما هم همين احساس رو داشته باشين. براي خودتون بهتره. (احسان پدر بزرگ ميشود!)

اولين خريد!
من ، امروز سه شنبه 29 بهمن ماه 1381 ، اولين خريد خودم رو با اولين Credit Card که به نام خودم ثبت شده انجام دادم. يه Host بود. از اين بابات کلي خوشحالم!  چيکار کنيم ديگه ما نديد بديديم! تاحالا همش آويزون اين و اون بوديم. خلاصه اينکه از فردا هم ميخوام بزنم تو کار سهام و خريد و فروش نفت! بلکه يه تکوني به اين ور بازار هم بدم!
راستي به عنوان اولين تجربه خودم بگم ، خريد با Credit Card يه کم عجيبه و اصلا احساس خوبي نداره. چون هيچ اسکناسي نميشمري و احساس نمکني داري پول ميري!! تازه بدتر اينکه خريد اينترنتي هم باشه ديگه چيزي هم در عوض خريد به دستت نميرسه و خلاصه هيچي به هيچي! چند تا هم صندوق صدقات خريدم که به زودي توي اينجا و پرشين تولز و ... نصب ميکنم! بده در راه خدا!!!
پيام جان ممنون. ايشالا دستت برسه به زري!

Google!
فکر کنم هم ديگه ماجراي خريد Blogger توسط Google رو شنيده باشين. خدا ميدونه چي تو فکر اين صاحبهاي گوگل ميگذره. ولي شرط ميبندم يه روز تمام اينترنت رو تسخير ميکنن.
راستي صاحب گوگل ديروز بهم ايميل زده بود و ميخواست وبلاگم رو بخره... کسي پيشنهاد بالاتري داره!؟ اگه نه که بدم بهش خوش باشه. چيکار ميشه کرد ، بچه است. هوس کرده!

تکميل: الان اومدم يه اشتباه لپي توي مطلبم رو درست کنم. اينو اضافه ميکنم. تهران تا زانو برف اومده!! (با اندکي اغراق!)

تصميم گرفتم اسم اينجا

| 73 Comments

تصميم گرفتم اسم اينجا رو عوض کنم و بذارم هفته نامه اينترنتي. نظرتون چيه!؟ هم با معنيه هم با کلاسه هم ممکنه سايتهاي ديگه بهش لينک بدن. البته بهتره بذارم گاهنامه که ديگه بدقول هم نشم. ياد جايزه معنوي (!!) اين مسابقه برترين وبلاگها افتادم! " قرار دادن لينک وبلاگ شما در سايتهاي معروف ايراني!!" راستي فکر ميکنيد چند درصد از کل اينترنت به زبون فارسيه!؟ اصلا به درصد ميرسه!؟ من که بعيد ميدونم! بعضي وقتها اين وبلاگهاي خارجي که بهم لينک ميدن جمله هاي باحالي مينويسن. فکر ميکنن مثلا يکي از اسناد يا کتيبه هاي باستان به زبان هيروگليف رو پيدا کردن! همشون هم همچين عاجزانه آرزو ميکنن کاش ميتونستن بفهمن اين شکلکها و خرچنگ غورباقه ها چيه!! مخصوصا بعد از اين عکس صدام! راستي عکس امروز هم به عکس ديروز مياد. هر دو دارن يک کار ميکنن.
ميگما... جيش کردن توي فضاي آزاد اونم توي دريا ، با خيال راحت و فارغ از همه چي ، تازه در کنار يه دوست چه لذتي داره ها! يه نسيم ملايم هم که بوزه ديگه همه چي کامل ميشه! ايشالا خدا قسمت کنه. از اين تجربه ها زياد داشتم ولي لب دريا نه!! البته فکر بد نکنيد ها! بعدش زود شلوارمون رو کشيديم بالا و کار به جاهاي باريک نکشيد!

گقتم غورباقه! نظرتون در مورد يه غورباقه سبز درختي چيه!؟ از نوع خوشگلش!؟ من که يه دونه واقعي و يه دونه مجسمه اش رو دارم!!!! کلي هم باهاشون حال ميکنم!

به خاطر اين درس لعنتي فرصت وبلاگ خوني و وبگردي کم شده. واسه همين نميتونم اين يکي دو هفته در مورد بقيه وبلاگها بنويسم يا به جايي لينک بدم.
(تبليغات سفارشي!): گالري الهه (اينجور که به ما گفتن معروف ترين گالري ايرانه) يه وبلاگ هم راه انداخته. کاش يه دستي به سر وبلاگش بکشن. من هنرمند نيستم ولي هنرمندان رو خيلي دوست دارم!
ببين کار اينترنت به کجا رسيده اين Smiley ها هم ديگه خلاف شدن! نظرتون چيه؟ GeekPorn
ببينين اين وبلاگ من چقدر پر طرفداره! کيا دوسش دارن! شما هم يه کم باهاش ور برين شايد يه حالي هم به شما داد! (از طريق پيام با اين خانم آشنا شدم!)
کاپوچينوي اين هفته هم در مورد ولنتاين و اين چيزا نوشته. فقط عين اين بچه ها رفتم و عکسهاش رو ديدم. باحاله. يه سر بزنين.
قيافه امروز Google به مناسبت روز ولنتاين باحاله. (لينک عکسش و سالهاي قبلي: اين و اين و ...)
من معتاد که کامپيوترم معمولا خاموش نميشد الان به زور هر يکي دو روز يه بار يه ساعتي روشنش ميکنم و يه سري به رفع اشکال ابزارهاي فارسي ميزنم و همين. ولي اين قسمت رفع اشکال انصافا مطالب خيلي خوبي پيدا ميشه توش و ميتونه به عنوان يه منبع خوب مورد استفاده قرار بگيره. کلي فکر دارم براش.
شده همون قضيه اي که خيلي ها تاحالا در موردش نوشتن. باحالترينش هم شاهين دلتنگستان نوشته بود. آدم شبهاي امتحان تازه ياد کارهاي عقب افتاده ميوفته ، ميشينه فيلم ميبينه ، کلي فکر و خيال و ايده مياد تو ذهنش و ... خدا وکيلي اگه زماني دنبال ايده ميگشتين يا ميخواستين يه کاري بکنين ، يه برنامه امتحاني براي خودتون فرض کنيد. بقيه اش خودش حل ميشه!

ماشين حساب!
از اونجايي که نصف بيشتر خوانندگان اينجا مثل خودم بدبخت (دانشجو) هستن. و از اونجايي که يه تعدادي از اون نصفه ممکنه بدبخت تر هم بشن (امتحان فوق داشته باشن) واسه همين خواستم در مورد يکي از نکات مهم و البته تکنولوژيک دوران دانشجويي بنويسم!! البته متاسفانه اين تيکه يه کم پول ميخواد.
مهم نيست که دانشجوي درسخوني هستين يا نه ولي ماشين حساب يکي از مهمترين و شايد اگه استعدادِ استفاده صحيح رو داشته باشين ، پر کاربردترين وسايل در سر جلسه امتحانه. واسه درس خونها خب معلومه چرا. واسه درس نخون ها هم ميگم چرا. من اين مدت 5 سال ماشين حسابهاي زيادي رو ديدم و باهاشون کار کردم و خودم هم 2 تا خريدم. يکي 2 سال پيش و يکي هم حدود 3 هفته پيش. واسه همين يه جورايي مثلا اين کاره شدم.
از من به همه شما نصيحت فقط و فقط ماشين حساب TI - 89 بخريد. (Texas Instrument Calculator). اول اينکه به هيچ وجه طرف ماشين حسابهاي Casio نريد. تا الان که من اين متن رو مينويسم هيچ کدوم از مدلهاش به درد نميخورن و هر کدوم يه سري کمبودها دارن. ماشين حسابهاي Sharp هم زياد خوب نيست و مدلهاش هم زياد متنوع نيست و يه جورايي از کاسيو هم پايين تره. خلاصه اينکه ماشين حسابهاي Texas يه سر و گردن از تمام اينا بالاتره. البته HP هم در اين زمينه خيلي قدرتمند ظاهر شده. اما تو ايران نايابه و سيستم کاري ماشين حسابهاي HP با ماشين حسابهاي معمولي متفاوته و از يه منطق عجيبي براي ورود اطلاعات استفاده ميکنه. (مثلا براي حساب کردن 2+2 بايد يه بار بزني 2 بعدش enter بعدش يه 2 ديگه بعدش enter بعدش هم دکمه + بعدش يه enter ديگه!) واسه همين تا بخواي باهاش راه بيوفتي يکي دو ماه طول ميکشه. البته يکي که از دوستام از مدلهاي پيشرفته اين HP داشت و ميگفت اگه به سيستم کاريش مسلط بشي سرعت کارش از بقيه خيلي بيشتره! چون راحتي استفاده از اين ماشين حسابها خيلي مهمه. من اين مدل Texas رو که نوشتم با خيلي مدلهاي ديگه مقايسه کردم. يکي دو تا ديگه از مدلهاي خودش مثل TI - 92Plus يا Voyage 200 هم هست که اندازه قناصي دارن. و به درد امتحان و دانشگاه نميخورن.
و حالا چرا TI - 89:
تمام عمليات رياضيات پيشرفته رو به صورت معين و نامعين انجام ميده. ابعاد ليستها و ماتريسها و ... نامحدوده. يه جورايي يه Excel کامل داره. که تمام سطر و ستونها ميتونه تابعي از سطر و ستون ديگه باشه و همه مدله هم نتيجه ميده. رسم گرافها به صورت دو بعدي و سه بعدي و پارامتري و قطبي و کروي و ديفرانسيلي و ... که رو همشون ميشه تمام عمليات رياضي رو انجام داد.(ريشه يابي و سطح و حجم و اکسترمم و ...). حدود 2 مگابايت حافظه داره که خيلي مهمه و توي سرعت محاسبات هم موثره. صفحه نمايش رزوليشين بالا (که تقريبا همه جديدها دارن). نرم افزار کنترل ماشين حساب قابليت Update شدن داره. 6-7 تا زبون داره و ميشه براش زبون جديد نوشت! (شايد يه روز اينم فارسي کرديم!) به کامپيوتر وصل ميشه و تمام عمليات رو ميشه روي کامپيوتر و نرم افزارهاش انجام داد و بعدش ريخت روي ماشين حساب. تقريبا پرطرفدار ترين ماشين حسابه و بيشترين منابع رو ميشه در مورد اون توي اينترنت پيدا کرد. اين يکي آخري خيلي به درد من خورد. کلي برنامه و توابع توپ روي اينترنت براش پيدا کردم. از جمله حل معادلات ديفرانسيل از درجه n و با n متغير و به صورت معين و نا معين! (يه چيزي تو مايه هاي دمت گرم!) يه سري هم برنامه واسه تحليل تيرها و خرپاها پيدا کردم که خوراکه عمرانه. در مورد رشته هاي ديگه فني هم کلي برنامه بود که به گروه خون من نميخورد! کلي برنامه براي توابع آماري و رگرسيونهاي عجيب غريب و سري فوريه و ... و جالب اينکه يه عالمه بازي! از انواع بازيهاي هوشي گرفته تا شطرنج و tetris و بازيهاي بزن بزن و ديروز هم يه مدل Final Fantasy براش پيدا کردم!!! اينم قسمت نرم افزارهاي سايت رسميش. يه قابليت خيلي باحال داره به اسم Pretty Print البته روي بعضي از مدلهاي جديد ديگه هم هست. اونم اينکه به هر شکلي که روي کاغذ توابع و عمليات رياضي نوشته ميشه (شکل و قيافه کسرها و جذرها و انتگرالها) به همون صورت هم توي صفحه نمايشش ديده ميشه.  در ضمن جواب ها رو هم به دو صورت ساده نشده (نتيجه به صورت کسرهايي که ديگه ساده تر نميشن و اعداد پي يا e به همون صورت ديده ميشن) و ساده شده (مقدار عددي) ميده که خيلي به درد ميخوره. براي مثال اين و اين رو از اينجا ببينيد. يه چيز جالب اينکه تمام جزوات و فرمولهاي رياضيات دبيرستان و رياضي 1 و 2 دانشگاه رو روي اينترنت پيدا کردم. يکيش رو که داشتم ميديدم قشنگ از هر مبحث چند تا مثال با راه حل داره که خيلي باحال بود. (آخه مثل اينکه اين جور ماشين حسابها رو تو خارجه ميشه در دوران دبيرستان هم استفاده کرد. آخه تو ايران ممنوعه. اينم خوبيش واسه درس نخونها. خوراک تقلبه!)
اگه بخوام همشو بگم بايد به اندازه Manual ش اينجا تايپ کنم. اصليت اين ماشين حسابها آمريکاييه. قيمتش هم حدود 130 هزار تومنه. توي جمهوري هم پيدا ميشه ولي اگه کسي دارين بگين از خارجه بيارن. چون اينايي که تو ايرانه مونتاژ چين است. مدلهاي اصلش يه نمه تميز تره. خلاصه اينکه درسته يه کم از کاسيو گرون تره ولي من کار جفتشون رو ديدم و اينو توصيه ميکنم. البته خودم تاحال کاسيو نخريدم. اون مدلي هم که 2 سال پيش خريدم TI - 82 بود. مدلهاي ديگه اي هم از Texas هست مثل همين TI -82 يا 83 ، 83Plus و يا 86 . اما ايني که در موردش نوشتم کاملترينشه. اينم بگم که تو مدت يک هفته من کاملا بهش مسلط شدم و سرعت کارم باهاش خيلي خوبه. البته يه مقدار هم استعداد ميخواد!!
نظرات و تجربياتتون رو در اين زمينه بنويسين.
راستي سوء تفاهم نشه. کارخونه معظم Texas Instrument مال باباي منه. واسه همين اينهمه ازش تبليغ کردم! بابام گفت يه کم هم ما رو تحويل بگير تا برات يه ماشين بخرم!

شکر خدا هنوز فرصت

| 71 Comments

شکر خدا هنوز فرصت ميشه يه چند خطي بنويسم. ولي چه فايده! هزار تا مطلب تو فکرم قلمبه شده و بايد همشون رو تو اين يه دونه پست جا بدم. خيلي هاش هم يادم رفته... بيخيال اونايي که يادمه خلاصه مينويسم. اما ببخشين که امروز طولاني ميشه. هر پاراگراف مربوط به يه موضوعه.
راستي اين عکس امروز رو پيام فرستاد. بعيد ميدونم مصنوعي باشه! به نظرم جالب بود. الان فکر کنم تمام وبلاگهاي عربي (اگه وجود داشته باشن) بهم لينک ميدن! ايشالا مفهومه که تو عکس چه خبره!؟

اول اينکه يار سفر کرده امشب برميگرده!!

ديگه اينکه وبلاگ خوب آرش رو بخونيد. من تازه پيداش کردم. مطالب خيلي خوبي از دنياي مخابرات و اينترنت ايران مينويسه. فقط جسارتا من اصلا از اسمش سر در نياوردم!
(يه خواهش و توصيه دوستانه. اونم اينکه تو رو خدا تعداد مطالب صفحه اولتون رو کم کنيد. بلکه صفحه يه کم سبکتر باشه. صفحه اول وبلاگ آرش ، بدون عکسهاش حدود 200k حجم داره!!!)

نقدي بر نقد کاپوچينو!!!
يکي از دوستان يه نقد خيلي خوب براي کاپوچينو نوشته. شايد تيتر اين پاراگراف رو اشتباه انتخاب کردم ولي هدفم کوبيدن و ايراد گرفتن به اين نقد نيست. بلکه يه سري حرفها بزنم که نقد اين دوستم رو کاملتر کنه. بابا خدا عمرش بده بالاخره يکي پيدا شد که يه کم ايراد بگيره. همونطور که خودش ميگه متاسفانه نقد توي فرهنگ ما معني خوبي نميده! ايشالا بقيه دوستان اينکاره هم يه کم وقت بذارن و اين هفته نامه رو نقد کنن. يه سري چيزا به ذهنم ميرسه که دلم ميخواد بنويسم. البته نميدونم چرا اين نقد بعد از اولين باري که خوندمش (همون روز که نوشته شد) بعضي جملاتش تغيير کرده!!!
در مورد انتخاب نام کاپوچينو اينجا رو اگه نخوندين ، حتما بخونيد. ولي مگه غير از اينه که نام يک چيزي بيشتر از همه بايد مورد رضايت صاحبان اون باشه؟! من از اسم وبلاگ خودم خيلي خوشم مياد و چون اين وبلاگ مال منه دلم خواسته اسمي رو که از همه بيشتر دوست دارم روش بذارم. ولي دليل نميشه همه اين اسم رو دوست داشته باشن. ولي در عين حال کلمه کاپوچينو با حال و هواي نويسنده هاش بيشتر جور در مياد. جذابيت خودش هم در حد يک اسم داره.
در مورد آمار سايت به نظر من اينترنت يه فرق خيلي عمده با صدا و سيما و مطبوعات و اين چيزا داره و اونم اينکه چون دامنه انتخاب شما بسيار بسيار وسيعه ، به همين خاطر به هيچ وجه کسي در انتخاب مجبور نيست. يعني اينکه من وبگرد ، در کليک کردن به روي يک لينک يا انتخاب لينک ديگه اي کاملا مختار هستم و کسي هم بر اين انتخاب من نظارت نداره. در ضمن شکر خدا توي اين سايت فقط متن هست و خبري از عکس پورنو و اين چيزا نيست. پس من فکر ميکنم تعداد بينندگان اين قبيل سايتها يا حداقل تعداد افرادي که با ثبت نام در خبرنامه کاپوچينو سعي در حفظ ارتباط خودشون با سايت دارن (بيش از 3100 نفر) ، معيار خوبي باشه. همونجور که دوستمون نوشته ، هرچيزي که توي اينترنت نوشته ميشه ، براي اينه که يه نفر بياد بخونه ، پس وقتي هدف يه سايت ايجاد محتوا براي خوندن ديگران باشه ، پس تعداد خوانندگان معياري از موفقيت اين سايت ميتونه باشه. (من قبلا فکر ميکردم تعداد بينندگانش خيلي کمه ولي نظرم عوض شد. چون به نظر من تعداد بينندگان سايتي که هفته اي فقط يک بار Update ميشه به نسبت کل تعداد وبگردان فارسي زبان اونقدرها هم کم نيست.) در مورد نفوذ کاپوچينو به جاهاي عجيب غريب هم چيزهاي شنيديم که نميخوام بنويسم.
در مورد محتواي ستونها ، چه بالا و چه پايين ، منظورم هيچ ستون خاصي نيست ولي کلا با حرف دوستم موافقم. يه چيزي رو هم فراموش نکنيد. کاپوچينو يک نشريه صرفا ادبي يا صرفا فلسفي يا صرفا هنري نيست. سعي بچه ها هم اينه که موضوعات مختلفي رو از ديد خودشون مورد بررسي قرار بدن. از لحاظ موضوع هم تقريبا تمام ستونها با هم فرق دارن و هيچ کدوم مثل هم نيستن. که به نظر خودم همين تنوع موضوع خودش يه حسنه. خيلي ها فقط ستون اينترنت کاپوچينو رو ميخونن و بقيه ستونها رو حتي يه بار هم نيديدن!
يه فرهنگ بدي که بعد از پديده وبلاگها به وجود اومد لفظ وبلاگي نوشتن بود. ميشه يه نفر يه تعريف از متن وبلاگي بده!؟ آيا شخصي نوشتن وبلاگيه!؟ پس اينا که وبلاگ تخصصي دارن چي؟ آيا عمومي نوشتن وبلاگيه؟! پس اينا که وبلاگ شخصي دارن چيه!؟ من هر جا که صحبت کردم اينو گفتم ، هر مجموعه يادداشتي و با هر نوع قلم و در رابطه با هر موضوعي که به صورت مستمر و منظم و دنباله دار (از لحاظ زماني) باشه ، ميشه وبلاگ. هر تعريف ديگه اي که براي وبلاگ ، موضوع تعريف کنه اشتباه و ناقصه. اينو با وبلاگها خارجي هم مقايسه کنيد.
روزي که ستونهاي کاپوچينو رو دو دسته کرديم قرار گذاشتيم که ستونهاي بالا شخصي باشه و ستونهاي پايين عمومي. همونطور هم که ميبينن هميشه موضوعات ستونهاي پايين مورد توجه عام بوده و در خبرنامه هم حرفي از ستونهاي بالا زده نميشه. چون ستونهاي بالا خوانندگان مخصوص خودشون رو دارن. کساني که يه طرز فکر خاص رو دنبال ميکنن. چون از روز اول هم کاپوچينو کار خودش رو با همين ستونهاي شخصي شروع کرد  نخواستيم  اونها رو به طور کامل حذف کنيم.
يکي از نتايج نقد اين دوست تقريبا اين بود که کاپوچينو بايد بيشتر خواننده رو در نظر بگيره و باب ميل اون بنويسه. يه آمار شايد براتون خيلي جالب باشه. پر خواننده ترين ستون و فعالترين قسمت نظرخواهي اين هفته نامه همين ستون دري وري از در و ديوار است. (البته اين قسمت نقد مثل اينکه حذف شده!!!). بعد از اون هم ستون طنز. خب حالا اگه شما با توجه به خوانندگان ميخواستين برنامه ريزي کنين غير از اينه که سعي ميکردين چهارتا ديگه از اين ستونها درست کنيد!؟ در ضمن محيط اينترنت و صفحه مانيتور اصلا جاي مطالب سنگين ادبي نيست و به قول معروف فرهنگ خاص خودش رو داره و خيلي از قوانين و قيد و بندهاي دنياي خارج توي اينترنت معني نداره. شايد واسه همينه که اين ستونها طرفدار خاصي دارن. کسي که روي کاغذ همش مطالب سنگين و رسمي ديده ، دلش نميخواد اونا رو دوباره روي وب ببينه و واسش خسته کننده به نظر ميرسه. (من خودم دقيقا اين احساس رو دارم. ترجيح ميدم برم سايت جوکستان و چهارتا جک قزويني بخونم تا بيام ستون داستان کاپوچينو!)
و در آخر ... کاپوچينو يه کار گروهي ولي بدون حاصل مالي است. تبليغاتي هم که بالا صفحات هست تا اين لحظه فقط تونسته هزينه هاي خود سايت رو بده و دقيقا هيچ پولي به نويسندگان اين سايت نرسيده. اين همه هم که در مورد عدم موفقيت کارهاي گروهي توي ايران نظر داده شده. به همين خاطر همينکه اين نشريه حيات خودش رو با تمام اختلاف نظرها و پراکندگيهايي که شما بيان ميکنيد حفظ ميکنه يه موفقيت بزرگه. در ضمن شکر خدا توي کاپوچينو جا واسه همه هست و اضافه کردن يه ستون کار يه ربعه. ولي اينکه اين نفر جديد بتونه با تيم کنار بياد و حاضر باشه بدون هيچ بازگشت مالي و فقط از روي رفاقت و حس همکاري براي کاپوچينو بنويسه ، زياد آسون نيست. کما اينکه من يه بار براي ستون اينترنت تقريبا به تمام وبلاگهاي فعال کامپيوتري ايميل زدم و درخواست کردم ولي دريغ از يک مطلب. واسه اينکه از کسي ننويسم خودم يا محمدرضا رو ميگم. طراحي و کدنويسي و Update هر هفته و رسيدگي مرتب به يه سايت ، درآمد مالي خيلي خوبي ميتونه داشته باشه که اگه من همين وقت رو روي يه کار ديگه بذارم پول خوبي در ميارم.... اين چيزا رو هم نبايد ناديده گرفت. اگه زدن هفته نامه گروهي و في سبيل الله اينقدر کار آسوني بود بايد مثل وبلاگها تعدادش زياد و زيادتر ميشد. چرا نميشه!؟
لطفا نظراتتون رو در اين مورد بنويسيد.

Hack !!
پژمان دو ماهي ميشد که وبلاگش رو بسته بود. يه آدم باحال سايتش رو هک کرده! حالا که چي بشه نميدونم! اين مطلب رو پژمان خواسته براي شما بنويسم:
" امروز صبح که بلاگم را مي خواستم باز کنم متوجه شدم که هک شده!و من هيچ گونه دسترسي به محتويات آن البته اگر چيزي باقي مانده باشد ندارم!بنابراين فعلا از دهکده جهاني خداحافظي مي کنم! اولش خيلي غصه ام شد چون تمامي مطالبم پاک شده اند. سايت من , يک سايت تجاري نبود که اگر هک شود ضرر مالي داشته باشد, گوشه اي بود که شايد مي توانستم براي چند پاره خطي از تراوش افکارم دلخوش کنم و هرچند که حدود 2 ماه هم هست که ديگر نمي نويسم اما بودنش خيلي دلگرمي بود که اين هم از من فعلا گرفته اند. در انتها تکه اي از نوشته صادق هدايت را اينجا نقل مي کنم. تنها چيزي که آرامم کرد.روحش شاد باد.
گاهی خنده, بيخ گلويم را می گيرد.
آخرش هيچ کس نفهميد ناخوشی من چيست ، همه گول خوردند!
در زندگی زخمهايی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا می خورد و می تراشد ...
اين دردها را نمی شود به کسی اظهار کرد ، چون عموما عادت دارند که اين دردهای باورنکردنی را جزو اتفاقات و پيش آمدهای نادر و عجيب بشمارند ...
پژمان دشتي نژاد - سه شنبه 15 بهمن ماه 1381 خورشيدي. ساعت 10:30 صبح به وقت تهران."

در مورد اين هک کردنهاي اخير وبلاگ ها... اينو قبول دارم که لذتي که در هک کردن هست در هيچ چيز ديگه اي نيست. اگه اين هکرها ايميل اين افراد رو هک ميکنن که دمشون گرم. ولي اگه ميرن مثلا بلاگر يا پرشين بلاگ رو هک ميکنن ، آخه هک کردن يه سرويس رايگان که منِ استفاده کننده هيچ نقشي در امنيت سرورها و اطلاعات اون ندارم چه لطفي داره!؟

زير آسمان شهر رو اين دو سه شب ديدين؟! خيلي باحال شده. کلي عوض شده و مني که اين سري جديدش رو به زور ماهي يه بار ميديدم الان دو شبه که مثل ميخ ميشينم پاش و قهقهه ميزنم!! از وقتي که شخصيت مهران غفوريان وارد نقشها شده و خشايار نقش ثابت شده خيلي باحال شده. امشب در مورد چت و اينترنت بود. به مهران ميگفتن که چون با نسل سوميها در ارتباط نيستي واسه همين بيننده هاي جوان نداري! خلاصه همشون پاي ثابت chat شده بودن و آنلاين! فقط نميدونم چرا براي اينکه نشون بدن اهل اينترنت و چت شدن همشون لباسهاي جينگول پوشيده بودن و دايم به سبک آهنگهاي سندي حرف ميزدن !؟! يه شب اين مدل جديدشون رو ببينيد. شايد مثل من دوباره خوشتون اومد.

اووووه! چقدر نوشتم! يه راهنماي کوتاه در مورد نحوه فارسي کردن فرمهاي ورود متن (مخصوصا براي MovableType) نوشتم. اين بهترين راه نيست ولي راحت ترين راهي بود که به ذهنم ميرسيد.

خيلي دلم ميخواد هر

| 73 Comments

خيلي دلم ميخواد هر روز بنويسم. اصلا هم اينجور که يه سري ميگن مطلب کم نمياد و هميشه چيزهاي خوب واسه نوشتن هست. در طول روز کلي چيز باحال اتفاق ميوفته و ميشه در موردش نوشت ولي فقط يه مشکل دارم و اونم اينکه حدود 30 روز ديگه اين امتحان لعنتي رو دارم و يه عالمه درس. واسه همينه که يه کم بي نظم شده. خيلي وقت بکنم بتونم روزي چند تا از مطالب قسمت رفع اشکال سايت ابزاهاي فارسي رو بخونم. البته از چند نفر از دوستام خواهش کردم که کمکم کنن. خلاصه هم کلي مطلب واسه نوشتن دارم هم کلي انرژي و فکر توي اين کله پوکم که الان فعلا داره پر ميشه از محفوظاتي که شايد بعد از امتحان فوق هيچ وقت به دردم نخوره. اما فعلا شرمنده.

حسن داره عين يه خبرگزاري مرتب از عراق مينويسه. البته مثل اينکه سوغاتي که به من قول داده بود (زن کُردي) دودر شده و دبه در آورده که نميشه بيارم!

عکس امروز رو خسرو برام فرستاده. عکس دستکاري و اين حرفها نشده و يه عکاس باحال يهو گرفته. از مراسم Golden Globe. آدمهاي توي عکس رو هم بايد همه بشناسين ديگه. حالا واسه اينکه جالبتر بشه هرکي هر مدل ميتونه اين عکس رو توصيف کنه. فکر کنم نتيجه جالبي بده. پس: به نظر شما تو اين عکس چي ميگذره!؟

خيلي قديمها يه داستان از وبلاگ مستانه گذاشتم اينجا. وبلاگ خوبي که تقريبا يک ماهي ميشه که ننوشته. اون موقع که اينو نوشت تازه نتيجه کنکور فوق رو گرفته بود. در مورد رشته دانشگاهي " اژدها کشي " توي يه کشور دور مثل چين. الان دلم خواست دوباره بذارمش. شايد يه کم دلم خنک شه:
" ميگن تو كشور چين يه رشته دانشگاهي ميذارن بنام رشته‌ي اژدها‌ كشي. ملت ميان كنكور ميدن و قبول ميشن و درس ميخونن و زحمت ميكشن تا ليسانس ميگيرن. بالاخره يه روزاز دانشگاه ميان بيرون و ميگن خوب كو اژدها تا بكشيمش؟
امپراطور كه از اول ميدونست اژدهايي در كار نيست ترس ورِش ميداره كه اين جووناي پُرانرژي وقتي بفهمن از اژدها خبري نيست و چند سال سرِكار بودن، شورش كنن و آشوب به پا شه. اينه كه با مشاورهاش صحبت ميكنه و آخر سر اعلام ميكنن براي رشته اژدها كشي فوق ليسانس گذاشته شده!
جوونا، دوباره تو سر وكله‌ي خودشونو بقيه ميزنن و كنكور ميدن و قبول ميشن و ... خلاصه بعد از دو سه سال از دانشگاه ميان بيرون و ميگن هرچه زودتر اژدها رو به ما نشون بدين كه ميخوايم بكشيمش.
امپراطور كبير ميبينه هيچ چاره‌اي نيست جز اينكه براي اين رشته دكترا بذارن و ...
چند سال بعد يه عده متخصص اژدها كشي از دانشگاه‌ها بيرون ميان. ولي اين بار امپراطور هيچ نگراني نداره، آخه اونا ديگه جوون نيستن؛ پس زورشون به هيچ اژدهايي نميرسه ! "

راستي کاپوچينوي 34 هم ببينيد و بخونيد. زياد وقت نکردم خودم بخونمش. يه ستون جديد به اسم ورزش اضافه کرديم. علي لطفي توي اين ستون مينويسه. خلاصه تريپ ورزشيمون هم تکميل شد و قراره يه تيم فوتبال هم واسه ليک دسته يک بديم به اسم استقلالِ کاپوچينو! ستون عکس نفيسه هم از پشت صحنه اين سريال من چيکاره بيدمه! جالبه. اونايي که خارج هستن برن عکسهاش رو ببينن بلکه به ذره بفهمن که چي به چيه. ستون اينترنت هم اينبار احسان خودمون نوشته. مطلبي در مورد مدرک تخصصی شرکت پروسافت

در مورد فرهنگ واژه ها هم چون نميخوام کلمات مسخره از خودم بگم ميخوام از خودتون بخوام که بگين در مورد چه کلمه اي بنويسيم. فقط يه کم فکر کنيد که هم باحال باشه و هم اصطلاح با اون کلمه زياد باشه. يه فمينيست ميگفت که در مورد " گوز " بنويس. ولي گفتم بذار از خود ملت بپرسيم که دفعه بعد در مورد چي بنويسيم. در ضمن نشينين دنبال اون کلمه اصطلاحاتش هم بنويسين ها. فقط يکي دو تا کلمه بنويسين که دفعه بعد با چي سر کار باشيم!!؟ البته شايد بگن اين پسره ملت رو گرفته سر کار. اما به نظرم کار باحاليه و حداقل از چرت و پرتهاي من که وقت ندارم بنويسم بهتره.

قيافه اين بچه به

| 112 Comments

قيافه اين بچه به نظرم خيلي باحال اومد! خوراک قزوينيهاي خوش سليقه است! هم ميخندن هم به کارشون ميرسن!
کاپوچينوي اين شماره توي مصاحبه اصلي خودش ، با آقاي ابطحي ، معاون رييس جمهور صحبت کرده. شخصي که شايد در نگاه اول کسي به فکرش نرسه که ايشون حتي با کامپيوتر کار بکنه! ولي وقتي فهميديم که هم کاپوچينو ميخونه و هم وبلاگ ، خيلي جالب بود. مصاحبه رو بخونيد. نظرات مردم هم زير مصاحبه بخونيد. توي وبلاگ حسين هم در موردش بحث شده. من خودم توي مصاحبه نبودم و تازه ديروز خوندمش. کار اديت مصاحبه با خسرو بوده و در يکي از باحالترين لحظه ها ، ادامه مصاحبه رو به هفته بعد موکول کرده! کلي حال کردم با اين کارش! راستي همون اول مصاحبه ابطحي در مورد عضويت خودش در خبرنامه کاپوچينو نوشته. بين خودمون باشه ولي تا الان دقيقا 3114 نفر عضو اين خبرنامه هستن که به نظر خودم زيادي زياده!
محمدرضا ، توي ستون اينترنت يه مطلب خيلي خوب با عنوان تبليغات اينترنتي در ايران نوشته. اگه علاقه مند هستين حتما بخونيد که حرفهاي خيلي خوبي زده. تقريبا دست گذاشته روي يکي از بزرگترين مشکلات فعاليتهاي اينترنتي در ايران.
ستون عکس اين هفته نفيسه در مورد عشاير قصر شيرين است. اين ستون رو من خيلي دوست دارم و دلم ميخواست از همون اول تو کاپوچينو راه بيوفته. از همين هفته پيش کلي از طرف سايتهاي ديگه بهش لينک دادن و براشون جالب بوده.
(راستي قبل از اينکه کسي باز تو نظرخواهي به تعريفهاي من از کاپوچينو بد و بيراه بگه ، ناسلامتي خودم از اعضاي اين سايت هستم. اگه من از اين سايت تعريف نکنم پس کي بکنه!؟)

وبلاگ در رکاب اينترنت رو ميخوندم. يه اشاره به يه مطلب خيلي جالب از سايت IT-Iran کرده. ميزان استفاده نمايندگان مجلس از اينترنت. اين مطلب رو تا آخر بخونيد! تقريبا هيچ کدوم از نمايندگان در پاسخ به سوال خبرنگار مبني بر اينکه آدرس ايميلتون چيه جوابي ندادن! در انتهاي مطلب هم در مورد مرکز پژوهشهاي مجلس نوشته. اتفاقا من امروز صبح اونجا بودم. (البته کارمون اونجا تموم شده). باور کنيد اگه من خودم اين تجهيزات و نيروي انساني رو که براي گرداندن يه روزنامه الکترونيکي تلاش ميکنن از نزديک نديده بودم هيچ وقت باورم نميشد! حيفه که با اين همه امکانات و هزينه ، هنوز نماينده هاي مجلس در مورد کار با اينترنت ضعيف هستن. کاش همه مثل آقاي ابطحي بودن. فکر ميکنيد در اونصورت وضع اينترنت تو مملکت اينجوري عقب ميموند!؟ حيف...

بازيکده يه وبلاگ خيلي خوب از يه عشق بازي در مورد بازيهاي کامپيوتري. من از الان قول ميدم امتحانم رو که دادم يه کاري بکنم... نا سلامتي منم عشقِ بازي کامپيوتري هستم!
راستي اينو ديدين؟ Notes of an Iranian girl
يه وبلاگ خيلي خوب البته واسه اونا که دنبال اين چيزا باشن: ادامه تحصيل در كشور هلند، دانشگاه واخنينگن
گزارش BBC در مورد دستگيري باند زنان وبلاگ نويس در تهران!!

بالاخره تا مرحله 39 اون بازي لعنتي رفتم. ولي ديگه نتونستم جلوتر برم و واسه اينکه وسوسه نشم برم طرفش ، Temprory Internet Files رو خالي کردم. راحت! ولي همونجور که يکي از دوستان گفت يه مورد مسخره تو مرحله 36 داشت و اونم اينکه يکي از مستطيلها از روي بقيه رد ميشد!

خب نوبتي هم باشه نوبت اين فرهنگ اصطلاحات کذاييه! از اين بيشتر من يادم نيومد!
2. خر
کرّه خر - [...] خر! - خرخون - خرزن (کسی که زیاد درس میخونه) - خرفهم - خرزور - خر در چمن - خر تو خر - خرشانس - خرمهره - ...
عجب خری سواریم (وقتی مخاطب آدم خنگی باشه) - خر بیار و باقالی بار کن - طرف خر شد (طرف رو خر کردیم) - ...

عليرضا: اشک(با تشديد روي شين و کسره زير الف) - معني : اي خره.( اون بار معنايي که اين اٍشٌک تو زيون ترکي داره هيچ زبون ديگه اي نداره.
hy :  مغز خر خورده - خرباز (کسي که با آدمهاي نفهم زياد ميپره)
بهار: خر خودتي - از خر شيطون بيا پايين
مسعود: خرت به چند؟
پيام: خر: مخففِ خداداد رضاخاني (ارزيابي شتابزده)
بشير:  خر کيف
پرستو: خرچسونه - خرکار - خر بازي ! (وقتي خواهرزاده هام از سر و کولم بالا مي رن و به کشتي و اينا مي رسه، بهش مي گيم خربازي ) - خر کون برهنه ( به آدم ضايع گفته مي شه )
آوا: خر زهره
FreD: خرپول - نره خر - خر هست و ذکرش (!) - خرکي - خرمگس (يه آدم باحال با يه وبلاگ باحال)
نيلوفر: خرچنگ - خربزه - گورخر
بن بست: خرخاکي
ناني: خرمذهب
سياوش: خر غلت يا قلت (تو خواب شلنگ تخته انداختن يا تو بيداري غلت زدن)
پروين: ياسين به گوش خر خوندن - خر که شاخ و دم نداره
بهار: شرخر (آدمي که دنبال دردسر ميگرده و ميخواد شر درست کنه)
بهنام: اصلا تو خر کي باشي؟! (وقتي کسي تو يه کاري که نبايد دخالت کنه ، فضولي بکنه اينو بهش ميگن)
گيگيلي: خري که خراط نباشه قاطره! (فکر کنم ضرب المثله!)
پژمان: دست خر کوتاه - مثل خر خنديدن - (کلي اصطلاحات بسيار مصطلح نوشته که من چون تاحالا توي وبلاگم مستقيما از اين کلمات استفاده نکردم نميتونم بنويسم. ولي توي نظرخواهي رو بخونيد که بيشتر از همه اينا که گفتين استفاده ميشه!!)
سهيل: پاليکار! (اسم يه خر توي يه کارتون)
من: خر پر نميزنه - فلاني خرش خوب ميره (يعني فلان جا کلي رابطه و پارتي داره)

بابام امروز يه دونه

| 46 Comments

بابام امروز يه دونه روزنامه جمهوري اسلامي آورد خونه با خودش. يکي دو بار قبلا اين روزنامه رو خونده بودم ولي از وقتي اين روزنامه هاي رنگي اومده ديگه اينا هيچ جلوه اي نداره. اما هنوز هم مطالب خوندني توش پيدا ميشه!! اينا رو ببينيد شايد از فردا هر روز خريدمش!
جمهوري اسلامي - چهارشنبه 2 بهمن 81 - صفحه 5 - ستون نامه هاي شما:
حرمت نان را نگه داريد
" از مسوولين ذيربط تقاضا ميشود اجازه ندهند برخي از کارگاههاي نان فانتزي محصولات خود را به شکل حيوانات مختلف توليد کنند. نان برکت خداست و نبايد اينگونه مورد حرمت قرار گيرد. "
همان روزنامه - صفحه 10 - اخبار شهرستان:
" مردم ، نداشتن حسن شهرت برخي از رانندگان تاکسي ، چند نرخي بودن کرايه تاکسيها ، پخش موسيقي غربي در برخي از تاکسيها و فقدان دفترچه تاکسيراني بعضيها را از مشکلات تاکسيراني بندرگز عنوان کرده اند "

خدا رو هزار مرتبه شکر که اين روزنامه ها به انگليسي نيست و خارجيها چيزي از اينا نميفهمن! نظر شما چيه!؟

Gulf War 2
يه Flash جالب پيدا کردم. اين يکي نه خنده داره نه کسي رو لخت ميکنه... در مورد جنگهاي خاورميانه و نقش آمريکا و اطلاع رساني آمريکا براي مردم و اين چيزاست... يه کم طولانيه و يه جوري جنگها رو به بازي تشبيه کرده. اگه ديدينش به يه سري جملات که در مورد ايران و نيروهاي ايراني ميگه دقت کنيد! تقريبا هر گوشه يه چيزي در مورد ايران نوشته و حرفهاي جالبي ميزنه که واقعا جاي فکر داره. مثلا يه جا که نيروهايي ايراني رو اول بازي معرفي ميکنه ميگه:
 Eager to die, just as eager to kill you
يا در معرفي موشکهاي بالستيک و کروز نوشته:
Cruise Missle: Iran & Iraq have their own versions, the silkworm
Balistiq Missle: they come in many forms, e.g. Iraq's Scud $ Irans' Shahab
Aircraft carrier: very difficult to attack, Vulnerable to silkworm Missles and Iranian Subs
(يعني ايران اينقدر ترسناک و قدرتمنده!؟)
يه جا هم هست که آمريکا اعلام جنگ به ايران ميکنه و نيروهاي ايراني يهو زياد ميشن. پيغام نظامي ميده که:
Iran Pasdaran and Basij suicide battalions are ready to repeat the human wave attacks from iran-iraq war
يه جا هم يه تيکه باحال ميندازه! ميگه:
Iran fired one of their Shahab missles at our carrier. It missed by half a mile
آخرش نميدونم چرا کم ميارن و ميگن:
We can't afford a war with Iran. Let's arrange a ceasefire so that things calm down a bit
آخرش هم ايران و عربها و سوريه و پاکستان همه با هم متحد ميشن. ايران هم يه موشک اتمي از پاکستان ميخره! آخرش هم يه سري صحبتهاي باحال ميکنن و به ملت اعلام ميکنن که ما برديم!!
حتما ببينيد! من کارشناس نيستم نظر بدم ولي کسي اگه نظري داشت بنويسه!

حالا که بحث از ايران و ديد خارجيها در مورد کشورمون شد ، حسين پريروز در مورد وبلاگ حسن توي متافيلتر نوشت و خلاصه اين سايت حسن افتاد توي وبلاگها و سايتهاي خارجي... اکثرشون از ديدن عکسهاي حسن حال کردن و خلاصه نظرات جالبي دادن. جالب اينکه اين عکس حسن که يه دختر در حال قليون کشيدنه بيشتر توجه رو جلب کرده و دو سه تا وبلاگ در موردش نوشته بودن. اين و اين رو ببينيد.

در مورد اون مشکل با IP و راهي براي پنهان کردن IP ، کاوه و هومن برنامه هاي خوبي معرفي کردن. MultiProxy و Stealther که هنوز فرصت نکردم باهاشون ور برم. بعدا در موردشون مينويسم.
ممنون از اين دوستان.

این عکس از نمایشگاه

| 52 Comments

این عکس از نمایشگاه عکس ترافیکه. میدونم دیگه قدیمی شده ولی حتما همشون ببینید که یه دنیا حرف دارن.
انصافا رفيق به اين حسن سربخشيان ميگن! يه کم ازش معرفت ياد بگيرين! قرار شده چند تا زن کردي از کردستان عراق برام بياره! (به اصطلاح بِستونه!) خلاصه اينکه تاحالا اين مدلي سوغاتي نگرفته بوديم! راستي وبلاگش رو هم سربزنيد که از عراق حرفهاي جالبي مينويسه.
حالا که بحث از دوست و رفيق شد بذارين پز يکي ديگشون هم بدم. يه رفيقي داريم ما گل! ولي نخواسته ازش اسمي ببرم! خلاصه اينکه اين آقاي اسمشو نبر يه دونه Credit Card به اسم من برام گرفته و بالاخره به يکي از آرزوهام يعني داشتم Credit Card رسيدم! دروغ چرا کلي هم ذوق کردم! خلاصه از فردا هي فرت و فرت خريد ميکنم تو اينترنت! فقط يه مشکل کوچيک داره اونم اينکه پول نداره توش! (اسمشو نبر! نميشد خودتم پول رو ميريختي توش!؟) حالا بيخيال خلاصه اينکه اگه از فردا ديدين يکي داره توي اين حراجي هاي آمازون و eBay چيزاي گنده گنده مثل شهر و هواپيما و اين چيزا خريد و فروش ميکنه بدونين که من هستم! يه سوال ، کسي ميدونه آسونترين راه واسه پول ريختن تو اين حساب چيه!؟

يه نکته بد!
ما هنوز تو کف اين کرديت کاردمون بوديم که بدجوري خورد تو حالم! نميدونم سايت PayPal رو ميشناسين يا نه. واسه نقل و انتقالات پولي تو اينترنت و اين چيزا استفاده ميشه و خلاصه کلي فايده داره (البته کلي حرف هم پشتشه ها!) حالا نکته جالب اينکه وقتي با ISP هاي معتبر مثل ندا يا پارس آنلاين که IP هاي معتبر دارن ميري تو سايتشون ، چون ميفهمه از ايران هستي اين پيغام رو که بيشتر شبيه فحش خواهر مادره به آدم ميده!

Error 3029. Due to US economic sanctions you are not authorized to access the PayPal system. You can obtain further information from PayPal at 1-888-221-1161 or 402-935-7733 or from the Office of Foreign Assets Control at www.treas.gov/ofac

و جالبتر اينکه من يه اينترنت در پيت داشتم که سرعتش هم خوب نبود ولي با اون چون IP درست حسابي نداشت و نميفهميد از ايران هستم خلاصه راحت ميذاشت Login کنم و کارم رو انجام بدم. خلاصه اينکه الان به چند ميليون دلار پولي که توي PayPal سرمايه گذاري کردم دسترسي ندارم! متاسفانه اين سايتهاي Anonymizer هم کمکي نميکنه! تو رو خدا اگه کسي راهي ميدونه بگه. چه جوري ميشه IP رو از اين سايتهاي لعنتي مخفي کرد؟ يا احيانا ميدونه که کدوم اينترنتها توي ايران IP شناخته شده ندارن که برم کارت اينترنتشون رو بخرم. که بدجوري کارم گيره و اعصابمو خورد کرده. راستي اگه خواستين اينو تست کنيد کافيه برين يه account توي همين paypal باز کنيد. اگه مشکل منو داشته باشين نميذاره برين تو!

اين آمريکا هم يه چيزي ميدونسته که تحريم اقتصادي کرده ها! بعضي هاش واقعا فشار مياره. هواپيماهاي Boeing که ديگه نميتونن ديگه تعميرشون کنن و مجبورا از کشورهاي اروپايي بخرن ، کلي لوازم يدکي که نميذارن وارد بشه و قاچاقي مياد و کلي گرونه. حالا اينا زياد به من مربوط نيست. تيکه اينترنتش بدجوري ماتحت آدم رو ميسوزونه! تو هر ليستي که ميري سواحل عاج و بوگينافاسو هست ولي ايران نيست! تازه يه سري سايتها هم مثل اين PayPal که اصلا راه نميدن آدم رو! آخه اين چه وضعشه!؟

من یه نیم ساعت دیگه روی اون بازی زور زدم. ولی از مرحله 26 جلوتر نتونستم برم! اینایی که نوشتن تمومش کردم اگه راست بگن که واقعا دمتون گرم! من که کم آوردم! خود احمد مثل اینکه تا مرحله 33 رفته!
راستی اين Flash هم تو سايتش ديدم: خيلی باحاله! با ماوس ملت رو لخت ميکنيد و همينجور اونا توضيح ميدن که اولين بار چجوری لخت شدن! از من به شما نصيحت برين سراغ دختر خوشگلهاش. چون مردها و پيرزنهاش اصلا ديدن نداره! بعد از انتخاب آدم ، یه فلش سمت راست هرکی رو به پايين هست! مرحله به مرحله مشغول بشين! راستی کيفيت صدا رو هم پايين انتخاب کنید. خيلی باحاله!! فقط اگه خوشتون نيومد بد و بيراه نگين لطفا!
When was the first time you got naked in front of someone

در مورد فرهنگ و اصطلاحات هم بگم چون ممکنه کلمه کم بيارم و چون الان بايد برم بخوابم که صبح زود بيدار بشم و چون فکرم زياد کار نميکنه و چون دلم ميخواد بيشتر به اين سوال در مورد IP جواب بدين و خلاصه هزار و يک دليل ديگه باشه فردا... ولي تجربه باحالي بود. مطلب قبلي رو ببينيد. اونايي رو که نوشتين آخرش اضافه کردم. ولي لطفا اونايي رو بنويسين که من خودم ننوشتم و در ضمن مورد استفاده و مصطلح هم باشه. ممنون.

لینکدونی

Software tracking
Powered by Movable Type 4.21-en